د  و  این  بند  آنها  را ردیف  می‌کند و به  صف  می‌زند.  و  با حرکتها و  جنبشهای  خو‌شایند  روح‌الامین  یعنی  جبرئیل،  آراسته  و  پیراسته  می‌شود،  بدانگاه‌که  او  جلو دیدگان  پیغمبر  بزرگو‌ار (ص)‌نمایان  و  پدیدار می‌گردد  ...  تصویرها  و  سایه‌روشنها  و  جنبشها  و  صحنه‌ها  و  فضای  روحانی  همراه‌،  از  آن  آهنگ  تعبیرگر  و  نوای  بیانگرکمک  می‏‎گیرد  و  بدان  هم‌کمک  می‌دهد،  و با  آن  می‌آمیزد  و  همـاهنگ ‌می‌گردد،  و در آن  با  آوا  و  نوای  همآوا  و  نغمه‌پرداز  شگفت  و  شگرفی،  جلوه‌گر  و  پدیدار  می‌آید  و  دل  از  دست  می‌رباید.

آنگاه  آن  بوی  خوش‌،  سـراسر  فضای  سـوره  را  فرا ميگیرد،  و  آثار  خود  را  در  بندهای  پیاپی  خویش  برجای  می‏‎گذارد،  تا  بـدانجا که  سـوره  با آهنگ  الهام‌ بخش  شدید  و  بسیار  موثری‌ که  به  ژرفاهای  دلها  می‌خزد  پایان  می‌پذیرد،  آهنگی‌ که  از  آن  هر  ذره‌ای  از  همی  انسان  به  لرزه  می‌افتد  و  به  تکان  درمی‌آید  و  هــمراه  با  آن  بال  و  پرمی‌گیرد  و  بدان  پاسخ  و  لبیک  می‏‎گوید .

*

موضوعی‌که  این  سوره  بدان  می‌پردازد،  موضوع  سوره‌های  مکی  به  طور کلی  است‌.  از قبیل‌:  عقیده  و  موضوعهای  اصلی  آن‌که  وحي  و توحید  و آخرت  است‌.  این  سوره  به  موضوع  خود  از زاویه  خاصی  می‏نگرد،  زاویه‌ای ‌که  متوجه  بیان  صداقت  وحي  و مورد اعتماد  بودن  عقیده‌ای  است‌که  بیان  می‌دارد،  و ذکر سستی ‌و  پوچی  عقیده  شرک‌،‌و لرزان  بودن ‌اساس  و پایه  خیالی  و  هیچی‌که  بر  آن  استقرار دارد.

بند نخستین  این  سوره  هدفش  بیان  حقیقت  وحـی  و  سرشت  آن  است‌.  دو صحنه  ازصحـنه‌های  وحي  را  نشان  می‌دهد،  و  صحت  و  واقعیت  وحي  را  در  سایه  این  دو  صحنه  به  اثبات  می‌رساند،  و  دریافت  پیغمبر  (ص) ‌از  جبرئیل‌(ع)  این  را  موكد  می‌سازد،  دریافتی‌که  در  آن  جبرئیل  را  دیده  است  و  با  دقت  او  را  ورانداز کرده  است‌،  و  بر  نشانه‌های  بزرگ  پروردگارش  اطلاع  پیدا  نموده  است‌.

بند  دوم  از  خدایان  دروغین  و  مورد  ادعای  مشرکین‌،  یعنی  لات  و  عزی  و منات‌،  صحبت  می‌دارد،  و  از گمانها  و  خیالهای  باطل  ایشان  در  باره  فرشتگان  سخن  می‏‎گوید،  و  بر  افسانه‌هایشان  در  باره  این‌که  فرشتگان  دختر  هستند  و  دختران  خدایند،  قلم  بطلان  می‌کشد.  تکیه  آنان  در  همه  این  چیزها  بر  ظن  و گمان  بود،  و  ظن  و  گمان  اصلاً  انسان  را  از  حق  بی‏نیاز  نمی‌گرداند.  در  صورتی‌که  پیغمبر  (ص) ‌از  روی  یقین  و ثبوت  و  دیدن  و  مشاهده‌کردن  چیزی‌که  آنان  را  به  سوی  آن  دعوت  می‌کرد،  ایشان  را  دعوت  می‌نمود  و  فرا می‌خو‌اند.

