شیار  بود  و  رو  بدان  نمود.  در  روزگار  پـيشـين  اسلام  بسياری  از  مسلمانان  نیاز  پیدا  کرده‌اند  در  باره  مفاهیم  «‌ذاریات‌»‌،  «‌حاملات‌»‌،  «‌جاریات‌»‌،  و  «‌مقسّمات‌»  پرس  و  جوکنند  و  معانی  آنها  را  روشن  گردانند.

ابن‌کثیر  در  تفسیر  خودگفته  است‌:  شعبه  پسر  حجّاج‌،  از  سمّاک  پسر  خالد  پسر  عرعره‌،  نقل‌کرده  است‌که  از  علی  (رض)‌شنیده  است‌،  و  خود  شعبه  نیز  ازقاسم  پسر  ابوبزه‌،  و  از  ابوطفیل  روایت  کرده‌اند  که  از  علی  (رض)  شنیده  است  و  به  صورتهای‌گوناگون  نیز  از  امیرالمومنین  علی  پسر  ابوطالب  (رض)  روایت  شده  است  و  ثابت  گردیده  است‌که  او  بالای  منبرکـوفه  رفت  و  فرمود:  از  من  در  باره  هر  آیه‌ای‌که  درکتاب  خداوند  بزرگوار  است‌،  و  در  باره  هر  حدیث  و  رفتار  و  روشی‌که  از  پیغمبر  خدا  (ص)  نقل‌گردیده  است  نخواهید  پرسید  مگر این‌که  شما  را  از  آن  آگاه  می‌گردانم‌.  ابن‌کواء  برخاست و گفت‌:ای امیرالمومنین‌،  معنی  این  فرموده  خداوند  بزرگوار  چیست‌؟‌:

(وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا ).
سوگند  به  بادها! که  (‌ابرها  را  برمی‌انگیزند  و  به  این  سو  و  آن  سو  برابر  فرمان  یزدان  می‌برند  و)  به  سرعت  پراکنده  می‌دارند.
علی  (رض) فرمود:  باد  است‌.
گفت‌:  چه  معنی  دازد؟‌:
(فَالْحَامِلاتِ وِقْرًا ).
و  سوگند  به  ابرهائی  که  بار  سنگینی  (‌از  باران‌)  را  با  خود  برمی‌دارند.
فرمود:  مراد  ابر  است‌.
گفت‌:  معنی  این  چیست‌؟‌:
(فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا ).
و  سوگند  به  کشتیهائی  که  ساده  و  آسان  (‌در  آبهای  رودخانه‌ها  و  دریاها  و  اقیانوسها)  روان  و  در  حرکتند.
  فرمود:  مقصـودکشتیها  است‌.
گفت‌:  پس  معنی  این  چیست‌؟ 
 (فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا). 
و  سوگند  به  فرشتگانی  که  کارها  را  (‌میان  خود  بـرابر  فرمان  یزدان‌)  تقسیم  کرده‌اند.
فرمود:  مراد  فرشتگان  است‌.

صبیغ  پسر عسل تمیمی  به‌پیش  عمر پسر خطّـاب (رض)  آمد  و  از  او  در  باره  این  چیزها  پرسید.  او  هم  همان  مفاهیم  و  معانی‌ای  راگفت‌که  عـلی  پسر  ابوطالب  -‌کرم  الله‌وجهه  -  فرموده  بود.  عمر  (رض)  احساس‌کردکه  صبیغ  آنها  را  از  او  برای  رخنه‌گرفتن  و  سرکشی‌کردن  می‌پرسد.  این  بود  او  را  تنبیه‌کرد  و  از  همنشینی  با  مردمان  بازداشت.  تا  وقتی‌که  توبه  کرد  و  سوگندهای  بزرگ  را  خورد  وگفت‌:  چیزی  از  این  چیزها  در  دل  او  نبوده  است  ...   این  روایت  می‌رساندکه  پـیچيدگی  مدلولها  و  مفهومهای  این  تعبیرات  باعث  گـردیده  است  که  رخنه‌گیرندگان  و  عیبجویان  خویشتن  را  در  فراسوی  آنها  پنهان‌کنند  و  پرسشهائی  در  باره  آنها  بکنند.

