از  عذاب  دوزخ  فـضل  و  لطف  و  نعمت  خدا  است‌،  عذابی  که  صحنه‌های  آن  در  این  سوره  نشان  داده  شده  است‌.  تا  چه  رسد  به  این‌که  همراه  با  محفوظ  و  مصون  داشتن‌،  این  باشد:

(جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ ).

باغهای  بهشت  و  نعمتهای  فراوان‌.

همچنان  همراه  با  این  باشدکه  آنان  لذت  ببرند  از  چیزهائی‌که  خدا  بدیشان  داده  است  و  از  آنها  شاد  و  خوشحال  باشند.

همراه  با  نعمتها  و  لذت  بردنها  تبریک  و  تهنیت  و  بزرگ  داشتن  و  حرمت‌گرفتن  است‌:

(كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ).

به  پاداش  کارهائی  كه  کرده‌اید  بخورید  و  بیاشامید،  نوش  و  گوارایتان  باد!.

این  هم  خودش  نعمت  و  نصیبی  بس  بزرگ  است‌.  آنان  با  این  صدای  آسمانی  فریاد  زده  مـی‌شوند،  و  استحقاق  ایشان  برای  نعمتهائی‌که  در  آنها  هستند  اعلان  می‌گردد: 

(مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ ).

این  در  حالی  است  که  بر  تختهای  ردیف  و  کنار  هم  چیده  تکیه  زده‌اند.تـختهای  ردیف  وکنار  هم  چیده‌،  لذت‌گردهمآئی  ایشان  را  با  دوستانشان  درمیان  این  نعمتهای  فراوان  یزدان‌،  فراهم ‌می‌آورد:

(وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ).

و  زنان  سیاه‌چشم  و  درشت‌چشم  زیـبای  بهشتی  را  همسرشان  نموده‌ایم  (‌و  در  کنارشان  قرار  داده‌ایم‌)‌. 

 این  هم  لذت‌بخش‌ترین  چیزی  را  مجسم  می‌گرداندکه  به  خاطر انسان  مـی‌گذرد  و  به  دلش  وارد  می‌گردد،  از  چیزهای  لذت‌بخش  و  زیبائی‌که  انسان  می‌تواند  تصوّر  بکند.

این  تـعظیم  و  تکریم‌ گامی  به  جلو  برمی‏دارد،  ناگهان  دیده  مـی‌شودکه  فرزندان  و  زادگان  مومن  ایمانداران  پیرامونشان‌ گرد  می‌آیند  و  در  این  نعمتها  همایش  می‌نمایند.  این  هم  بر  رعایت  و  عنایت  یزدان  در  حق  انسان  می‌افزاید.  اگر  اعمال  فرزندان  و  زادگان  انسان  کم‌تر  و  پائین‌تر  از  آن  باشدکه  ایشان  را  بـه  مقام  پرهیزگاران  برساند،  بازهم  با  پدران  ونیاکان  پرهیزگار  خودگرد  می‌آیند  و  همایش  می‌نمایند،  به  شرط  این‌که  مومن  باشند.  این  هم  بدون  این‌که  چیزی  از  اعمال  پدران  و  نیاکان  و  درجات  و  مقامات  ایشان‌ کاسته  شود،  و  بدون  این‌که  زیانی  به  قاعده  مسووليت  فردی‌،  و  به  قانون  حساب  وکتاب  شـخصی‌،  وارد  شود.  بلکه  هرکسی  در  برابرکارهائی‌که‌کرده  است  پاداش  خود  را  دریافت  می‌دارد.  ولی  این  امر  از  فضل  و کرم  یزدان  در  حق  همگان  است‌:

 (وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ)‌. 

کسانی  که  خودشان  ایمان  آورده‌اند  و  فرزندانشان  از  ایشان  در  ایمان  آوردن  پیروی  کرده‌اند،  (‌در  بهشت‌)  فرزندانشان  را  بدیشان  ملحق  می‌گردانیم  (‌تا  زادگان  دلبند  خود  را  در  کنار  خود  ببینند  و  از  انس  با  آنان  لذت  بیشتر  ببرند)  بی  آن  که  ما  اصلاً  از  عمل  آن  کسان  چیزی  بکاهیم  (‌و  از  اندوخته  پدران  و  مادران  چیزی  برداریم  و  به  فرزندانشان  بدهیم‌،  و  یا  بدین  وسیله  بر  حسنات  فرزندان  بیفزائیم  و  یا  گناهانشان  را  از  این  راه  بزدائیم‌)‌.  چرا  که‌ هرکس  در گرو کارهائی  است‌ که  کرده  است‌.  

