انی  سخن‌گفته  است  و  فرموده  است‌:

(كَانُوا قَلِيلا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ).

ما  به  خدا  سوگند  اندکی  از  شب  هم  برنمی‌خیزیم‌! پدرم  (رض)  بدو گفت‌:  خوشا  به  حال  کسی‌که  وقتی‌ که  خواب  او  را  فراگرفت  و  به  خواب  رفت  برخیزد  و  بیدار  بماند،  و  از  خدا  بترسد  زمانی‌که  از  خواب  بیدار  شد.  

این  حالی  است‌که‌کسانی  از  تابعین  آرزوی  رسیدن  بدان  را  داشته‌اند  و  بدان  مـقام  و  منزلت  -  امید  دوخته‌اند! -  تابعینی  که  مکانت  و  منزلت  والائی  در  ایمان  و  یقین  داشته‌اند  - ‌آنان  مقام  خود  را  پائین‌تر  از  مقام  چنین‌کسانی  دیده‌اند،  مقامی  که  یزدان  برخی  از  مردمان  را  برای  رسیدن  بدان  برگزیده  است  و  همچون  جاهی  بدیشان  روا  دیده  است‌،  و  ایشان  را  توفیق  داده  است‌که  حق  همچون  جاه  و  مقامی  را  بجای  آورند،  و  خدا  آنان  را  در  پیشگاه  خود  از  زمره  نیک‌کاران  قلمداد  بفرماید.

این‌،  حال  و  وضع  ایشان  با  پروردگارشان  است‌،  و  امّا  حال  و  وضعشان  با  مردمان‌،  و  با  دارائی  و  اموال‌،  آن  گونه  است‌که  سزاوار  نیک‌کاران  است‌:

(وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ).

در  اموال  و  دارائیشان  حقی  و  سهمی  (‌جز  زکات‌)  برای  گدایان  و  بینوایان  تهیدست  است‌.

آنان  سهمی  را  به‌گدائی  اختصاص  می‌دهندکه  گدائی  می‌کند  و  بدو چیزی  داده  می‌شود،  و  سهمی  را  به  بینوائی  اختصاص  می‌دهندکه  ندارد  وگدائی  نمی‌کند  و  سکوت  می‌نماید  و  از  درخواست  چیزی  شرم  و  حیا  می‌کند.  آنان  بخشی  را  بدین  و  بخشی  را  بدان  اختصاص  می‌دهند  و  بر  خویشتن  واجب  و  لازم  می‌گردانند.  آنان  تعیین  چنین  سهمی  را  به  دلخواه  خود  بر  خویشتن  واجب  و  لازم  می‌نمایند،  سهمی‌که  از  سوی  یزدان  حدود  و  اندازه‌ای  برای  آن  مقرر  نشده  است‌.  بلکه  حقی  است‌که  محسنان  برای‌گدایان  و  بینوایان  تعیین  و  بر  عهده  می‌گیرند.

این  هم  اشاره‌ای  است‌که  با  موضوع  رزق  و  روزی  و  ثروت  و  دارائی  می‌خواند،  موضوعی‌ که  این  سوره  بدان  مـی‌پردازد،  تا  دل  را  از  بندها  و کمندهای  بخل  و  تنگچشمی‌،  و  از  زیر  بارهای  سنگین  آن  برهاند،  و  از  سدها  و  مانعهای  سرگرم  شدن  به  رزق  و  روزی  نجات  دهد،  و  برای  بخـش  دوم  این  سوره  مقدمه‌چینی‌کند  و  زمینه  را  آماده  سازد،  در  آن  زمان‌که  نشانه  پرهیزگاران  و  تصویر  نیکوکاران  را  تکمیل  می‌نماید.  

*
( وَفِي الأرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ .وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ .وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ .فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَالأرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ).
در  زمین  دلائل  و  نشانه‌های  فراوانی  است  برای  کسانی  که  می‌خواهند  به  یقین  برسند  (‌و  از  روی  دلیل  خدای  را  بشناسند  و  آثار  قدرت  او  را  ببینند)‌.  و  در  خود  وجود  شما  (‌انسانها،  نشانه‌های  روشن  و  دلائل  متقن  برای  شناخت  خدا  و پی  بردن  به  قدرت  او است‌)‌.مگر  نمی‌بینید؟  در  آسمان‌،  روزی  شما  است  و  نیز  چیزهائی  که  بدان  وعد  و وعید  داده  می‌شوید.  به  خدای ‌آسمان  و  زمین  سوگند  که  این  (‌مطلب‌،  یعنی  وقوع  رستاخیز،  حساب  و  کتاب،  جزا  و  سزا،  بهشت  بـرای  دینداران‌،  و  دوزخ  برای  بی‌دینان‌)  حق  است‌،  درست  همانگونه  که  شما  سخن  میگوئید  (‌و  سخن  گفتن  کاملاً  بـرایتان  محسوس  است  و  در  باره  آن  شک  و  تردیدی  ندارید)‌. 

