 صفحاتی ازکتاب جهان‌، صفحاتی ازکتاب تاریخ را ورق می‌زند و نشان می‌دهد. این صفحات‌، فرجام کسانی را نشان می‌دهند که پیغمبران را تکذیب کرده‌اند و در مساله رستاخیز ستیزه‌گری نموده‌اند، همان‌گونه‌که این مشرکان به تکذیب می‌پردازند و ستیزه‌گری می‌کنند. بر سر گذشتگان‌، تهدید و بیم یزدان‌، تحقق پیدا کرده است و بلا و مصیبتی گریبانگیرشان گردیده است که هیچ‌گونه راه‌گریزی و خویشتن راکنار زدنی در میان نبوده است و نمانده است‌:

(كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ . وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ . وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ. أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ).

پیش از اینان‌، قوم نوح‌، و اصحاب الرس‌، و قوم ثمود (‌پیغمبران را) تکذیب کرده‌اند. و همچنین قوم عاد و فرعون وقوم لوط‌. و اصحاب ایکه‌، و قوم تبع‌، هریک از آنان‌، فرستادگان الهی را تکذیب کردند، و وعده عذاب من در باره ایشان تحقق یافت‌. آیا ما از آفرینش نخستین‌، درمانده و ناتوان بوده‌ایم (‌که قادر بر آفرینش دوم‌، یعنی رستاخیز نباشیم‌؟! آنان در آفرینش نخستین تردید ندارند؛ زیرا خالق انسانها را خدا می‌دانند) ولی ایشان در باره آفرینش مجدد (بعد از مرگ، یعنی رستاخیز مردگان‌) تردید دارند!.

«رسّ»‌: به معنی چاه است‌، چاهی‌که سنگ‌چین نشده باشد.گودال و حفره‌. «‌أیکه»‌: به معنی درختان سر درهم کشیده و انبوه است‌. اَصحابُ الاَیکَة - ‌اغلب -‌ به قوم شعیب‌گفته می‌شود. امّا اصحاب الرسّ جز این اشاره بدیشان نرفته است و از آنان صحبت نگردیده است‌.[1] همچنین از قوم تبع نیز تنها به همین صورت بدیشان اشاره شده است و شرح و بسط احوالی از ایشان نیست‌.[2] تبع لقب شاهان حمیر است‌که در یمن است‌. بقیه اقوام دیگرکه در اینجا از آنان سخن رفته است‌، معلوم خوانندگان قرآن هستند.

روشن است‌که هدف از این اشاره سریع وگذرا، شرح و بسط‌کار و بار و وضع و حال این اقوام نیست‌. بلکه آهنگ و نوائی برای دلها است‌که هان‌! به محلهای نقش زمین شدگان گذشتگان بنگرید، گذشتگانی که پیغمبران را تکذیب‌کرده‌اند و دروغگویشان نامیده‌اند. چیزی‌که در این نص قرآنی جلب توجه می‌کند این است‌که هریک از آن اقوام را تکذیب‌کننده پیغمبران قلمداد فرموده است‌:

(كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ).

هریک از آنان‌، فرستادگان الهی را تکذیب کردند، و وعده عذاب من در باره ایشان تحقق یافته است‌.

این هم نگرش مورد نظری است‌. مقصود از آن بیان وحدت عقیده و وحدت رسالت است‌. چه هرکس‌که پیغمبری را تکذیب‌کند، جملگی پیغبمران را تکذیب نموده است‌. زیرا او رسالت یگانه‌ای را تکذیب نموده است‌که هم پیغمبران آن را به ارمغان آورده‌اند. پیغمبران برادران یکدیگرند، و ملت یگانه‌ای بشمارند، و درختی هستندکه ریشه در ژرفاهای زمان دارد، و هر شاخه‌ای از آن چکیده ویژگیهای آن درخت‌گشن‌، و تصویری از آن است‌. کسی‌که به شاخه‌ای از آن درخت لطمه بزند، در حقیقت به تنه آن و همه شاخه‌های دیگر آن لطمه زده است‌.

(فَحَقَّ وَعِيدِ).

وعده عذاب من در باره ایشان تحقق یافته است‌.

بدیشان رسیده است آنچه‌که شنوندگان می‌دانند!

در سایه این نقش زمین شدنها و ذکر مهلکه‌ها به مسأله‌ای برمی‏گردد که مشرکان وکافران آن را دروغ می‌دانستند، و آن مساله رستاخیز و زنده شدن دوباره است‌. یزدان می‌پرسد:

(أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ).

آیا ما از آفرینش نخستین‌، درمانده و ناتوان بوده‌ایم (‌که قادر بر آفرینش دوم‌، یعنی رستاخیز نباشیم‌؟‌!). آفرینش نخستین شاهد حاضر وگواه آماده‌ای است و نیازی به پاسخ ندارد!

(بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ).

)آنان در آفرینش نخستین تردید ندارند؛ زیرا خالق انسانها را خدا می‌دانند)‌ولی ایشان در باره آفرینش مجدد (‌بعد از مرگ، یعنی رستاخیز مردگان‌) تردید دارند.

آنان به‌گواهی آفرینش نخستین و حاضر و آماده نمی‌نگرند! پس‌کسی‌که به تکذیب بپردازد در حالی‌که جلو او آن گواه آماده و شاهد حاضر باشد، سزاوار چیست‌؟‌!

*
(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ . مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ).
ما انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم به خاطرش چه می‏‎گذرد و چه اندیشه‌ای در سر دارد، و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیک‏‏تریم، بدان گاه که دو فرشته‌ای که در سمت راست و در طرف چپ انسان نشسته‌اند و اعمال او را دریافت می‌دارند (‌ما از همه چیز و همه کس -‌حتی از این دو فرشته -‌به او نزدیکتریم‌). انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌راند مگر این که فرشته‌ای‌، مراقب و آماده (‌برای دریافت و نگارش‌) آن سخن است‌.

(وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ...).
سکرات مرگ (‌سرانجام فرامی‌رسد و) واقعیت را به همراه می‌آورد (‌و دریچه قیامت را به رویتان باز می‌کند، و حوادث و صحنه‌های دنیای جدید را کم و بیش نشانتان خواهد داد. بدین هنگام انسان را فریاد می‌زنند که‌) این همان چیزی است که از آن کناره می‌گرفتی و می‌گریختی‌.

(وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ . وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ . لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ . أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ . مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ . الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ . قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ . قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ . مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ . يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ . وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ . هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ . مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ . ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ . لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ).

و (‌سرانجام برای دومین بار) در صور دمیده می‌شود. آن (‌روز) روز (‌تحقق و پیاده شدن‌) بیم دادنها(‌ی الهی به کافران‌) است‌. در آن روز هر انسان (‌اعم از نیکوکار و بدکار، ب