گروهی  از  جنیان  -‌هنگامی‌که  قرآن  را  می‌شنوند  و  برای  یزدان‌ کرنش  می‏‎برند  -  متضمّن  ارکان  و  اصول  اعتقاد کامل  است‌:  تصدیق  وحی،  وحدت  عقیده  میان  تورات  و  قرآن‌،  اعتراف  به  حق  و  حقیقتی‌ که  قرآن  مردمان  را  بدان  دعوت  می‌کند  و  می‌خواند،  ایمان  به  آخرت  و  مغفرت  و  بخششی‌که  بدان  می‌انجامد  و  عذاب  و  عقابی‌که  برخی  از  اعـمال‌،  انسان  را  بدان‌گرفتار  و  سنگین‌بار  می‌سازد،  اعتراف  به  نیروی  یزدان  و  توانائی  او  بر  آفرینش‌،  تنها  او  بر  بندگان  ولایت  و  سرپرستی  دارد،  و  پیوند  میان  آفرینش  جهان  و  زنده  گرداندن  مردگان  .  .  .  اینها  اصول  و  ارکانی  است‌که  سراسر  سوره  در برگیرنده  آنها  و  بیانگر  آنها  است‌.  همچنین  مسائلی  است‌که  در  سائر  مرحله‌های  خود  بدانها  می‌پردازد.  همه‌ي  این  ارکان  و  اصول  و  مسائل  از  زبان  جنیان  به میان  آمده  است‌.  از  جهانی  مطرح  گردیده‌اند  که  جدای  از  جهان  انسانها  است‌.

زیبا  است‌که  پیش  از  بیان  این ‌گفتـار،  در  باره  جنیان  و  واقعه‌ای‌که  پیش  آمده  است‌،  سخنی  بگوئیم.

قرآن‌که  از  واقعه‌ي  روانه ‌کردن  جنیان  برای  شنیدن  قرآن  از  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم   صحبت  می‌کند  و  به  ذکر  آنچه ‌گفته‌اند  و  آنچه  کرده‌اند  می‌پردازد،  این  امر  خودش  به  تنهائی برای  اثبات  وجود  جنیان  و  حکایت  وقوع  حادثه‌ي  ایشان  بسنده  است‌. کافی  است‌ که  قرآن  بگو‌ید  همچون  جنیانی  می‌توانند  بدین  قرآن ‌گوش  فرادهند  و  آن  را  با  همین  واژه‌های  عربی  و  با  خـود  تلفظ  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم    درک  و  فهم‌ کنند.  همچنین  قرآن  می‌رساند که  جنیان  آفریدگانی  هستندکه  می‌توانند  ایمان  را  بپذیرند  یاکفر  را  در  پیش  بگیرند،  و  هدایت  یابند  و  یا گمراه  بشوند  .  .  .  دیگر  نیازی به اثبات  بیشتر  این  مساله  یا  تاکید  این  حقیقت  نیست‌.  چه  هیچ  انسانی  نمی‌تواند  چیزی  را  بـر  حقیقتی  بیفزایدکه  یزدان  سبحان  آن  را  اثبات  می‌نماید.  امّا  ما  می‌کوشیم  این  حقیقت  را  برای  اندیشه‌ي  انسان  اندکی  توضیح  دهیم  و  آن  را  بازکنیم‌.

جهان  پیرامون  ما  پر  از  رازها  و  رمزها  است‌.  لبریز  از  نیروها  و  آفریده‌هائی  است‌که  اصل  و  صفت  و  نشان  آنها  برای  ما  نهان  و  پنهان  است‌.  ما  در  آغوش  این  نیروها  و  رازها  و  رمزها  زندگی  می‌کنیم‌.  اندکی  از  آنها  را  می‌شناسیم‌،  وکـمی  در  باره  آنها  می‌دا‌نیم‌.  بسیاری  از  آنها  را  هم  نمی‌شناسیم  و  هیچی  در  باره  آنها  هم  نمی‌دانیم‌.  هر  روزه  برخی  از  ایـن  رازها  و  رمزها  را  کشف  می‌کنیم‌،  و  با  برخی  از  این  نیروها  اشنا  می‌شویم‌.  گاهی  با  خود  این  آفریده‌ها  آشنا  می‌گردیم‌،  وگاهی  به  صفاتی  از  آنها  پی  می‏بریم،  و  زمانی  هم  فقط  آثار  آنها  را  در  جهان  پیرامونمان  می‏‎بینیم.

ما  هنوز  در  نیمه‌ي  راه  هستیم‌،  راه  شناخت  این  جهانی‌که  ما  و  پدران  و  نیاکانمان  در  آن  زندگی  می‌کنیم‌،  و  فرزندانمان  و  نوادگانمان  در  آن  بسر  می‏‎برند.  روی  ذره‌ای  از  ذرات  کوچک  کوچک  آن  بسر  می‌برند  و  زندگی  را  سپری  می‌کنند  .  .  .  این  ستاره‌ای‌که  زمین  نام  دارد،  زمینی‌که  در  برابر  حجم  جهان  یا  وزن  آن‌،  چیزی  نیست  و  چیزی  نمی‌ارزد!

