او را می‏‎برد و راه را بدو نشان می‌دهد، و با نفس شاهد وگواهی است‌که بر او شهادت وگواهی می‌دهد. چه بسا این دو فرشته همان دو نویسنده و همان دو محافظی باشندکه در دنیا همراه او بوده‌اند، و چه بسا دو فرشته دیگر باشند. نظریه نخستین بهتر است‌. صحنه‌ای است بیش از هر چیز به سوق دادن و بردن به سوی دادگاه برای محاکه می‌ماند. ولیکن این دادگاهی است‌که در حضور خدای مقتدر و شکوهمند انجام می‌گیرد.

در این جایگاه دشوار و موقعیت نابهنجار، بدوگفته می‌شود:

(لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ).

(سپس به انسان بی‌باور خطاب می‌شود:‌) تو از این (‌دادگاه بزرگ و چیزهائی که می‌بینی و خواهی دید) غافل بودی‌، و ما پرده از جلو چشمان تو به کنار زده‌ایم و امروز چشمانت کاملا تیزبین شده‌اند.

چشمانت نیرومند و تیزبین می‌شوند، و هیچ پرده و مانعی جلو آنها را نمی‌گیرد. این وعده‌گاهی است‌که از آن غافل بوده‌ای و غافل شده‌ای‌. این جایگاهی است‌که حسابی برای آن باز نکرده‌ای و آن را بشمار نیاورده‌ای‌. این سرانجامی است که فرارسیدن آن را انتظار نداشته‌ای و منتظرش نبوده‌ای‌. هم اینک بنگر. امروز دیدگانت تیزبین و قوی هستند.

در اینجا قرین‌، یعنی همدم او جلو می‌آید ... ارجح این است‌که او همان شاهد وگواهی است که کارنامه و دفتر اعمال زندگی وی را با خود برمی‌دارد:

(وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ).

فرشته همدم او می‌گوید: اینها چیزهائی است که در پیش من آماده است (‌و من آنها را ثبت و ضبط کرده‌ام‌. پروردگارا! خود دانی که برابر اینها در حق او چه کار می‌کنی ).

اینها چیزهائی است‌که در پیش من حاضر و آماده و فراهم است‌. نیازی به تهیه‌کردن یا آماده نمودن ندارد! روند سخن چیزی از بررسی و وارسی این‌کارنامه و دفتر اعمال نمی‌گوید، و بلکه در امضاء و اجرای حکم شتاب می‌گردد، و مستقیما فرمان والای یزدان بزرگوار به دو فرشته محافظ‌، یعنی فرشته راهنما و فرشته‌گواه‌، درمی‌رسد که‌:

(أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ . مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ . الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ).

هر کافر سرکش و کینه‌توزی را به دوزخ بیندازید! آن کسی را که سخت از انجام کارهای نیک دست بازداشته (‌و دیگران را) نیز از انجام خوبیها بازداشته است‌، و متجاوز (‌از حدود احکام الهی‌) و متعدی (‌به حقوق دیگران‌) بوده است‌، و (‌در دین خود) شک داشته است و (‌دیگران را نیز راجع به دین‌) به شک انداخته است و بدبین کرده است‌. آن کسی که با خدا، معبود دیگری را برگزیده است‌. پس او را به عذاب سخت (‌دوزخ‌) بیندازید.

بیان این صفتها تنگی و نابهنجاری و شدت و حدت موقعیت را افزایش می‌دهد. خشم خداوند مقتدر و شکوهمند را در آن جایگاه سخت و هراسناک می‌رساند. اینها صفتهای بد و ناجوری هستندکه بیانگر استحقاق شدت و حدت عذاب و عقاب هستند: (كَفَّارٍ)‌: بسیارکفرپیشه و بس ناسپاس‌. (عَنِيدٍ)‌: سرکش‌.کینه‌توز. (مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ) :‌کسی‌که خویشتن را از انجام خوبیها به دور داشته است‌، و یا مانع دیگران از انجام خوبیها بوده است‌. (مُعْتَدٍ)‌: تجاوزپیشه‌. کسی که از قوانین آسمانی سرپیچی کند و از حدود مقررات بگذرد، و یا به حقوق دیگران تجاوزکند. (مُّرِيبٍ)‌: متردد. شک انداز. (الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ): آن کسی‌که با خدا، معبود دیگری را گزیده است ... برشمردن این صفتها با تاکید فرمانی‌که نیازی به تاکید هم ندارد، به پایان می‌رسد:

(فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ).

