بًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ . وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ . وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ).

پس  ایشان  را  به  حال  خود  واگذار،  تا  برسند  به  روزی  که  در  آن  هـلاک  می‌گردند.  آن  روزی  که  نیرنگها  و  توطئه‌هایشان  سودی  به  حالشان  نخواهد  داشت‌،  و  (‌از  هیچ  سوئی‌)  مدد  و  یاری  نمی‌شوند.  برای  ستمگران  عذابی  پیش  از  آن  (‌عذاب  سرمدی  و  ابدی‌،  در  همین  جهان‌)  هست‌،  ولی  بیشتر  ایشان  متوجه  نـمی‌گردند  و  نمی‌فهمند.  برابر  فرمان  پروردگارت،  صبر  و  شکیبائی  پیش  گیر  (‌و  با  استقامت  و  شجاعت‌،  پیام  آسمانی  را  به  گوش  انسانها  برسان  و  مترس‌)  که  تو  زیـر  نظر  ما  و  تحت  حفاظت  و  رعایت  ما  هستی‌.  وقتی  که (‌سحرگاهان  از  خواب‌) بلند می‌شوی،  به  تسبیح  و  تقدیس  و  شکر  و  سپاس  پروردگارت  بپرداز.  و  در  پاره‌ای  از  شب‌،  و  در  وقت  ناپدید  شدن  ستارگان  (‌به  سبب  نور  خورشید  به  هنگام  طلوع  فجر)  شکر  و  سپاس  و  تسبیح  و  تقدیس  خدای  را  بجای  آور.  

این  هم  مرحله  تازه‌ای  در  تاخت  بردن  و  یـورش ‌کردن  است‌.  این  مرحله با تهدید  می‌آغازد،  تهدیدکردن  با  آن  روز  هراسناک  و  هراس‌انگیزی‌ که  در  آن  به  صور  می‌دمند  و  آنان  هلاک  و  نابود  می‌شوند  -‌ اندکی  ییش  از  آن‌ که  رستاخیز  مردگان  وگرد  آوردن  ایشان  صورت  پذیرد  - ‌د‌ر  آن  روز  تعبیر  و  چاره‌اندیشی  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  و  مددکار  و  یاوری  به  فـریادشان  نمی‌رسد  و کمکشان  نمی‌کند.  اگر  امروز  آنان  به  مکر  و  نیرنگ  می‌نشینند  و  در  باره  چاره ‌کار  می‌اندیشند،  در  آن  روز  مکر  وکید  و  نیرنگشان  سودی  به  حالشان  ندارد  و  تدبیر  و  چاره‌اندیشی  فائده‌ای  بدیشان  نـمی‌بخشد. با  این تهدید  واپسین‌،  از کار  و  بار  تکذیب‌کنندگان  ستمگر  دست  برمی‏دارد،  تکذیب‌کنندکان  ستمگری‌که  این  همه  ایشان  را  دنبال‌ کرد  و  سخت  آنان  را  راند  و  مدت  زمان  طولانی  تند  و  سریع  بر  ایشان  تاخت  برد.  تا  آنـان  را  به  جایگاهی  برساند که  ایشان  را  از  آن  می‌ترساند،  و  در  آنجا  دیر  یا  زود  عذاب  منتظرشان  است  ...  از کار  و  بار  ایشان  می‌پردازد  تا  به  پیغمبر  بزرگواری  که‌گردنکشان  بر  اوگردن  کشـیده‌اند،  و  تهمت‌زنندگانی  بدو  تهمت  زد‌ه‌اند  و  به  دروغ  سخنانی  را  از  پیش  خود  ساخته‌اند  و  بدو  نسبت  داده‌اند،  رو  بکند  و  او  را  در  برابر  چنین  سرکشی  و  دشمنانگی  و  تکذیب  کردن  و گردن‌ افراختنی‌،  به  صبر  و  استقامت  بخواند،  و  بدو  بگو‌ید  بر  راستای  راه  سخت  و  طولانی  دعوت  شکیبا  باشد  و  پایدار  و  استوار  بماند،  و كار  را  به  حکم  خدا  حواله  دارد  تا  خدا  هر چه  خواهد کند  در  حق  ایشان  انجام  دهد:

(وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ ).

برابر  فرمان  پروردگارت،  صبر  و  شکیبائی  پیش  گیر  (‌و  با  استقامت  و  شجاعت‌،  پیام  آسمانی  را  به  گوش  انسانها  برسان‌).      (طه / ٣٩)  

همراه  با  رهنمود  به  صبر  و شکیبائی‌،  عزت  بخشیدن  خدا،  رعایت  و  عنایت  الهی‌،  انس  و  الفت  دوست  داشتنی‌ای‌که  سختیهای  راه  را  می‌زداید،  و  صبر  و  شکیبائی  در  برابر  دشواریها  را  عزیز  وگرامی  می‌گرداند،  اعلان  و  اعلام  می‌شود.  صبر  و  شکیبائی  وسیله  رسیدن  بدین  اکرام  و  اعزاز  ارزشمند  است‌:

(وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ).

