قیقت تازه و نوین‌، با پیام تازه و سایه‌روشن نوین پیرو میزند:

(فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ . وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ).

(حال که چنین است‌) پس در برابر چیزهائی که می‏‎گویند پایدار و شکیبا باش‌، و ستایش و سپاس پروردگارت را پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن بجای آور. (‌چرا که عبادت در آن اوقات‌، بزرگ و ارزشمند است‌). و نیز در پاره‌ای از شب و به دنبال نمازها، او را بستای و تسبیح و تقدیسش نمای‌.

طلوع خورشید و غروب آن‌، و صحنه شبی‌که به دنبال غروب سر می‌رسد، همه آنها پدیده‌هائی هستندکه با آسانها و زمین پیوند و ارتباط دارند ... قرآن تسبیح و تقدیس و حمد و سپاس و سجده بردن را با آسمانها و زمین پیوند و ارتباط می‌دهد، و در سایه آنها از شکیبائی بر چیزی که کافران و مشرکان می‌گویند، از قبیل‌: انکار رستاخیز و باور نداشتن به قدرت خدا بر زنده گرداندن و زندگی را از نو پدید آوردن و اعاده بخشیدن، صحبت می‌کند. ناگهان با فضای تازه‌ای روبرو می‌شویم که آن پسوده مکرر را احاطه می‌کند، فضای صبر و شکیبائی و حمد وثنا و تسبیح و تقدیس و سجده بردن. همه اینها هم با صفحه جهان و پدیده‌های هستی ارتباط دارند. هر زمان‌که انسان به آسمانها و زمین بنگرد، و هر وقت طلوع خورشید، یا سرآغاز شب را بنگرد، و هر زمان‌که برای خدا در وقت طلوع یا غروب سجده ببرد، آن پسوده برانگیخته می‏‎گردد و حاصل می‌شود.

گذشته از اینها، پسوده تازه‌ای درمیرسد که با صفحه نشان داده شده هستی ارتباط دارد ... شکیبائی کن و تسبیح و تقدیس نما و سجده ببر. تو در هر لحظه انتظار داری‌کار بزرگ و سترگی رخ بدهد،‌کار بزرگ و سترگی‌که در هر لحظه‌ای از لحظات شب و روز منتظر آن هستی‌. از این امر جز غافلان کسی غافل نمی‌گردد، همان امری‌که سراسر سوره دور و بر آن می‌چرخد، و موضوع اصلی سوره است‌:

(وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ . يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ . إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ . يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعاً ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ).

(‌ای محمّد! این سخن را) بشنو! روزی منادی از مکان نزدیکی ندا درمی‌دهد (‌و در صور می‌دمد و فریاد رستاخیز برمی‌کشد، و همگان را به زنده شدن فرامی‌خواند). روزی فریاد (‌رستاخیز) را راست و درست و چنان که باید می‌شنوند، آن روز،روز بیرون آمدن (‌مردگان از میان قبورشان‌) است‌. ما، بلی ما فقط زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم‌، و بازگشت مردمان به سوی ما است و بس‌. روزی زمین از روی مردمان می‌شکافد و کنار می‌رود، و ایشان به سرعت (‌از میان خاکها) بیرون می‌آیند. آن روز، روز گردهمائی است و برای ما سهل و آسان است (‌و کم‌ترین رنج و زحمتی برای ما در بر ندارد).

صحنه تازه برانگیزنده‌ای از آن روز سخت و ناجور است‌. قرآن بار اول به شکل دیگری و در صحنه دیگری از آن تعبیرکرده است‌. آنجاکه فرموده است‌:

(وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ . وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ...) ... الخ ...