بند  سوم  به  پیغمبر (ص)‌مـی‌گوید  ازکسی  روی  گرداندکه  ازذکر  و  یاد  خدا  روی  می‏‎گرداند،  و  خود  را  تنها  سرگرم  دنیا  می‌سازد،  و  از  این  مرز  پا  را  فراتر  نمی‌گذارد،  و  چیزی  بالاتر  از  این  را  نمی‌داند.  به  آخرت  اشاره  می‌کند  و  از  چیزهائی  صحبت  می‌داردکه  در  آن  است‌.  از  سزا  و  جزای  قیامت  سخن  می‌راند  و  سزا  و  جزا  را  مبنی  بر  اعمال  مردمان  می‌شمارد.  بیان  می‌داردکه  یزدان  جهان  از  حال  و  احوال  مردمان  مطلع  و  باخبر  است‌،  از  آن  زمان‌که  ایشان  را  از  خاک  زمین  آفریده  است‌،  و  بدان‌گاه‌که  جنینهائی  در  شکمهای  مادرانشان  بوده‌اند.  چه  خدا  آگاه‌تر  از  انسانها  از  خود  انسانها  است‌.  بر  پایه  و  اساس  این  آگاهی  یقینی  و  دانش  قطعي  - ‌نه  ظن  وگمان  -‌ حساب  وکتابشان  انجام  می‏‎گیرد،  و  سزا  و  جزایشان  داده  می‌شود،  وکارشان  در  پایان‌گشت  وگذار  جهان  بدان  می‌انجامد.

بند  چهارم‌که  واپسین  بند  این  سوره  است‌،  اصول  و  ارکان  عقیده  را  بیان  می‌دارد  -‌آن‌گونه‌که  در  قدیم‌ترین  رسالتها  بوده  است  -‌ از  جمله‌:  مسووليت  شبی،  و  دقت  حساب  وکتاب  الهی‌،  و  رعایت  عدالت‌کامل  و  مطلق  یزدان  در  سزا  و  جزا  دادن  آدمیان‌،  و  سرانجام  حضـور  پیداکردن  مردمان  در  پیشگاه  یزدان‌،  یعنی  پروردگار  ایشان  و  متصرف  در  همه کار  و  بارشان،  آن‌گو‌نه‌که  اراده  آزاد  و  مشیت  مطلق  او  می‏طلبد  و  مقتضی  می‌داند.  درکنار  ذکر  این  امور،  نگاهی  به  محلهای  نقش  زمین  شدن  و  هلاک  گردیدن‌گذشتگان  تکذیب‌کننده  حقائق  انداخته  می‌شود  و  از  نحوه  نابودیشان  سخن  می‌رود.  آن  وقت  با  واپسین  آهنگ‌،  این  سوره  خاتمه  داده  می‌شود:

(هَذَا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الأولَى .أَزِفَتِ الآزِفَةُ .لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ .أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ .وَتَضْحَكُونَ وَلا تَبْكُونَ .وَأَنْتُمْ سَامِدُونَ .فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا).

این  (‌پیغمبر،  یکی  از  پیغمبران  خدا،  و)  از  زمره  بیم‌دهندگان  پیشین  است‌.  قیامت  نزدیک  گردیده  است‌.  جز  خدا  هیچ کس  نمی‌تواند  آن  را  ظاهر  و  پدیدار  کند.  آیا  از  این  سخن  تعجب  می‌کنید  و  به  شگفت  می‌افتید؟  و  آیا  می‌خندید  و  گریه  نمی‌کنید؟  و  آیا  پیوسته  در  غفلت  و  هوسرانی  بسر  می‌برید؟  اکنون  که  چنین  است‌،  خدا  را  سجده  کنید  و  او  را  بپرستید.      (‌نجم‌/56-62) 

 در  این  واپسین  آیات  است‌که  سرآغاز  و  سرانجام‌،  در  امر  پیام  و  تصویرها  و سایه‌روشنها  و  آهنگ  و  نوای  عام  و  همگانی‌،  به  یکدیگر  می‌رسد.

(وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى .مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى .وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى .إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى .عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى .ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى .وَهُوَ بِالأفُقِ الأعْلَى .ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى .فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى .فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى .مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى .أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى .وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى .عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى.عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى .إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى .مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى .لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ).

سوگند  به  ستاره  در  آن  زمان  که  دارد  غروب  می‌کند! یار  شما  (‌محمّد)  گمراه  و  منحرف  نشده  است‌،  و  راه  خطا  نپوئیده  است  و  به  کژراهه  نرفته  است‌،  و  از  روی  هوا  و  هوس  سخن  نمی‏‎گوید.  آن  (‌چیزی  که  با  خود  آورده  است  و  با  شما  در  میان  نهاده  است‌)  جز  وحی  و  پیامی  نیست  که  (‌از  سوی  خدا  بدو)  وحی  و  پیام  می‏‎گردد.  همان  کسی  که  دارای  خرد  استوار  و  اندیشه  وارسته  است‌.  سپس  او  (‌به  صورت  فرشتگی  خود  و  با  بالهائی  که  کرانه‌های  آسمان  را  پر  کرده  بود)  راست  ایستاد.  در  حالی  که  او  در  جهت  بلند  (‌آسمان  روبروی  بیننده‌)  قرار  داشت‌.  سپس  (‌جبرئیل‌)  پائین  آمد  و  سر  در  نشیب  گذاشت،  تا  آن  که  فاصله  او  (‌و  محمّد)  به  اندازه  دو  کمان  یا  کم‌تر  گردید.  پس  جبرئیل  به  بنده  خدا