های  اسرارآمیزی  قرارگرفته  است‌.  خداوند  بزرگوار  بر  انجام  کاری  سوگند  می‌خورد:

(وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا .فَالْحَامِلاتِ وِقْرًا .فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا .فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا .إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ .وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ ).

سوگند  به  بادها  که  (‌ابرها  را  برمی‌انگیزند  و  به  این  سو  و  آن  سو  برابر  فرمان  یزدان  می‌برند  و)  به  سرعت  پراکنده  می‌دارند.  و  سوگند  به  ابرهائی  که  بار  سنگینی  (‌ازباران‌)  را  با  خود برمی‌دارند! وسوگند  به  کشتیهائی  که  ساده  و  آسان  (‌در  آبهای  رودخانه‌ها  و  دریاها  و  اقیانوسها)  روان  و  در  حرکتند.  و  سوگند  به  فرشتگانی  که  کارها  را  (‌در  میان  خود  برابر  فرمان  یزدان‌)  تقسیم  کرده‌اند! مسلماً  چیزی  که  بدان  وعده  داده  می‌شوید  و  از  آن  ترسانیده  می‌شوید،  راست  و  قطعی  است‌،  و  روز  جزا  و  سزا،  حتماً  وقوع  پیدا  می‌کند  و  می‌آید.

واژگان  «ذاریات‌»‌،  «حاملات‌»‌،  «جاریات‌»  و  «‌مقسّمات‌»  مدلول  و  معنی  آشنا  و  آشکاری  ندارند.  بلکه  پیچیده‌اند  و  نیاز  به  پرسش  و  پاسخ  و  توضیح  و  تفسیر  دارند،  همان‌گو‌نه‌که  خود  این  واژه‌ها  همچون  سایه‌روشنی  را  به  ذهن  می‌اندازند.  چه  بسا  چنین  چیزی  در  فضای  این  سوره  مـقصود  و  مراد  باشد.

سوگند  نخستین  هنوز  به  پایان  نمی‌آیدکه  سوگند  دیگری  به  آسمان  خـورده  می‌شود  و  به  دنبال  آن  آورده  می‌شود:

(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ ).

سوگند  به  آسمان  که  دارای  راه‌ها  است‌.

(إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ (‌

(ای  کفار! هر  لحظه‌)  شما  سخن  و  گفتار  دیگری  دارید.  (‌گاه  فرستاده  ما  را  مجنون‌،  گاه  شاعر،  گاه  ساحر،  و ...  می‌نامید).

سخن  وگفتاری  داریدکه  برجا  و  پابرجا  نمی‌ماند  و  هماهنگی  و  همآوائی  در  آن  نیست‌.  سخن  وگفتارتان  بر  تخمینها  وگمانها  و  شکها  استوار  است‌،  و  از  دانش  و  بینش  و  یقین  و  اطمینان  سرچشمه  نمی‌گیرد  و  سرسر نمی‌زند.

این  سوره‌،  با  همچون  شروع  و  سرآغازی‌،‌گذشته  از  آن  با  روندکلی  خود،  در  شیوه همگانی  و  سیاق  کلامی  خویش‌،‌کار  روشن  و  آشکاری  را  در  مد  نظر  دارد  و  آن  را  پیجوئی  و  پیگیری‌ می‌کند،  و  آن  ارتباط  دادن  دل  انسان  با  آسمان‌،  آویزان  ساختن  دل  انسان  به  جهان  غیب  یزدان‌،  نجات  دادن  انسان  ازگرفتاریهای  زمین  و  زمینیان‌،  آزاد  و  رها  ساختن  انسان  از  هرگونه  سد  و  مانعي ‌که  میان  او  و  میان  عبادت  مخلصانه  یزدان  قرار  می‌گیرد،  و  نمی‌گذارد  انسان  یکپارچه  به  پرستش  یزدان  بپردازد،  و  با  تمام  وجود  به  سوی  معبود  بگریزد،  و  پاسخ  فرمان  یزدان  را  بدهدکه  در  این  سوره  آمده  است‌: 

 (  فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ ).
به  سوی  (‌عبادت‌)  خدا  بشتابید.  (‌ذاریات‌/50) 

 همچنین  برای  محقق  ساختن  و  پیاده‌کردن  اراده  و  مشیت  یزدان  در  باره  بندگانش  است‌:
(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ ).