صحنه  ادامه  پیدا  می‌کند.  انواع  نعمتها  و  لذتها  را  درآن  جایگاه  پرنعمت  و  خو‌شی  نشان  می‌دهد.  ناگهان  میوه  و  گوشتی  عرضه  می‌شود که  پرهیزگاران  دوست  دارند  و  می‌خواهند.  در  میان  خود  جامهائی  رد  و  بدل  می‌کنند  و  به  یکدیگر می‌دهند که  می  و  شراب  آن  بسان  می  و  شراب  دنیا  نیست‌.  می  و  شراب  دنیا  سخنان  پوچ  و  یاوه  را  بر لبها  و زبانها  می‌آورد،‌و در حس  و  شعور و  اندامها گناه  می‌آفریند  و  می‌پراکند.

می  و  شراب  بهشت  پالوده  وپاکیزه  است‌:

(لا لَغْوٌ فِيهَا وَلا تَأْثِيمٌ ).

نه  بیهوده‌گوئی  و  یاوه‌سرائی  در  آن  است  و  نه  با  گناه  همراه  است‌.

آنان  آن‌گونه  می  و  شرابی  را  از  همدیگر  می‌گیرند  و  می‌ربایند  و  همگان  از  آن  سر  می‌کشند  و  می‌نوشند،  تا  بر  انس  و الفتشان  بیفزاید  و  لذت  و  نعمتشان  را  فراخ  و  فراوان  نماید.  در  همان  حال  نـوجوانان  به  خدمتشان  می‌پردازند  و  جامهای  شراب  را  برایشان  به‌ گردش  می‌اندازند،  نوجوانان  برازنده  و  پاکیزه  و  تمییز  و  نظیف  و  معصوم  و  مصون  ازگناه  و  دور  از  نافرمانی‌:

(كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ).

‌در  صفا  و  پاکی‌)  انگار  آنان  مرواریدهای  پنهان  (‌در  صدف‌)  هستند.

آنان  بر  انس  و  الفت  مجلس  آراسته  و  پیراسته  می‌افزایند،  و  لطف  و  صفای  دل‌پاکان  و  اندام‌پاکان  مجلسیان  را  مضاعف  می‌نمایند.

برای  تکمیل  فضای  مانوس‌،  داستان  زندگانیشان  را  برای  همدیگر  بیان  می‌کنند،  و  ازگذشته‌هایشان  می‌گویند،  و  خاطرات  خود  را  به  یاد  می‌آورند  و  نقل  می‌نمایند.  اسباب  و  علل  چیزی  را  بیان  می‌کنندکه  اینک  در  آن  بسر  می‏‎برند،  از  قبیل‌:  امن  و  امان‌،  رضایت  و  خشنودی‌،  رفاه  حال‌،  فراخی  نعمت‌،  و  انس  و  الفت  ... قرآن  راز  این  بهره‏مندی  را  برای  دلها  می‌گوید،  و  به  راهی  اشاره  می‌کندکه  بدین  نعمتها  و  خوشیها  می‌انجامد:

(وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ . قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ . فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ. إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ).

پرسش‌کنان  روی  به  همدیگر  می‌کنند  (‌و  هریک  از  آنان  از  نعمتها  و  خوشیهای  بهشت  و  الطاف  بیکران  یزدان  با  دیگری  سخن  می‌گوید)‌.  می‌گویید  ما  پیش  از  این  (‌در  دنیا)  در  میان  خانواده  و  فرزندانمان  بـیمناک  (‌از  خشم  خدا  و  حساب  و  کتاب  و  جزا  و  سزای  قیامت‌)  بودیم‌.  سرانجام  خداوند  در  حق  ما  لطف  و  مرحمت  فرمود،  و  از  عذاب  سراپا  شعله  دوزخ  ما  را  به  دور  داشت‌.  ما  پیش  از  این  (‌در  جهان‌،  تنها)  او  را  به  فریاد  می‌خواندیم  و  فقط  وی  را  پرستش  می‌کردیم‌.  واقعا  او  نیکوکار  و  مهربان  است.

راز کار  در  این  صورت  این  است ‌که  آنان  خود  را  از  همچون  روزی  برحذر  داشته‌اند  و  از  آن  ترسیده‌اند.  زندگی  کرده‌اند  و  در  آن  از  ملاقات  پروردگارشان  هراسیده‌اند.  از  محاسبه  یزدان  با  ایشان  هراس  داشته‌اند.  همچنین  در  میان  اهل  و  عیال  خودکه  محل  امن  و  امان  گول‌زننده‌ای  است‌،  گول  نخورده‌اند،  و  محل  سرگرمی  غافل‌کننده‌ای  است‌،  غافل  نبوده‌اند  و  در  غفلت  بسر  نبرده اند.

ایـن  است‌که  یزدان  مهربان  در  چنین  جایگاه  هراس‌انگیزی  بر  ایشان  لطف  و  عنایت  فرموده  است‌،  و  آنان  را  از  عذاب  سراپا  شعله  دوزخ  به  دور  داشته  است‌،  عذابی‌که  بسان  زهر  و  سم  تاف