یاری  او  بکشند  و  او  را  به  مشرکان  تسلیم  ‌کنند.

این  نقشۀ  منافقان  است‌،  همان  گونه ‌که  این  آیه  آن  را  حکایت  می‌کند.  آنان می‌خواستند  یاران  پیغمبر  خدا صلّی الله علیه و اله و سلّم  بر  اثر  فشار  ضیقت  و  گرسنگی  از  پیرامون  او  پراکنده  شوند و  به  ترک  او  بگویند!  

این  نقشۀ  کمونیستها  است.  آنان  در  کشورهای  خود  متدیّن  را  از  قدرتهای  مالی  محروم  می کنند  تا  از  گرسنگی  بمیرند،  یا  خدا  را  رها  کنند  و  کافر  شوند،  و  نماز  بخوانند!

این  نقشۀ  همۀ  ‌کسانی  است‌  که  با  دعوت  به  سوی  خدا  و  با  حرکت  جنبش  اسلامی  در  کشورهای  اسلام  می‌جنگند،  جنگ  با  محاصرۀ  اقتصادی  و  گرسنه  ‌کردن  و  تلاش  برای  سدّ  و  مانع  ایجاد  نمودن  بر  سر  راه  اسباب  و  وسائل‌  کار  و  کسب  روزی  و  تلاش  در  پی  معاش ... بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  همۀ  دشمنان  ایمان  از  قدیم‌الایام  تا  به  امروز  بر  این  وسیلۀ  ‌کثیف  گرد  آمده‌اند  و  به  همدیگر  رسیده‌اند ... حقیقت  ساده‌ای  را  فراموش  کرده‌اند  که  قرآن  پیش  از  پایان  این  آیه  آن  را  بدیشان  تذکّر  می‌دهد:

(وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ) (٧)

گنجینه‌های  آسمانها  و  زمین  از  آن  خدا  است  (‌و  به  هر  کس  که  بخواهد  از  آنها  بدو  عطاء  می‌کند)‌، و  لیکن  منافقان  نمی‌فهمند.

از  گنجینه‌های  خدا  که  در  آسمانها  و  زمین  است  روزی  می‌خورند  همین  کسانی‌  که  تلاش  مـی‌کنند  بر  ارزاق  مؤمنان  فرمانروائی‌  کنند.  آنان  روزی  خودشان  را  نیز  نمی‌آفرینند.  چه  کودکانی  و  چه  نادان  مردمانی  هستند!  آنان  روزی  خودشان  را  نمی‌آفرینند،  ولی  با  این  وجود  تلاش  می‌کنند  روزی  دیگران  را  قطع‌  کنند  و  ببرند!

بدین  صورت  یزدان  سبحان  مؤمنان  را  ثابت ‌قدم  و  استوار  می‌دارد، و  دلهایشان  را  قوی  و  نیرومند  می‌سازد  رأی  مبارزه  و  رویاروئی  با  این  نقشۀ  شوم  و  با  این  وسیلۀ  پستی‌  که  دشمنان  خدا  در  جنگ  با  مؤمنان  بدان  چنگ  مـی‌زنند  و  متوسّل  می‌شوند.  یزدان  سبحان  مؤمنان  را  مطمئنّ  می‌‌سازد  که‌  گنجینه‌های  خدا  در  آسمانها  و  زمین‌،‌  گنجینه‌های  ارزاق  برای  همگان  است‌.  و  خدائی‌  که  از  این  ارزاق  به  دشمنان  خود  عطاء  می‌کند،  دوستان  خود  را  فراموش  نـمی‌نماید.  مرحمت  خدا  خو‌استه  است  بندگان  دشمن  خود  را  با  گرسنه ‌کردن  و  قطع  ارزاق  ‌گرفتار  نفرماید.  خدا  مـی‌داند  ‌که  بندگان  دشمن  او  نمی‌توانند  زیاد  یا  کم  به  خودشان  روزی  برسانند،  اگر  او  ارزاق  را  از  ایشان  قطع‌  کند!  خداوند  بزرگوارتر  و  بخشنده‌تر  از  آن  است‌ که  بندگانش  را  -  هر  چند  دشمنان  او  باشند  -‌  به  چیزی  ‌واگذار  کند  و  حو‌اله  بدهد که  قطعاً  آنان  از  آن  درمانده  و  ناتوانند. گرسنه  کردن  و  گرسنه  نگاه  داشتن  طرح  و  نقشه‌ای  است‌  که  دربارۀ  آن  نـمی‌اندیشد  مگر  پست ‌ترین  پستان  و  ناکس‌ ترین  ناکسان‌!

آن گاه  واپسین  سخنشان  ذکر  می‌شود:

(يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأعَزُّ مِنْهَا الأذَلَّ).