من  پریها  و  انسانها  را  جز  برای  پرستش  خـود  نیافریده‌ام‌. (‌ذاریات‌/56)

از  آنجاکه  سرگرم  شدن  به‌کسب  رزق  و  فراچنگ  آوردن  روزی‌،  و  پرداختن  به  آنچه  قضا  و  قدر  یزدان  از  رزق  و  روزی  نهان  می‌دارد،  زمخت‌ترین  وستبرترین  و  سخت‌ترین  و  بدترین  بخش  این  سدها  و  مانعهای  سـر  راه  انسان  در  زندگی  این  جهان  است‌،  در  این  سوره  به  آزاد  و  رها  ساختن  حسّ  و  شور  و  فکر  و  اندیشه  از  بند  اسارت  آن‌،  و  اطمینان  دادن  و  آرامش  بخشیدن  به  انسان  از  جهت  آن‌،  و  آویزان‌کردن  دل  انسان  به  آسمان  از  بابت  رزق  و  روزی‌،  نه  آویختن  دل  به  زمین  و  به  اسباب  و  وسائل  آن‌،  پرداخته  شده  است‌،  و  در  موارد  پراکنده  سوره  به  طور  مکرر  بدین  امر  اشارت  رفته  است‌،‌و  به  انسان  اطمینان  داده  شده  است‌که  از  جهت  آن  آسوده  خاطر  باشد.  این  اشاره  بدون  واسطه  و  آشکار  است‌،  بسان  این  فرموده  یزدان  جهان‌:

(وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ).

در  آسمان‌،  روزی  شما  است  و  نیز  چیزهائی  که  بدان  وعده  داده  می‌شوید.   (‌ذاریات‌/22) 

(إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ).
تنها  خدا  روزی‌رسان  و  صاحب  قدرت  و  نیرومند  است  و  بس‌. (‌ذاریات/‌٥٨) 

 یا  این‌که  بدین‌کارگوشه  زده  شده  است‌،  بسان  این  فرموده  یزدان‌که  حال  بندگان  پرهیزگار  خود  را  در  قبال  مال  دنیا  به  تصویر  می‌زند:
(وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ).

در  اموال  و  دارائیشان  حقی  و  سهمی  (‌جز  زکات‌)  برای  گدایان  و  بینوایان  تهی‌دست  بوده  است‌.    (‌ذاریات‌/ 19) 

 همچنین  بدین  امر  پرداخته  شده  است  بدان  هنگام‌که  از  جود  و  بخشش  و  سخاوت  ابراهیم  (ع)  سخن  رفته  است‌،  در  آن  حال‌که  مهمانان  اندک  خود  را  -‌ یا  فرشتگانی  را  که  مهمانانی  پنداشته  است  -  پذیرائـی  می‌کند،  و  با  گوساله  چاقی‌که  فوراً  بریان  می‌کند  و  شتابان  بـه  پیششان  می‌نهد  همین‌که  به  پیش  او  می‌آیند  و  بدو  سلام  می‌نمایند،  بدون  این‌که  ایشان  را  جز  همین  لحظه  شناخته  باشد!

نجات  دادن  دل  از  بندها  و  ریسمانهای  زمین‌،  و  آزادسازی  آن  از  اسارت  رزق  و  روزی‌،  و  آویخته  داشتن  و  آویزان‌کردن  دل  به  آسمان‌،  شوقها  و  شورهای  دل  را  پیرامون  آسمان  به  پرواز  درمی‌آورد،  و  چشم  دل  را  به  آفریدگار  آسمان‌که  در  آن  بالا  بالاها  و  دارای  مقام  والا  است  خیره  می‌سازد،  بدون  این‌که  سد  و  مانعی  میان  دل  و  میان  پرواز  آزادانه  دل  قرار  بگیرد،  و  آن  را  از  فرار  به  سوی  خدا  بازدارد.  این  امر،  محور  این  سوره  است  در  تمام  موضوعها  و  مساله‌هائی  که  دنبال  می‌کند.  بدین  خاطر  هـمچون  شروع  و  سرآغازی  قرارگرفته  است‌،  و  این  آهنگ  و  نوای  پیچیده  در  اول  آن  طنین‌انداز  شده  است‌،  و  بعد  از  آن‌،  سوگند  به  آسمان  آمده  است‌،  و  نیز  اشاره  به  آسمان  تکرار گردیده  است  ... 

در  همین  راستا  است‌که  تصویری  از  پرهیزگاران  کشیده  شده  است‌،  تصویری  که  در  سرآغاز  این  سوره  ترسیم  گردیده  است‌:

( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ .آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ .كَانُوا قَلِيلا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ .وَبِالأسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ .وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ). 

 پرهیزگاران  در  میان  باغهای  بهشت  و  چشمه‌ساران  خواهند  بود.  دریافت  می‌دارند  چیزهائی  را  که  پروردگارشان  بدیشان  مرحمت  فرموده  باشد.  چرا  که  آنان  پیش  از  آن  (‌در  سرای  جهان‌)  از  زمره  نیکوکاران  بوده‌اند.  آنان  اندکی  از  شب  می‌خفتند.  و  در  سحرگاهان  درخواست  آمرزش  می‌کردند.  در  اموال  و  دارائیشان  حقی  و  سهمی  (‌جز  ز