 این  آیه‌ها  اشاره‌ای  به  نشانه‌های  خداشناسی  موجود  در  زمین  و  در  وجـود  خود  انسانها  دارد.  چشمها  را  متوجه  آسمان  در  باره  رزق  و  روزی  قطعي  و  بهره  مـقدر  می‌گرداند.  این  آیـه‌ها  با  سوگند  بـزرگی  خاتمه  می‌پذیرند،  سوگندی‌که  یزدان  سبحان  بـه  ذات  خود  می‌خورد،  با  این  توصیف‌:

(رَبِّ السَّمَاءِ وَالأرْضِ ).

خدای  آسمان  و  زمین‌.

آسمان  و  زمینی‌که  از  آنها  در  این  بخش  سخن  رفته  است‌.  این  سوگند  بزرگ  خورده  می‌شود  بر  این‌که  ای  سخنی‌ که  برایشان  از  سوی  یزدان‌ گفته  می‌شود  حق  است  وباید  بدان  یقین‌واطمینان  داشت‌. 

( وَفِي الأرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ .وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ ؟).

در  زمین  دلائل  و  نشانه‌های  فراوانی  است  برای  کسانی  که  می‌خواهند  به  یقین  برسند  (‌و  از  روی  دلیل  خدای  را  بشناسند  وآثار  قدرت  او  را  ببییند)‌. و در خود وجود  شما  (‌انسانها،  نشانه‌های  روشن  و  دلائل  متقن  بـرای  شناخت  خدا  و  پی  بردن  به  قدرت  او  است‌)‌.  مگـر  نمی‌بینید؟‌.

این  ستاره‌ای‌که  بر  سطح  آن  زندگی  می‌کنیم  نمایشگاه  بس  فراخ  و  هراس‌انگیزی  از  نشانه‌ها  و  دلائل  شناخت  خدا  و  از  عجائب  و  غرائب  ساختار  شگفت‌انگیز  او  است‌.  نمایشگاهی  است‌که  تاکنون  چندان  چیزی  از زیبائیها  و  شگرفیهای  آن  را  ندیده‌ایم  و  بدانها  پی  نبرده‌ایم‌.  تنها  اندکی  از  بسیاری  را  شناخته‌ایم  یا  ورانداز کرده‌ایم‌.  ما  هر  روزه  چیز  تازه‌ای  را  از  ایـن  نمایشگاه  می‏‎بینیم  و  کشف  می‌کنیم‌،  و  از  چیز  تازه‌ای  اطلاع  پیدا  می‌کنیم  ...   بسان  همین  نمایشگاه  زمین  نمایشاه  دیگری  است‌که  در  وجود  خود  ما  انسانها  نهفته  است  ...   بلی  خو‌د  انسان‌! منبع  اسرار  نهان‌! انسانی‌که  رازها  و  رمزهای  سراسر  این  جهان  هستی  در  آن  نهفته  است‌،  نه  فقط  رازهـا  و  رمزهای  این  ستاره  زمینی‌!

دو  آیه  بدین  دو  نـمایشگاه‌،  چنین  اشاره  مختصری  دارند،  اشاره  مختصری‌که  دو  لنگه  درهای  این  دو  نمایشگاه  را  باز  می‌كند  وگشوده  می‌دارد  برای  هرکسی‌که  بخواهد  به  تماشا  بپردازد  و  یقین  و  اطمینان  پیدا کند  و  زندگی  خود  را  لبریز  سازد  تا  بدانجاکه  از  لذت  و  شادی‌،  و  از  بند  و  اندرز  و  درس  عبرت  زنده‌،  و  از  پشتوانه‌های  ارزشمند  شناخت  راست  و  درست‌،  سرریزگردد،  پشتوانه‌هائی‌که  دلها  را  بالا  می‏‎برند  و  والا  می‌گردانند،  و  عمرها  را  چندین  برابر  می‌نمایند!

نصوص  قرآنی  آمادگی‌کار  را  دارند  و  می‌توانند  در  میان  همه  مردمان  و  همه  محیطها  و  در  تمام  شرائط  و  ظروف  و  احوال  و  اوضاع‌،‌کارا  باشند.  توانائی  این  را  دارندکه  به  هرکسی  و  به  هرعقلی  و  به  هرفهم  و  شعو‌ری  پشتوانه  معینی ببخشند  به  هریک  ازآنها  به  اندازه  آنچه  می‌پذیرد  و  توان  آن  را  دارد.هر  زمان‌ که  انسان  در  علوم  و  فنون  پیشرفت‌ کند،  و  درک  و  فهمش  وسعت  و  فراخی‌گیرد،  و  اطلاعات  و  معلوماتش  بیشتر  شود،  و  تجربه‌ها  و  آزموده‌هایش  زیادترگردد،  و  بر  اسرار  جهان  و  اسرار  نفس  بشری  اطلاع  بهتری  به  دست  آورد،  بهره  او  از  آیات  قرآن  اوج  می‏‎گیرد،  و  پشتوانه‌اش  ستبر  می‌شود،  و  توشه‌ای‌که  از  نصوص  قرآن  دریافت  می‌دارد،‌گوناگون  و  متنوع  ميگردد  ...   قرآن‌کتابی  است‌