می‌گویند:  اگر  (‌از  غزوۀ  بنی‌مصطلق‌)  به  مدینه  برگشتیم،  باید  افراد  باعزّت  و  قدرت‌،  اشخاص  خوار  و  ناتوان  را  از  آنجا  بیرون‌  کنند.

دیدیم  ‌که  عبدالله  پسر  عبدالله  پسر  ابی  چگونه  این  امر  را  پیاده‌  کرد!  و  چکونه  خوارترین  و  زبون‏تر  نرد  وارد  مدینه  نشد  مکر  با  اجازۀ  عزیزترین  و گرامی‌ترین  فرد!  

(وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ) (٨)

عزّت  و  قدرت  از  آن  خدا  و  فرستادۀ  او  مؤمنان  است‌، و لیکن  منافقان  (‌این  را  درک  نمی‌کنند  و)  نمی‌دانند.

یزدان  سبحان  پیغمبرش  را  و  مؤمنان  را  در  طرف  خود  قرار  می‌دهد،  و  از  عزّت  خود  بر  ایشان  می‌افزاید!  این  هم‌  گرامی  داشتی  است‌  که  جز  خدا  آن  را  مبذول  نمی‌فرماید!  کدام  بزرگ داشت  است  که  بالاتر  از  این  باشد  که  یزدان  سبحان  پیغمبرش  را  و  مؤمنان  را  با  خود  و  در  جو‌ار  خود  نگاه  دارد؟ و  بفرماید:  ما  اینان  هستیم‌!  این  پرچم  عزیزتران  و  قدرتمندان  است‌،  و  این  صف  عزّت  و  قدرت  است‌!

خداوند  راست  فرموده  است‌.  عزّت  را  همتای  ایمان  در  دل  با  ایمان  نمو‌ده  است‌.  عزّتی  ‌که  از  عزّت  خد‌اوند  متعال  مدد  جسته  است‌.  عزّتی‌  که  سبک  نـمی‌گردد  و  سستی  نــی‌پذیرد،  و  کج  و  خم  نمی‌شود  و  نرم  و  شل  نـی‌کردد،  و  د  رتنگاترین  و  دشوارترین  لحظه‌ها  دل  با  اینان  را  رها  نمی‌کند  مگر  این  ‌که  اینان  در  آن  دل  سستی  و  کاستی  پذیرد  و  افت  ‌کند.  چه  هر گاه  ایمـان  استقرار  بپذیرد  و  رسوخ  پیدا  کند،  عزّت  با  آن  استقرار  می پذیرد  و  رسوخ  پیدا  می‌کند.  یعنی  ماندگاری  ایمان  راستین‌،  مساوی  با  ماندگاری  عزّت  جهان ‌آفرین  در  اندرون  مؤمنین  است‌.

(وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ) (٨)

و لیکن  منافقان  (‌این  را  درک  نمی‌کنند  و)‌ نمی‌دانند.  

منافقان  چگونه  این  را  درک  و  فهم‌  می‌کنند،  وقتی  ‌که  مزۀ  این  عزّت  و  طعم  این  قدرت  را  نچشیده‌اند‌،  و  با  منبع  اصیل  آن  تماس  پیدا  نکرده‌اند؟

*
واپسین  ندای  این  سوره  رو  به  مؤمنانی  می‌کند  که  یزدان  سبحان  ایشان  را  در  صف  خو‌د  همراه  با  پیغمبر  خو‌د  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ‌نگاه  داشته  بود،  و  از  عزّت  خود  بدیشان  عزّت  داده  ود.  آنان  را  فریاد  سزند  تا  به  سوی  این  مکانت  و  منزلت  والا  و  بالا  اوج  گیرند،  و  از  هر  گو‌نه  صفتی‌  که  به  صفات  منافقان  شبیه  باشد  و  همگون  شود  بپرهیزند  و  خویشتن  را  از  آن  بپیرایند،  و  نپایند  خویش  را  بدان  نیالایند.  آن  مکانت  و  منزلت  را  برگزینند  که  والاتر  و  بالاتر  از  اموال  و  اولاد  است‌،  و  نگذ‌ارند،  اموال  و  اولاد  ایشان  را  از  رسیدن  بدان  مکانت  و  منزلت  نورانی  و  درخشان  غافل  سازد  و  بازدارد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٩) وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (١٠) وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (١١)

ای  مومنان‌!  اموالتان  و  اولادتان  شما  را  از  یاد  خدا  غافل  نکند.  کسانی  که  چنین  کنند  (‌واموال  و  اولادشان‌،  آنان  را  سرگرم  و  به  خود  مشغول  دارد)  ایشان  زیانکارند.  از  چیزهائی  که  به  شما  داده‌ایم  بذل  و  بخشش  و  صدقه  و  احسان  کنید،  پیش  از  آن  سه  مرگ  یکی  از  شم