برابر  فرمان  پروردگارت،  صبر  و  شکیبائی  پیش  گیر  (‌و  با  استقامت  و  شجاعت‌،  پیام  آسمانی  را  به  گوش  انسانها  برسان  و  مترس‌)  که  تو  زیر  نظر  ما  و  تحت  حفاظت  و  رعایت  ما  هستی‌.

وای  چه  تعبیر  قشنگ  و  زیبائی! وای  چه  به  تصویر  کشیدنی  و  به  تصویر  زدنی! وای  چه  ارج  نهادن  و  قدر  شناختنی‌!

این  درجه  و  مرتبه‌ای  است‌که  هرگز  انسانی  بدان  نرسیده  است‌،  این  درجه  و  مرتبه‌ای‌ که  این  تعبیر  آن  را  به  تصویر  می‌کشد.  تعبیری‌که  در  سراسر  قرآن‌،  و  حتی  در  میان  تعبیرهای  مشابه،  تک  و  یگانه  است‌.

به  موسی  (ع)  اینهاگفته  شده  است‌:

( وأنا اخترتك فاستمع لما يوحى ).

من  تو  را  (‌برای  مقام  رسالت‌)  برگزیده‌ام‌،  پس  گوش  فرا  ده  بدانچه  وحی  می‌شود  (‌تا  آن  را  خوب  بیاموزی  و  به  قوم  خود  برسانی‌)‌. (‌طه‌/13)  

(وألقيت عليك محبة مني ولتصنع على عيني).

من  محبت  را  بر  تو  افکندم  (‌بدان‌گونه  که  هرکس  تو  را  ببیند  بی‌اختیار  دوستت  داشته  باشد)‌.  هدف  هم  این  بود  که  تحت  نظارت  و  رعایت  من  چنان  که  بـاید  پرورش  یابی‌.    (طه/39)

(واصطنعتك لنفسي).

و  تو  را  برای  (‌وحی  خـود  و  حمل  رسالت‌)  خویش  برگزیدم. (‌طه‌/41)  

همه  اینها  تعبیرهائی  هستندکه  بیانگر  مقامات  و  منازل  والا  و  بالایند.  ولیکن  به  محمّد  (ص)‌گفته  شده  است‌:  

(فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ).

تو  زیر  نظر  ما  و  تحت  حفاظت  و  رعایت  ما  هستی‌.  

این  تعبیری  است‌که  در  آن  اکرام  و  اعزاز  ویژه‌ای‌،  و  انس  و  الفت  ویژه‌ای  است‌.  سایه  روشن  منحصر  به  فردی  می‌اندازد،  سایه  روشنی‌که  لطیف‌تر  و  شفاف‌تر  از  هر  سایه‌روشنی  است ... تعبیر  بشری  نمی‌تواند گویای  این  تعبیر  ویـژه  باشد.  پس  ما  را  بسکه  به  سایه‌روشنهای  قرآنی  اشاره‌کنیم  و  در  زیر  این  سایه‌روشنها  بمانیم  و  زندگی‌کنیم‌.

همراه  با  این  انس  و  الفت  بخشیدن،  هدایت  و  رهنمون  کردن  به  راه  تماس  دائم  با  یزدان  سبحان  بیان  می‌گردد:  

(وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ . وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ).

وقتی  که  (‌سحرگاهان  از  خواب‌)  بلند  می‌شوی‌،  به  تسبیح  و  تقدیس  و  شکر  و سپاس  پروردگارت  بپرداز.  و  در  پاره‌ای  از  شب‌،  و  در  وقت  ناپدید  شدن  ستارگان  (‌به  سبب  نور  خورشید  به  هنگام  طلوع  فجر)  شکر  و  سپاس  و  تسبیح  و  تقدیس  خدای  را  بجای  آور.

در  طول  روز،  هنگام  بیداری  از  خواب،  در  اوقات  شب‌،  و  هنگام  پشت  کردن  و  پنهان  گردیدن  ستارگان  در  بامدادان  در  وقت  طلوع  فجر،  همه  و  همه  این  ازمنه  جولانگاه  بهره‏مندی  و  لذت  بردن  از  این  انس  و  الفت  دوست  داشتنی  و گرامی  است‌.  تسبیح  و  تقدیس‌،  زاد  و  توشه  و  انس  و الفت  و  راز  و  نیاز  دلها  است‌.  آیا  دل  عاشقی‌که  محبوب  و  مقرب  یزدان  است  باید  در  پرتو  تسبیح  و  تقدیس  در  این  ازمنه  و  اوقات  چه  حالی  پیدا  کند؟؟‌؟
*
---------------------------------------------------------
[1]  اندیشه  اسلام  در  باره جـهان‌و  زندگی‌و  انسان‌.  (‌پژوهشی  است ‌که  مولف  امیدوار  است  به  نگارش ‌و  انتشار آن‌ موفق‌ گردد).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:58.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:59.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:60.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:61.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:62.txt">قسمت پنجم</a><