َ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ (7) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (8) قُلْ مَا كُنتُ بِدْعاً مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ (9) قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (10) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْراً مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ (11) وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِيّاً لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ (12) إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (14)‏   

این  سوره‌ي  مکی‌،  به  مساله‌ي  عقیده  مـی‌پردازد  .  .  .  مساله‌ي  ایمان  به  وحدانیت  و  یگانگی  و  ربوبیت  و  خداوندگاری  مطلقه  یزدان  بر  این  هستی  و  برهرکه  و  بر  هرچه  در  آن  است‌.  ایمان  به  وحی  و  رسالت‌،  و  به  این‌که  محمّد  صلی الله علیه و سلم  ‌پیغمبری  است‌ و پیغـمـبران پیش  از او  آمده‌اند،  و  به  این‌که  قرآن  بدو  وحـی گرديده  است‌،  قرآنی‌که‌کتابهای  آسمانی  پیشین  را  تصدیق  می‌کند.  ایمان  به  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  و  آنچه  به  دنبال  زنده  شدن  پیش  می‌آید  و  صورت  می‏‎پذیرد،  از  قبیل  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزای‌کارهای  خوب  و  بدی‌ که  در  دنیا  انجام گرفته  است‌.

اینها پایه‌هائی  است‌که  اسلام  بنیاد  خود  را  کلا  بر  آنها  استقرار  می‏بخشد  و  استوار  می‌دارد.  بدین  خاطر  قرآن  در  هر  سوره‌ای  از  سوره‌های  مکی  کاملا  آن  را  چاره جوئی‌کرده  است  و  به‌گونه‌ي  بنیادین  بدان  پرداخته  است‌.  همچنین  قرآن  پیوسته  در  سوره‌های  مدنی  بر  این  مساله  تکیه  می‌کند،  هر  زمان‌که  قصد  رهنمو‌د  یا  قانونگذاری  برای  زندگی  داشته  باشد  پس  از  پیدایش  گروه  و  دسته‌ای  از  مسلمانان  یا  پدیدار  آمدن  و  استقرار  یافتن  دولت  اسلامی‌.  این  بدان  جهت  است‌که  سرشت  این  دین  چنین  است‌که  مساله‌ي  ایمان  به  وحدانیت  و  یگانگی  یزدان  سبحان،  و  بعثت  محمد  صلی الله علیه و سلم  ‌و  ایمان  به  آخرت  و  سزای  و  جزائی‌که  در  آن  است‌،  همه  را  محوری  می سازدکه  آداب  و  رسوم  و  مقررات  و  قوانین  این  آئین  جملگی  پیرامون  آن  می‌چرخد  و  می‏‎گردد،  و  با  این  آئین  محکم‌ترین  پيوند  را  پیدا  می‌کند.  بدین  سبب  آداب  و  رسوم  و  مقررات  وقوانین  این  آئین‌،  زند‌ه  و  پویا  وگرم  و  فعال  می‌مانند،  و  از  تاثیر  دائم  آن  ایمان‌،سرچشمه  می‌گیرند  و  برمی‌جوشند.

این  سوره  از  همه‌ي  راه‌ها  این  مساله  را  به  دلها  می‏‎برد،  و  در  دلها  آن  را  بر  هریک  از  تارها  می‌نوازد،  و  آن  را  در  جولانگاه‌های‌ گوناگو‌ن‌،  همراه  با  انگیزه‌های  جهانی  و  نفسانی  و  تاریخی‌،  به  نمایش  درمی‌آورد.  همچنین  آن  را  مساله‌ي  سراسر  هستی  می‌گرداند  -‌نه  فقط  مساله‌ي  انسان  -‌درنتیجه‌گوشه‌ای  از  دا‌ستان  جن  با  این  قرآن  را  تذکر  می‌دهد،  همان‌گونه‌که  موضع‌گیری  برخی  از  بنی‌اسرائیلیها  در  برابرقرآن  را  به  پیش  می‌کشد.  از  فطرت  راستگو  و  راستکاری  شاهدی  را  حاضر  می‏‎گرداند،  هـمـان‌گو‌نه  که  از  برخی  از  بنی‌اسرائیلیها  شاهدی  را  حاضر  می‌آورد،  درست  این  بسان  آن‌،  برابر  و  یکسان‌.