پس او را به عذاب سخت (‌دوزخ‌) بیندازید.

این هم برای ذکر مکان او در دوزخ است‌، دوزخی‌که فرمان صادر می‌شود او را در آن بیندازند.

در اینجا است‌که همدم او می‌ترسد و می‌لرزد، و هرچه زودتر شبح تهمت را از خود به دور می‌دارد. زیرا چه بسا او را به‌گناه وی بگیرند. مگر نه این است‌که در دنیا همدم و همراه او بوده است‌؟‌:

(قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ).

(آن کس که در دنیا پیوسته‌) همدم او (‌بوده است‌) می‌گوید: پروردگارا! من او را به طغیان و سرکشی (‌از فرمان یزدان‌) وانداشته‌ام‌، بلکه او خود در گمراهی ژرف (‌و دور از ساحل نجاتی‌) بوده است‌.

چه‌بسا این قرین و همدمی‌که در اینجا از او سخن می‌رود جدای از قرین و همدم پیشینی باشد که کارنامه و دفتر اعمال را پیش می‌کشد و تحویل می‌دهد. چه‌بسا او اهریمنی باشد که مامور گمراه کردن او بوده است‌. این اهریمن است‌که خود را از تهمت‌گمراه‌کردن او تبرئه میکند، و بیان می‌داردکه او راگمراه دیده است و ذاتاً‌گمراه بوده است‌، و به گمراه‌سازی اهریمن نیزگوش فراداده است و به گمراهی ادامه داده است! در قرآن صحنه‌های مشابهی است که در آنها همدم اهریمنی از همدم بشری‌، بدین روال و بر این منوال بیزاری می‌جوید و خویشتن را تبرئه می‌کند. هرچند نظریه پیشین هم دور از ذهن نیست‌. چه بسا آن قرین و همدم‌، همان فرشته‌ای باشد که کارنامه و دفتر اعمال را آماده کرده است‌.گرچه او فرشته و پاک است‌، ولی موقعیت آن اندازه هراس‌انگیز و خوفناک است‌که او هم شتابان به تبرئه خود می‌پردازد و اظهار بیگناهی می‌کند. این فرشته پاک می‌خواهد توضیح بدهد و روشن بکندکه درست است من با او بوده‌ام و با این بدبخت همدم شده‌ام‌، ولیکن درکارهائی که از او صادر شده است و سر زده است اصلا قدرت و توانی نداشته‌ام و دخالت نکرده‌ام ... وقتی‌که شخص بیگناه خود را ازگناه تبرئه می‌کند، از هر چیز بیشتر بیانگر هول و هراس پریشان‌کننده و غم و اندوه هراس‌انگیز و آشفته‌ساز است‌.

در اینجا سخن فیصله‌بخش فرامی‌رسد و هر سخن دیگری را پایان می‌دهد:

(قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ . مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ).

خدا می‌فرماید: در پیشگاه من ستیزه مکنید. من پیش از این شما را (‌از این سرنوشت شوم‌) بیم داده بودم‌. سخن من (‌مبنی بر عذاب دادن کافران و نعمت رساندن به مؤمنان‌) تغییرناپذیر است و دگرگون نمی‌شود، و من کم‌ترین ستمی به بندگان نمی‌کنم‌.اینجا جایگاه دشمنان و ستیزه‌گری نیست‌. پیش از این در دنیا وعده جزا و سزای هر عملی داده شده است‌. هر چیزی هم ثبت و ضبط‌گردیده است و تغییرناپذیر است و دگرگون نمی‌شود.کسی هم سزا و جزا داده نمی‌شود مگر برابر آنچه ثبت و ضبط گردیده است‌. به کسی‌کم‌ترین ظلم و ستمی نمی‌شود. آن‌کس‌که سزا و جزا می‌دهد قاضی دادگری است‌.

بدین وسیله صحنه حساب وکتاب هراس‌انگیز، با همه هول و هراس و شدت و حدتی‌که دارد به پایان می‌آید. ولیکن سراسر صحنه به اتمام نمی