و (‌سرانجام برای بار دوم‌) در صور دمیده می‌شود. آن (‌روز) روز (‌تحقق و پیاده شدن‌) بیم دادنها(‌ی الهی به کافران‌) است‌. در آن روز هر انسانی (‌اعم از نیکوکار و بدکار، به میدان محشر) می‌آید همراه با راهنمائی (‌که او را رهبری و رهنمود می‌کند) و همراه با گواهی (‌که بر پندار و گفتار و کردار او شهادت می‌دهد) ... ... تا آخر ... (ق/20و٢١) 

و امّا در اینجا از دمیدن در صور، به صیحه و فریاد تعبیرکرده است‌. تصویرهای صحنه بیرون آمدن و سر برآوردن مردگان ازگورها، صحنه شکافته شدن و درز برداشتن زمین وکنار رفتن آن از بالای سر مردمان‌، صحنه این همه انسانهائی‌که در طول تاریخ بوده‌اند و رفته‌اند و هم اینک همه و همه به پایان‌کوچ این جهانی رسیده‌اند، صحنه شکاف برداشتن وکنار رفتن گورهای فراوانی که قابل شمارش نیستند و از بس که زیادند شمرده نمی‌شوند، صحنه‌ای که مردگان در آن عقاب و عذاب داده می‌شوند، بدانگونه که معری می‌گوید:

رب قبر قد صار قبرا مرارا
ضاحك من تزاحم الأضداد 

ودفين على بقايا دفين
في طويل الآجال والآماد 

«گورهای بسیاری است‌که بارها و بارها گور شده‌اند، و از اشخاص گوناگون و دارای سلیقه‌ها و آئین‌های جوراجوری که در آنها دفن گردیده‌اند می‌خندند‌. و به شگفت می‌افتند. در آنها افرادی را در میان باقیمانده‌های اندامهای دیگران دفن کرده‌اند و مردگان را در لاشه‌های مردگان در طول قرون و اعصار به خاک سپرده‌اند).

همه این‌گورها می‌شکافند، و لاشه‌های مردگان و استخوانهای فرسوده و پوسیده و ذره‌های سرگشته اندامهای ایشان در هوا یا فرو رفته در گودالها و لایه‌های زمین را رو می‌کنند و نشان می‌دهند که جز خداکسی جایگاه آنها را نمی‌داند ... صحنه بشگفت و شگرفی است تا بدانجاکه خیال هم آن را نمی‌تواند تصورکند و به‌گرد آن برسد!

قرآن در سایه این صحنه آشفته‌کننده و برانگیزنده‌، حقیقتی را بیان می‌داردکه‌کافران و مشرکان در باره آن ستیزه می‌کنند و منکر آن می‌گردند:

(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ).

ما، بلی فقط ما زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم‌، و بازگشت مردمان به سوی ما است و بس‌.

(ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ).

آن روز، روز گردهمائی است و برای ما سهل و آسان است (‌و کم‌ترین رنج و زحمتی برای ما در بر ندارد). این مطالب در مناسب‌ترین وقت بیان، به میان می‌آید. در سایه این صحنه نیز خدا پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را رهنمود می‌فرماید که در برابر ستیزه‌جوئی و تکذیب آنان که این حقیقت روشن را انکار می‌کنند و نمی‌پسندند حقیقتی‌که با دیدگان دل و درون دیده می‌شود، شکیبائی کند:

(نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ).

ما از آنچه (‌در باره رسالت تو) می‏‎گویند، آگاه‌تر (‌از هر کس دیگری‌) هستیم‌. تو مامور نیستی که آنان را وادار (‌به ایمان‌) کنی (‌و با قهر و اجبار به سوی اسلام بکشانی‌). چون چنین است‌، کسانی را به وسیله قرآن پند و اندرز بده که از بیم دادن و تهدید کردن من می‌ترسند.

(نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ).

ما از آنچه (‌در باره رسالت تو) می‏‎گویند، آگاه‌تر (‌از هر کس دیگری‌) هستیم‌.

این هم تو را بس است‌. علم و آگاهی از احوالشان عواقب خود را برای ایشان در پی دارد ... این نیز تهدید هراس‌انگیزی است‌که در ضمن سخن نهان است و در لابلای آن پنهان است‌.

(وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ).

تو مامور نیستی که آنان را وادار (‌به ایمان‌) کنی (‌و با قهر و اجبار به 