ُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ (٢٨)فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلا مَجْنُونٍ (٢٩)أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ (٣٠)قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ (٣١)أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ (٣٢)أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ (٣٣)فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ (٣٤)أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (٣٥)أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بَل لا يُوقِنُونَ (٣٦)أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُسَيْطِرُونَ (٣٧)أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ (٣٨)أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ (٣٩)أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (٤٠)أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ (٤١)أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ (٤٢)أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (٤٣)وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ (٤٤)فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ (٤٥)يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٤٦)وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٤٧)وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ (٤٨)وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ (٤٩)

این  سوره  یورشی  را  می‌آغازدکه  تاثیر  ژرفی  در  دل  انسان  دارد.  وسوسه‌ها  وگمانها  و  شبهه‌ها  و  باطلها  را  سخت  می‌راند  و  دنبال  می‌کند.  آن  وسوسه‌ها  وگمانها  و  شبهه‌ها  و  باطلهائی‌که  بر  دل  می‌تازند  و  به  نیرنگ  می‌نشینند  و  در  اینجا  و  آنجای‌گوشه‌ها  وکنارهای  دل  پنهان  و  نهان  می‌گردند.  به  باطل‌ گرداندن  هر  حجتی  و  هر  عذری  می‌پردازد که  دل  برای‌کناره‌گیری  از  حق  و  دوری  از ایمان  برمی‏گزیند  و  بدان  چنگ  می‌زند  ...   یورشی  است‌که  هیچ  دلی  تاب  مقاومت  در  برابر  آن  را  ندارد.  یورشی  است‌که  پیاپی  بر  دل  می‌شود  تا  آن  را  وادار  به  اقرار  و  اعتراف  و  تسلیم  شدن  و  فرمان  بردن  می‌گرداند!

یورشی  است‌که  واژه  و  عبارت‌،  معنی  و  مدلول‌،  تصویرها  وسایه‌روشنها،  و  آهنگها  و  نواهای  طنین‌انداز  و  نغمه‌پرداز  این  سوره‌،  و  بندها  و  فاصله‌های  آن‌،  یکسان  و  همآوا،  در  آن  شرکت  دارند.  از  آغاز  تا  به  انجام  این  سوره‌،  آیه‌ها  پشت  سر  هم  می‌آیند.  انگار  آیه‌های  این  سوره‌گدازه‌هائی  هستندکه  پرت  می‌گردند،  و  آهنگها  و  نواهای  این  سوره  صاعقه‌ها  و  آذرخشها  هستند،  و  تـصویرها  و  سایه‌روشنهای  این  سوره  تازیانه‌های  گزنده‌ای  هستند  که  بر  احساس  و  شعور  می‌تازند  و  یک  لحظه  هم  از  آغاز  تا  به  انجام  به  حس  و  شعو‌ر  مهلت  و  فرصت  نمی‌دهند!

این  سوره  با  سوگندی  می‌آغازدکه  یزدان  سبحان  به  چیزهای  مقدسی  در  زمین  و  آسمان  می‌خورد.  برخیها  معلـوم  و  مشخص  هستند،  و  بـعضیها  نهان  و  ناپیدا  و  نامعلوم  می‌باشند:

(وَالطُّورِ . وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ . فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ . وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ . وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ . وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ).

سوگند  به  کوه  طور(‌که  موسی  بالای  آن  با  خدا  به  گفتگو  و  مناجات  پرداخته  است‌)‌.  و  قسم  به  کتاب  نوشته  شده  (‌آسمانی‌! که  برای  رهنمود  انسانها  به  کره  زمین  فرستاده  شده  است‌. کتابی  که  نوشته  شده  است‌)  در  صفحاتی  و  (‌میان  جهانیان‌)  پخش  گردیده  است‌.  و  قسم  به  خانه  آبادان  (‌كعبه‌! که  دائماً  از  زائران  موج  می‌زند)‌.  و  سوگند  به  سقف  برافراشته  (‌آسمان‌)‌.  و  سوگند  به  دریای  سراپا  آتش‌!.

سوگند  خورده  می‌شود  برکار  بزرگ  هراس‌انگیزی‌که  دل  را  به  تکان  و  لرزه  می‌اندازد،  و  احساس  و  شعو‌ر  را  هراسناک  می‌گرداند.  با  تعبیری  سوگند  یاد  می‌شودکه  لفظ  آن  با  معنی  هراس‌انگیز  آن  مناسبت  دارد.  در  صحنه‌ای  نیز  به  میان  می‌آیدکه  دلها  از  آن  به  لرزش  و  چندش  می‌افتند:

(إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ .مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ . يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا . وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا ).

قطعاً  عذاب  پروردگارت  واقع  می‌شود  (‌و  کفار  را  در  آغوش  خود  می‌کشد)‌.  و  هیچ  کس  و  هیچ  چیزی  نمی‌تواند  از  وقوع  آن  جلوگیری  کند.  روزی  (‌این  عذاب  الهی  رخ  می‌دهد  که‌)  آسمان  سخت  به  تکان  و  جنبش  می‌افتد  و  تند  درهم  می‌لولد.  و  کوه‌ها  (‌از  جا  کنده  می‌شوند  و)  به  شتاب  روان  می‌گردند.

در  میانه  صحنه  هراس‌انگیز،  میبنیم  و  می‌شنویم  چیزی  راکه  به  تکان  و  زلزله  می‌اندازد  و  به  ترس  و  هراس  می‌افکند.  آن  چیز  وای  و  واویلا،  و  کوب‌کردن  و  به  جزع  و  فزع  انداختن  است‌:

(فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ . يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا . هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ . أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ . اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

  آن  روز،  وای  به  حال  کسانی  کـه  (‌حق  را)  تکذیب  کرده‌اند! آنان  که  سرگرم  کارهای  باطل  خویشند  (‌و  پیوسته  مشغول  طعنه  زدن  بـه  اسلام  و  قرآن  و  پیغمبرند)‌.  روزی  آنان  را  با  زور  به  میان  آتش  دوزخ  می‌اندازند.  (‌در  این  وقت  فرشتگان  بدیشان  می‌گویند:‌)  این  همان  آتشی  است  که  آن  را  دروغ  می‌پنداشتند.  آیا  این  جادو  است‌؟  یا  این  که  شما  نمی‌بینید؟  به  آتش  وارد  شوید  و  بدان  بسوزید،  چه  شکیبائی  هـم  کنید  و  چه  بیتابی‌،  به  حال  شما  تفاوتی  نمی‌کند.  چرا  که  تنها  بـرابر  کارهائی  که  خودتان  کرده‌اید  کیفر  داده  می‌شوید.

این  مرحله‌ای  از  یورشی  است‌که  می‌تازد  و  ميراند.  به  دنبال  آن  مرحله  دیگری  فرا می‌رسد  و  نوع  دیگری  و  رنگ  ديگری  دارد.  مرحله‌ای  است‌که  دلهائی  راکه  آن  هول  و  هراس  وحشتناک  را  دید‌ه  است  به  طمع  می‌اندازد،  طمع‌کردن  به  امن  و  امان  و  نعمت  بهشت  جاویدان‌.  این  مرحله  با  نشان  دادن  تصویر  پرهیزگاران  و  آنچه  برای  ایشان  از  تـعظیم  و  تکریم  آماده‌گردیده  است  می‌آغازد.  بدیشان  نـموده  می‌شودکه  از  نعمتهای  خوب  و  خوش  و  دلربا  و  دل‌انگیز  چه  اندازه  برایشان  آماده  گردیده  است‌،  آن  اند‌ازه‌که  