آنگاه  این  سوره  چنین  دلهائی  را  درکرانه‌های  آسمانها  و  زمین‌،  و  در  میان  صحنه‌های  قیامت  در  آخرت‌،  به  چرخش  وگردش  درمی‌آورد  و  به‌گشت  و گذار  می‏‎برد.  همچنین  انسانها  را  در  جایگاه‌های  نقش  زمین  شدن  و  نابود  گشتن  قوم  هو‌د،  و  ساکنان  شهرها  و  آبادیهای  پیرامون  مکه‌،  می‏‎گرداند  و  می‌چرخاند،  و  از  آسمانها  و  زمین‌کتابی  می‌سازدکه  به  حق  سخن  می گو‌ید  همان‌گونه‌که  این  قرآن  به  حق  سخن  می‌گو‌ید،  هر  دو  برابر  و  یکسان  و  این  یکی  بسان  آن‌.

*
روند  سوره  در  چهار  مرحله‌ي  مرتبط  به پیش  می‌رود،  به  گونه‌ای‌که  انگار  یک  مرحله  است  و  دارای  چهار  بند  می‏‎باشد.

مرحله‌ي  نخستین  می‌آغازد.  همراه  با  آن‌،  سوره  با  دو  حرف‌:  حا،  میم‌،  شروع  می‌شود،  هم  بدان‌گونه‌ که  شش  سوره‌ي  قبل  آن  آغاز گردیده  است‌.  به  دنبال  دو  حرف‌:  حا،  میم‌،  به‌کتاب  قرآن  و  وحی  آن  از  سوی  یزدان  اشاره  می‌شود:

(تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (2).

این  كتاب  (‌قرآن  نام‌)  از  سوی  خداوند  با  عزت  و  باحکمت  نازل  می‏‎گردد.

بدون  فاصله  به‌کتاب  جهان‌،  و  به  پابرجائی  جهان  بر  حق  و  حقیقت‌،  و  به  تقدیر  و  تدبیر  الهی  درکارگاه  هستی  اشاره  می‌کند:
(مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى).

ما  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  این  دو  است  جز  به  حق  و  برای  سرآمد  معینی  نیافریده‌ایم‌.  (‌در  مجموعه‌ي  عالم  خلقت‌،  چیزی  ناموزون  و  ناسنجیده  و  مخالف  حق  یافته  نمی‌شود،  و  این  مجموعه‌،  همانگونه  که  سرآغازی  داشته  است‌،  سرانجامی  نیز  دارد،  و  با  فرارسیدن  آن  دنیا  فانی  می‌شود،  و  به  دنبال  آن  جهان  دیگری  شروع  می‏‎گردد،  و  نتائج  اعمال  در  آن  بررسی‌،  و  پاداش  و  پادافره  داده  می‌شود).

کتاب  قرآن‌ که ‌کتاب  خـواندنی  است‌،  وکتاب  جهان‌که  کتاب  دیدنی  است‌،  هر  دو  بر  حق  و  حقیقت  و  بر  تدبیر  و  تقدیر،  کاملا گرد  می‌آیند:

(وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ (3).
ولیکن  کافران  (‌که  این  حقیقت  را  نمی‌پذیرند  و)  از  آنچه  از  آن  بیم  داده  می‌شوند  (‌که  فرارسیدن  دادگاه  بزرگ  قیامت  و  شقاوت  آخرت  است‌)  روی  می‏‎گرداند.

بعد  از  این  سرآغاز  قوی  و  جامع  به  مساله‌ي  عقیده  مـی‌پردازد  و  آن  را  با  زشت  شمردن  شرکی  می‌آغازدکه  آن  قوم  بر  آن  بودند،  شرکی‌که  براساس  واقعیت  جهان  استوار  نیست‌،  و  بر  سخن  درستی  تکیه  ندارد،  و  بر  گفته‌ای  از  دانش  پابرجا  نمی‌باشد:

 (قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ ل