 آن‌)  چیزی  که  انجام  داده‌اند  پافشاری  نمی‌کنند  (‌و  به  تکرار  گناه  دست  نمی‌یازند).      (‌آل عمران/135) 

 یزدان  جهان  اینان  را  «‌متقین‌»  یعنی  پرهیزگاران  نامیده  است  و  بدیشان  وعده  مغفرت  و  بهشتی  را  داده  است‌که  عرض  آن  به  اندازه  آسـمانها  و  زمین  «‌منظومه  شمسی‌«

است‌ [4]  ...   این  معنی  سازگارتر از  هر  معنی  دیگری  با  رحمت  خدا  و  با  مـغفرت  فراخ  وگسترده  او  است‌.

یزدان  سبحان  آیه  را  پایان  مـی‌دهد  با  این  مطلب‌که  سزای  بدی  و جزای  نیکی  متکی  به  علم  و  اطلاع  خدا  است‌،  علم  و  اطلاعی‌که  خدا  از  حقیقت  چیزهائی  داردکه  به  دلها  و درونهای  مردمان  درکلیه  اوضاع  و  احوال  زندگانیشان  می‏‎گذرد.

(هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ ).

خداوند  ازهمان‌زمان‌که  شما  را  از زمین‌آفریده  است  و  ازآن  روزکه‌ شما  به  صورت  جنینهای  ناچيزی‌در  درون شکمهای  مادرانتان  بوده‌اید،  از  (‌تمام  ذرات  و  همه  جزئیات  وجود)‌شما  به  خوبی‌آگاه  بوده  است  و  هست‌.

علم‌ و  اطلاع  خدا علم  و  اطلاعی  است‌که  مقدم  برظاهر  اعمالشان  بوده  است  و  پیش  از  بروزکردارشان  از  افعا‌لشان‌ خبر داشته  است‌.  علم‌واطلاع  خدا  متعلق به  حقیقت  ثابت  ایشان  است‌،  حقیقت  ثابتی‌که  آنان  از  آن  آگاه  ندارند،  وکــسی  جز آن‌ که  ایشان  را  آفریده  است  با  آن  آشنا  نیست‌.  علم  و  اطلاعی  است‌که  وجود  داشته  است  درآن  حال که  اصل  آنان  را  از زمین  می‌آفریده  است‌،  بدان‌گاه‌که  ایشان  هنوز در جهان  غیب  بوده‌اند.  هنوز  آن‌ جنینهائی  در  شکم‏های  مادرانشان  بوده‌اند  و  نور  را  ندیده‌اند.  علم  و  اطلاع  از  حقیقت‌،  پیش  از  بروز  و  ظهور،  و  از  سرشت‌،  پیش  از کار  است‌.

کــسی‌که  این  سرشت  علم  و  اطلاع  او  باشد،  هرزه ‌درائی  و  یاوه‌سرائی  است  - ‌بلکه  بی‌ادبی  است  - ‌اگر  انسانی  خود  را  بدو معـرفی‌کند،  و حـقیقت  ذات  خود  را  بدو  بشناساند! و  خود  را  در  برابر او  بستاید  و  بگوید:  من  اینم  و  من  آنم‌:

(فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى؟).

از  پاک  بودن  خود  ســخن  مگوئید،  زیرا  که  او  پر‌هیزکاران  را  (‌ازهمه‌)  بهتر می‌شناسد.

خدا  نیازی  به  این  نداردکه  او  را  به  خود  رهنمودکنید  و  خو‌یشتن  را  بدو  بشناسانید،  و  نیازی  به  این  نداردکه  اعمال  و  افعال  خود  را برايش بسنجید  و  ارزیابی‌کنید.  زیرا  او علم  و  اطلاع ‌کامل  دارد.  ترازوی  دقیق  دارد.  سزا  و  جزای  او  دادگرانه  است‌.گفتارش  فیصله‌بخش  است‌.  کارها همه  بدو  برگردانده  می‌شود.