ابن عباس‌،  ابن  عمر،  مجاهد،  سعید  پسر  جبیر،  حسن‌،  قتاده،  سدی  -  رضی‌الله‌عنهم  -‌وکسان  بسیار  دیگری  نیز  این  تعبیرات  را  همان‌گونه  معنی‌کرده‌اند.  ابن  حریر  و  ابن  ابوحاتم  هم  جز  این  برداشت  نکرده‌اند  و  معنی  ننموده‌اند  (‌همان‌گو‌نه  که  ابن‌کثیرگفته  است‌)‌.یزدان  سبحان  سوگند  خورده  است  به  بادهائی‌که  می‌پراکنند  و  پخش  می‌کنندگرد  وغبارها  وگرده‌های  گیاهان  و  درختان‌،  و  ابرها،  و  چیزهای  دیگری  راکه  انسان  ازآنها  باخبر  است  و  یا  بی‏خبر  ...   و  سوگند  میخورد  به  ابرهائی‌که  آبستن  به  آب  و  بردارندگان  بار  سنگین  آن  هستند  ومتراکم  می‏‎باشند،  و  خفا  ابرها  را  می‌راند  به  هرجاکه  بخواهد.  خدا  سوگند  می‌خـورد  به  کشتیهائی‌که  ساده  و  آسان  در  پرتو  قدرت  یزدان  بر  سطح  آبها  جاری  و  در  حرکت  می‏‎باشند  برابر ویژگیها  و  وزن  مخصوصهائی‌ که  خداوند  بزرگوار در آبها  و  کشتیها  و  در  سراسرجهان  هستی  به  ودیعت  نهاده  است  و  اجازه  می‌دهند  جریان  و  حرکت‌،  بدین  سادگی  و  آسانی‌،  میسر  و  ممکن‌گردد.  آن‌گاه  یزدان  سبحان  به  فرشتگان  سوگند  می‌خورد،  فرشتگانی‌که  هریک  از  آنان  عهده‌دارکاری  ازکارها  هستند  و  امور  و  شوون  را  در  میان  خود  تقسیم  می‌کنند،  و  اوامر  خدا  را  می‌شنوند  و  می‌پذیرند  و  آنها  را  طبق  دستور  و  برابر  اراده  و  مشیت  ایزد  متعال  برعهده  می‌گیرند  ومیان  خـود  تقسیم  می‌کنند،  و  به‌کارهای  ویژه  خود  سرگرم  می‌گردند،  و  مطابق  درخواست  خدا  و  برابر  وظیفه  محوله ‌کارها  را  در  جهان  تقسیم  می‌کنند  و  به  انجام  وظیفه  می‌پردازند.
بادها  و  ابرها  و کشتیها  و  فرشتگان‌،  آفریده‌هائی  از  آفریده‌های  یزدانند،  و  یزدان  آنها  را  ابزار  و  وسـیله‌ای  برای  اجرای  قدرت  خود،  و  پرده‌ای  برای  نمایش  اراده  و  مشیت  خویش  می‌گرداند.  از  راه  همچون  ابزار  و  وسائلی  قضـا  و  قدر  خدا  پیاده  مـی‌شود  و  تحقق  پیدا  می‌کند.  خدا  بدانها  سوگند  می‌خـورد  تا  آنها  را  بزرگ  و  سترگ  نشان  دهد،  و  دلها  را  متوجه  آنها  سازد،  و  دلها  به  معانی  و  مفاهیمی  پي  ببرندکه  در  فراسوی ‌آنها  است‌،  و  دست  خدا  را  ببينند  در  آن  حال  و  احوالی‌که  آنها  را  پدید  می‌آورد  وهستی  می‏بخشد  وآنها  را  به‌کار می‌گمارد  و به ‌گردش  و چرخش  درمی‌آورد  و قضا  و  قدر  مرسوم  و  معمول  خدا  را  پیاده  و  محـقق  می‌گرداند.  بیان  این  امور  بدین  شکل  و  با  صفت  خاص  خود،  دل  را  متوجه  اسرار  نهان  در  آنها  می‌سازد،  و  دل  را  به  دنبال  همچون  ذکر  الهامگرانه‌ای  آویزه  نوآفرینی  می‌کندکه  چنین  آفریده‌هائی  را  هستی  بخشیده  است  و  به  جهان  گسیل  داشته  است‌.  

گذشته  از  این‌،  چه  بسا  این  چیزها  از  ناحیه  دیگری  با  موضوع  رزق  و  روزی  پیوند  داشته  باشد  موضوعی‌که  روند  این  سوره  بر  آن  است  و  در  صدد  است‌که  دل  انسان  را  از  بندها  و کمندهایش  برهاند  و  آن  را  از  زیر  بارهای  سنگینش  برکشد  و  آزادگرداند.  بادها  و  ابرها  و  کشتیها  پیوند  آشکاری  با  رزق‌ و روزی  و وسائل  و  اسباب  آن  دارند.  فرشتگان  و  تقسیم  وظائف  و  تکالیفشان  نیز  با  مساله  رزق  و  روزی  ارتباط  تنگاتنگ  دارد.  چه  رزق  و  روزی  یکی  از  این  قسم  وظیفه  و  تکلیف‌،  و  یکی  از  این  تقسیم  امور  در  میانشان  است‌.  بدین  جهت  پیوند  موجود  در  میان  این  چنین  شروع  و  سرآغازی  و  میان  موضوعی‌که  این  سوره  در  میان  موضوعهای‌گوناگون  بدان  می‌پردازد،  هویدا  و  پیدا  می‌گردد. 

یزدان  سبحان  بدین  چهار  آفریده  سوگند  می‌خورد  بر  این  که‌:

(إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ . وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ)  . 

 مسلمّاً  چیزی  که  بدان  وعده  داده  می‌شوید  و  از  آن  ترسانیده  می‌شوید،  راست  و  قطعی  است‌،  و  روز  جزا  و  سزا،  حتماً  وقوع  پیدا  می‌کند  و  می‌آید.

خداوند  به  مردمان  وعده  داده  است‌که  بدیشان  در  برابر  خوبي،  خوبی  بکند،  و  در  برابر  بدی،  بدیشان  بدی  برساند.  اگر  خداوند  در  زمین  حساب  وکتابشان  را  به  تاخیر  انداخته  است  و  بدیشان  مهلت  و  فرصت  داده  است‌،  در  آخرت  حساب  وکتاب  ایش