آنچه  ما  امروزه  -  هرچندکه  در  آغاز  راه  هستیم  -   شناخته‌ایم‌،  نسبت  به  اطلاعات  و  آگاهیها  و  دریافتها  و  برداشتهای  فقط  پنج  قرن  پیش  مردمان‌،  عجائب  و  غرائبی  بشمار  می‌آیدکه  از  مساله‌ي  جنیان  شگفت‌تر  و  شگر‌ف‌تر  است‌.  اگرکسی  پنج  قرن  پیش  چیزی  می‌گفت  از  رازها  و  رمزهای  اتمی‌که  امروزه  از  آن  صحبت  می‌کنیم‌،  قطعاً  او  را  دیوانه  می‌نامیدند،  یاگمان  می‏بردند  او  از  چیزی  سخن  می‌گوید که  از  وجود  جنیان  بسیار  شگفت‌تر  و  شگرف‌تر  است‌!

ما  به  چیزها  پی  می‏بریم  و  چیزها  راکشف  می‌کنیم  در  حدود  توان  بشری  خودمان‌،  توانی‌که  برای  خلافت  در  این  زمین  آماده  و  مهیاگردیده  است‌.  و  مطابق  با  مقتضیات  این  خلافت‌،  و  در  دائره‌ای ‌که  خدا  آن  را  برایمان  کشیده  است  و  به  اشیاء  داخل  آن  اجازه  فرموده  است  پرده  از  خود  برایمان  بردارند،  و  رام  ما  شوند،  تا  ما  هم  بتوانیم  به  وظیفه‌ي  خلیفه‌گری  در  زمین  برخیزیم  .  .  .  علم  و  دانش  و  آگاهی  و  بینش  ما،  وکشفیات  ما  در  طبیعت  و گستره‌ي  آن  از  این  دائره‌،  یعنی  دائره‌ای‌که  ما  در  این  زمین  برای  خلافت  بدان  نیاز  داریم‌،  بیرون  نمی‌رود  و  فراتر  نمی‌شود،  هرچند  عمر  ما  انسانها،  یعنی  بشریت  به  طورکلی‌،  طول  بکشند،  و  هرچند  نیروهای  هستی  به  تسخیر  ما  درآیند  و  پرده  از  اسرار  خود  بگشایند.

بسیارکشف  خواهیم  کرد.  بسیار  آشنائی  پیدا  خواهیم  کرد.  عجائب  و  غرائب  بسیاری  از  رازها  و  رمزهای  این  جهان  و  نیروها  و  انرژیهای  آن  برایمان  روشن  خواهد  گردید  و  در  دسترسمان  قرار  خواهدگرفت‌،  آن  عجائب  و  غرائبی  که  اسرار  اتم  نسبت  بدانها  بازیچه  کودکانه‌ای  بیش  نخواهد  بود!  ولیکن  ما  در  حدود  و  ثغور  دائره‌ای  خواهیم  ماندکه  برای  علم  و  دانش  و  آگاهی  و  بینش  انسانها  ترسیم  شده  است  و  مشخص  و  معین  گردیده  است‌.  در  حدود  و  ثغور  این  فرموده‌ي  یزدان  سبحان  خواهیم  ماند:

(و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا)

جز  دانش  اندکی  به  شما  داده  نشده  است‌.    (‌اسر‌اء‌/85) 

 دانش  اندک  با  مقایسه‌ي  با  رازها  و  نهانیهائی‌که  درگستره‌ي  هستی  است  و  جز  آفریدگار  آنها  و  محافظ  آنها کسی  بدانها  پی  نمی‏برد.  در  حدود  و  ثغوری  خواهیم  ماندکه  خدا  با  این  مثال  آن  را  به  تصویر  می‌کشد،  مثالی‌که بیانگر  علم  و  دانش  نامحدود  یزدان‌،  و  نشان‌دهنده‌ي  وسائل  و  ابزار  آگاهی  و  اطلاع  محدود  انسان ‌است‌: 

 (ولو أن ما في الأرض من شجرة أقلام ، والبحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله).

اگر  همه‌ي  درختانی  که  روی  زمین  هستند  قلم  شوند،  و  دریا  (‌برای  آن  مرکب  گردد)  و  هفت  دریا  کمک  این  دریا  شود  (‌و  با  آن  مخلوقات  خدا  یادداشت  گردد،  قلمها  می‌شکنند  و  مرکبها  می‌خشکند،  ولی‌)  مخلوقات  خدا  پایان  نمی‏‎گیرند.    (لقمان/27) در  این  صورت  ما  را  نسزد  -‌با  همچون  حال  و  احوالی  -  درباره  بودن  چیزی  یا  نبودن  چیزی  قاطعانه  حکم  صادر  کنیم‌،  و  در  باره  تصور  آن  یا  عدم  تـصور  آن  موکدانه  سخن  بگوئیم،  آن  چیزی‌که  به  جهان  نهان  و  غیب  پنهان  مربوط  می‌گردد،  و  از  جمله‌ي  رازها  و  رمزها  و  نیروها  و  انرژیهای  این  هستی  است‌.  تنها  بدان  خاطر  است‌که  این  چیز  مورد  بحث  خارج  از  مفهوم  و  مانوس  عقل  ما  یا  فراتر  از  تجارب  معروف  و  مشهور  ما  است‌.  ماکه  هنوز  همه‌ي  اسرار  و  رموز  بدن  خود  را،  و  همه‌ي  دستگاه‌ها  و  نیروهای  پیکرمان  را  نشناخته‌ایم‌،  