*بعد  ازاین‌،  واپسین  بند  در  سوره  فرامی‌رسد،  با  آهنگي  که ‌طنین  و  نغمه  آن  به  تمام  وکمــال  است‌،  و  همگون  با  آهنگ  بند  نخستین  است‌.  حقیقتهای‌ بنیادین  عقیده  را  مقرر  می‌دارد،  حقیقتهائی‌که  از  زمان  ابراهیم  (ع)  استوار  و  پایدار  مانده‌اند،  ابراهیـمـی‌که  به  ارمغان‌ آورنده  دین  حقگرای‌نخستین‌است‌.  این  بند مردمان‌را  با  آفربدگارشان  آشنا  مينماید،  از  راه  شناساندن  مشیت  و  اراده ‌کارآی  نوآفرین  موثر  در  زندگانیشان  بدیشان  یک  یک‌ آثار چنین  مشیت‌ و اراده‌ای  را  به  شکلی‌عرضه  می‌داردکه  وجدان  بشری  را  تلنگر  می‌زند  و  می‌پساید  و آن‌ را  تذکر می‌دهد و سخت به ‌تکان می‌آورد و از ژرفا  بیدار و هوشیار می‏‎گرداند  ...  تا  بدانجـا  وقتی‌که  پایان  سوره  درمی‌رسد  و  واپسین‌آهنگ  ‌گوش‌نواز  می‌شود،  احساس  و  ذهن  وشعو‌ر،  محتوای  این  بند  را  لرزان  و  هراسان  و  پاسخی  و متاثر ازآن‌،  دریافت  می‌وارد:

( أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى .وَأَعْطَى قَلِيلا وَأَكْدَى .أَعِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى .أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى .وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى . أَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى . وَأَنْ لَيْسَ لِلإنْسَانِ إِلا مَا سَعَى . وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى . ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الأوْفَى .وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى .وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى .وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا .وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأنْثَى .مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى .وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الأخْرَى .وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى .وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى .وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الأولَى .وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى .وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى.وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى .فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَى).

آیا  آن  کسی  را  دیده‌ای  که  (‌از  پیروی  حق‌)  دوری  گزیده  است‌؟  و  اندکی  بذل  و  بخشش  کرده  است  و  بعد  از  بذل  و  بخشش  دست  کشیده  است‌؟  آیا  او  علم  غیب  دارد،  و  می‌بیند  (‌که  پشت  به  اسلام  کردن  و  حق  را  نپذیرفتن  و  بخل  ورزیدن  و  بذل  و  بخشش  ننمودن‌،  پسندیده  و  بلامانع  است‌؟‌)‌.  یا  بدانچه  در  تورات  موسی  بوده  است‌،  مطلع  و  باخبرش  نکرده‌اند؟  یا  ازآنچه  درصحف  ابراهیم  بوده  است‌،  مطلع  و  باخبرش  نکرده‌اند؟  ابراهیمی  که  (‌قهرمان  توحید  بوده  و  وظیفه  خود  را)  به  بهترین  وجه  ادا  کرده  است‌.  (‌در  صحف  ایشان  آمده  است‌)  که  هیچ  کس  بار  گناهان  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد.  و  این  که  برای  انسان  پاداش  و  بهره‌ای  نیست  جز  آنچه  خود  کرده  است  و  برای  آن  تلاش  نموده  است‌.  و  این  که  قطعاً  سعی  و  کوشش  او  دیده  خواهد  شد.  سپس  (‌در  برابر  کارش‌)  سزا  و  جزای  کافی  داده  می‌شود  (‌و  بازگشت  همگان  در  پایان  جهان  بدو  است‌)‌.  و  این  که  قطعاً  او  است  که  می‌خنداند  و  می‌گریاند.  و  این  که  قطعاً  او  است  که  می‌میراند  و  زنده  می‏‎گرداند.  و  این  که  او  است  که  جفتهای  نر  و  ماده  را  می‌آفریند،  از  نطفه  ناچیزی‌،  بدان  گاه  که  (‌به  رحم‌)  جهانده  می‌شود.  و  این  که  قطعاً  بر  خدا  است  که  (‌رستاخیز  را  پدیدار  و  مردگان  را)  زندگی  دوباره  بخشد.  و  این  که  او  است  که  قطعاً  ثروتمند  می‌کند  و  فقیر  می‏‎گرداند.  و  این  که  او  است  خداوندگار  ستاره شعری‌.  و  این  که  او  است  که  عاد  نخستین  را  نابود  کرده  است‌.  و  قوم  ثمود  را  هلاک  کرد  و  از  ایشان  هیچ  باقی  نگذاشت.  و  نیز  قوم  نوح  را  قبل  از  آنان  هلاک  ساخت‌.  چرا  که  ایشان  از  همگان  ستمگرتر  و  سرکش‌تر  بودند.  و  شهرهای  زیر  و  رو  شده  قوم  لوط  را  فروانداخت‌.  آن  را  فرو پوشاند  آنچه  می‌بایست  آن  را  فرو پوشاند.  پس  (‌ای  کافر  نعمت‌)  آیا  به  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارت  شک  و  تردید  می‌ورزی‌؟‌.

(هَذَا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الأولَى .أَزِفَتِ الآزِفَةُ .لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّ