ن  را  به  تاخیر  نمی‌اندازد  و  قطعاً  در  آنجا  به  حساب  وکتابشان  می‌رسد!

(وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ)  .

 و  روز  جزا  و  سزا،  حتماً  وقوع  پیدا  می‌کند  و  می‌آید.

وعده‌،  راست  و  حتمی  است‌،  چه  در  اینجا  و  چه  در  آنجا  ...   از  جمله  چیزهانی‌که  خدا  بدیشان  وعده  داده  است  رزق  و  روزی  است‌.  رزق  و  روزی  را  برایشان  تضـمين  فرموده  است  به  صورت  زیاد  و  فراوان  یا  به  شکل‌کم  و  اندک‌،  آن‌گونه  که  اراده  و  مشیت  خدا  می‌خواهد.  وعده  خدا  در  راستای  رزق  و  روزی‌،  راست  و  درست  و  قطعی  و  حتمی  است‌،  همان‌گونه‌که  وعده  خدا  در  باره  هر  چیزی  و  هرکاری‌،  راست  و  درست  و  قطعي  و  حتمی  است‌.

بایدکه  تحقق  حاصل‌کند  و  پیاده  شود  آنچه‌که  خدا  به  مردمان  وعده  داده  است‌،  بدان  شکل  و  بدان  گونه‌ای  که  یزدان  سبحان  آن  را  می‌طللبد  و  می‌خواهد،  و  در  وقت  و  زمانی‌که  یزدان  سبحان  آن  را  در  نـظر  دارد  و  آن  را  تعیین  فرموده  است‌.  تحقق  پیداکردن  و  وقوع  یافتن  کارها  به  سوگند  خدا  نیازی  ندارد،  ولیکن  خدا  به  این  موجودات  و  مخلوقات  خود  سوگند  می‌خورد  تا  دلها  را  متوجه  آنها  گرداند  -  همان‌گونه‌که  گذشت  -  و  دلها  بیندیشند  در  باره  نوآوریها  و  نوآفرینیها  و  قدرت  و  توان  و  تدبیر  و  تقدیری‌که  در  فراسوی  این  چیزها  است  و  به  دلها  الهام  می‌دارند  که  وعده  خدا  -  آفریدگار  این  آفریده‌ها  بدین  نظم  و  نظام  و  بدین  تدبیر  و  تقدیر  و  سنجش  دقیق  -  بایدکه  راست  و  درست  و  قطعی  و  حتمی  باشد،  و  بایدکه  حساب  وکتاب  دقیق  خوبی  و  بدی  و  صلاح  و  فساد،  انجام  بگیرد  و  صورت  بپذیرد.  چه  سرشت  این  پدیده‌ها  و  آفریده‌ها  بیانگر  این  هستند  که  کار  جهان‌،  بیهوده  و  تصادفی  وگزاف  و  سرسری  نیست  ...   همچنین  این  پدیده‌ها  و  آفریده‌ها  نشانه‌های  آشکار  و  دلیلهای  نیرومندی  هستند،  و  بیانگر  ارزش  این  چنین  سوگندی  بوده‌که  دل  را  و  ذهن  را  سخت  متوجه  آنها  می‌گرداند.  این  هم  شیوه‌ای  و  راهی  از  شیوه‌ها  و  راه‌های  الهام‌بخشی  و  پرورشی‌،  و  بدون  واسطه  سخن  گفتن  با  فطرت  به  زبان  هستی  است‌!

* 
سوگند  دوم  نیز  چنین  است‌:
(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ .إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ .يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ).

سوگند  به  آسمان‌! که  دارای  راه‌ها  است‌.  (‌ای  کفار! هر  لحظه‌)  شما  سخن  و  گفتار  دیگری  دارید.  (‌گاه  فرستاده  ما  را  مجنون‌،  گاه  شاعر،  گاه  ساحر،  و ...می‌نامید)‌.  کسانی  (‌از  ایمان  به  سزا  و  جزا)  منحرف  می‌شوند  که  (‌از  مسیر  دلیل  عقل  و  منطق  حق‌طلبی‌،  به  سبب  پیروی  از  اهریمن  و  هوا  و  هوس‌)  منحرف  شده  باشند.

یزدان  سبحان  به  آسمان  منظم  و  مرتب  و  هماهنگ  و  دارای  ترکیب‌بند  استوار  سوگند  می‌خورد،  نظم  و  ترتیب  و  هماهنگی‌ای‌که  به  نظم  و  ترتیب  و  هماهنگی  زره  می‌ماند،  زره‌ای  که  حلقه‌هایش  درهم  تنیده  و  تو  در  تو  باشد.  چه  بسا  این  هم  شکلی  از  اشکال  ابرها  در  آسمان  باشد،  بدان  هنگام  که  راه  راه  و  آراسته  و  پیراسته  بسان  زره  چین  چین  و  حلقه  حلقه  است‌،  چین  چین  و  حلقه  حلقه‌ای‌که  آب  و  شن  پیدا  می‌کنند  زمانی‌که  باد  بر  آنها  می‌وزد.  چه‌بسا  این  هم  وضع  و  حالی  باشدکه  پیوسته  ترکیب‌بند  کره‌ها  و  مدارهای  درهم  تنیده  و  هماهنگ‌،  داشته  باشد.

یزدان  سبحان  به  آسمان  هماهنگ  و  دارای  راه‌ها  سوگند  یاد  می‌کندکه  آنان‌ گفتار گوناگون  و  جوراجور  و  پریشان  و  نابسامانی  دارند.  گفتارشان  استوار  و  برقرار  نیست‌.  دارای  ثبات  و  استقرار  نمی‏باشد.  هرکس  خواست  از  آن  گفتار  روی  می‌گـرداند،  و  هرکس  خواست  بر  آن  بماند  بر  آن  می‌ماند.  چرا  که‌گفتارشان  بجا  و  برجا  نبوده  و  دارای  توافق  و  ثبات  نمی‏باشد.  بلکه  پیوسته  ویلانی  و  حیرانی  و  همیشه  پریشانی  و  نابسامانی  حاکم  است‌.  باطل  همیشه  این  چنین  است‌.  باطل  زمینی  است‌که  می‌لرزد  و  تاب  می‌خورد،  و  بیابانی  است‌که  نشانه‌ها  و  نوری  ندارد.  سخن  باطل  تاب  می‌خورد  و  می‌آید  و  می‌رود  و  به  اصل  ثابتی  برنمی‌گردد  و  میزان  و  معیار  دقیقی  ندارد.  گویندگان  آن  سخن  همین‌که  بر  آن‌گرد  می‌آیند  پراکنده  می‌کردند  و پس  از اندک  مدتی  از آن‌ دوری‌ می‌گزینند،  و  مخالفت  و  دشمنانگی  به  میانشان  می‌خزد  و  ميافتد.  پریشانی  و  نابسامانی  و  اختلاف  و  ستیزشان‌،  وكار  آمیخته  وآشفته  ایشان‌،‌وقتی  روشن  وآشکار پدیدار  ميآیدکه  بدان  در  سایه  آسمانی  نگریسته  شود که  دارای  راه‌ها  و  نظم  و  نظام‌،  و  دارای  ترکیب‌بند  و  ساختار  منظم  و  مرتب  است‌.

آنگاه  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  ومقررميداردکه  آنان  با  خیالها  وگمانها  در  باره  آخرت  بسر  می‏‎برند،  و  در  این  خیالها  و گمانها  متکی  به  حق  و  حقیقت  یا  اطمینان ‌و یقین  نیستند.  ایشان  در  باره  این  حـق  روشن‌،  کفارهای‌گو‌ناگون  دارند  و  هردم  سخنی  می‌گویند.  آن  گاه  آن  روز  را  درصحنه  زنده‌ای‌که  چشمها  آن  را  می‌پایند  و  نظاره  می‌نمایند  برایشان  به  تصویر  می‌کشد:  

(قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ .الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ .يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ .يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ .ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ)  ‌.

مرگ  بر  دروغگویان! همان  کسانی  که  در  گرداب  ضلالت  و  جهالت‌،  غافل  و  سرگشته‌اند  (‌و  راه  به  جائی  نمی‌برند.  با  تمسخــر  پیوسته‌)  می‌پرسند:  روز  (‌حساب  و  کتاب  و)  سزا  و  جزا  کی  خواهد  بود؟  آن  روز،  روزی  است  که  ایشان  روی  آتش  گداخته  می‌شوند.  (‌بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  بچشید  عذاب  خود  را.  این‌همان  روزی  است  که  در  فرارسیدن  آن  شتاب  می‌ورزیدید.

«‌خرص‌»‌که  مصدر«‌‌الخرّاصون»  است  به  معنی  ظن  و  گمان  و  سنجش  سرسری  و  ناسنجیده‌ای  است‌که  متكي  به  میزان  و  معیار  دقيقی  نیست‌.  یزدان  سبحان  دعا  می‌فرمایدکه‌کشته  شوند! وای  چه  هو‌ل  و  هراسی‌! خدا  درخـواست‌کشتن  و  مرگ  آنان  را  مينــماید!

 (قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ)  ٠

مرگ  بر  دروغگویان  (‌آن‌کسانی  که  از  روی  گمان‌و  تخمین  سخن  می‌گویند).

‌کار ایشان  را  روشن‌تر و آشکارتر بیان  می‌فرماید:  

)الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ)

همان  کسانی  که  در  گرداب  ضلالت  و  جهالت‌،  غافل  و  سرگشته‌اند  (‌و  راه  به  جائی  نمی‌برند.

آنان  غرق  درگردابه‌ گمراهیها  و  خیالبافیها  هستند،  و  بیدار  و  هشیار  نــمی‌گردند.  تعبیر  سخن‌،  سایه‌روشن  خود  را  دارد.  این  جماعت  را  چنین  به  تصویر  می‌کشدکه  گوئی  آنان  در  منجلاب‌گمراهیها  وخیالبافیها  سرگشته  و  حیران  و  ویلانند  و  از  چیزهائی‌که  در  پیرامون  ایشان  می‌گذرد  بی‌خبرند  و  متوجه  چیزی  نی