 و سخت می‌لرزاند و می‌جنباند، و لرزه بیم، و لرزه شگفت‌، و تکان بیداری از غفلت از کار خوفناک و هولناک شگرفی را به تن و پیکر می‌اندازد!

اینها همه درکنار تصویرهای زندگی‌، تصویرهای مرگ، تصویرهای فرسودن و پوسیدن، تصویرهای گردآوری همگان و به محشرگسیل داشتن‌، تازیانه‌های قیامت‌که بر دل و درون فرود می‌آید و بر حس و شعور آشنا می‌شود، و درکنار بیان حقائق آشکار هستی در آسمان و زمین و در آب وگیاه و در میوه و شکوفه‌، قرار دارد.

(تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ).

)همه اینها) به منظور بینش و بیداری بخشیدن به جملگی بندگان توبه‌کار است‌. (‌ق/٨)

واقعا مشکل است در همچون سوره‌ای‌، چکیده‌وار چیزی‌گفت و آن را شناساند و معرفی نمود، و از حقائق و معانی و تصویرها و سایه‌روشنهایش با شیوه‌ای جز شیوه قرآنی سخن راند، شیوه‌ای‌که این سوره با آن بیان گردیده است و در آن آمده است‌، و جز با عبارت‌های قرآنی خودش از آنها سخن‌پردازی کرد، عبارتهائی‌که خودشان پرتو آن چنان حقائق و معانی و تصویرها وسایه‌روشنها را مستقیماً به حس و شعور و دل و درون می‌اندازند.

پس چه بهتر بر سر خود این سوره برویم و از آن بشنویم، و از خداکمک و یاری بجوبیم‌. یاور و مددکار او است و بس.

*
(ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ . بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ . أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ . قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ . بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ . أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ . وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ . تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ . وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكاً فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ . وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ . رِزْقاً لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ).

قاف‌. سوگند به قرآن مجید (‌تو فرستاده خدائی‌! اهل مکه نه تنها ایمان نیاورده‌اند) بلکه آنان در شگفت هم هستند از این که پیغمبر بیم‌دهنده‌ای از خودشان به سویشان بیاید. این است که کافران می‌گویند: این‌، چیز شگفتی است (‌که کسی بیاید و بگوید: دوبار زنده می‌شوید، و حساب و کتابی‌، و بهشت و دوزخی در میان است‌). آیا هنگامی که ما مردیم و خاک شدیم (‌دوباره به زندگی برمی‌گردیم‌؟‌!). چنین بازگشتی بعید (‌و دور از عقل‌) است‌. ما می‌دانیم (‌بعد از این که مردند) زمین چه اندازه از (پیکر) آنان را (‌می‌خورد و) می‌کاهد، و نزد ما کتابی است (‌به نام لوح محفوظ که همه چیز را) دقیقا حساب می‌کند. بلکه آنان (‌در باره حق و حقیقتی که پیغمبر برای ایشان آورده است نمی‌اندیشند و) حق و حقیقت همین که بدیشان برسد فورا دروغش می‌نامند و تکذیبش می‏‎کنند. اصلا آنان دارای حال پریشان و کار نابسامانی هستند. آیا آنان (‌تاکنون سربلند نکرده‌اند و) به آسمان ننگریسته‌اند که ما چگونه آن را بنا کرده‌ایم و آراسته‌ایم و هیچ‌گونه خلل و شکافی در آن نیست‌؟ و زمین را گسترانیده‌ایم‌، و در آن کوه‌های محکم و پابرجائی را فروافکنده‌ایم‌، و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز و مسرت‌بخش در آن رویانده‌ایم‌. (‌همه اینها را آفریده‌ایم‌) به منظور بینش و بیداری بخشیدن به جملگی بندگان توبه‌کار(‌ی که بخواهند به سوی آفریدگارشان برگردند). و از آسمان آب پربرکتی را بارانده‌ایم‌، و بدان باغها رویانده‌ایم‌، و دانه‌های کشتزارهائی را برآورده‌ایم که درو می‏‎گردد. و درختان خرمای بلندی را که دارای شکوفه‌های متراکم و چین چین هستند. (‌همه اینها) به منظور بخشیدن روزی به بندگان است‌. ما به وسیله آب باران‌، سرزمین مرده را زنده گردانده‌ایم‌. (‌آری‌! زنده شدن مردگان، و) از گورها سر برآوردن آنان نیز همین گونه است‌.

(كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ.  وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ.  وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ.  أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ).

پیش از اینان‌، قوم نوح‌، و اصحاب الرس‌، و قوم ثمود (‌پیغمبران را) تکذیب کرده‌اند. و همچنین قوم عاد و فرعون و قوم لوط و اصحاب ایکه‌، و قوم تبع‌، هریک از آنان‌، فرستادگان الهی را تکذیب کردند و وعده عذاب من در باره ایشان تحقق یافت‌. آیا ما از آفرپنش نخستین‌، درمانده و ناتوان بوده‌ایم (‌که قادر بر آفرینش دوم‌، یعنی رستاخیز نباشیم‌؟‌! آنان در آفرپنش نخستین تردید ندارند؛ زیرا خالق انسانها را خدا می‌دانند) ولی ایشان در باره آفرینش مجدد (‌بعد از مرگ، یعنی رستاخیز مردگان‌) تردید دارند!.

* 
این بند نخستین در این سوره است‌. این بند به مساله رستاخیز و زنده شدن مردگان می‌پردازد، و سخن می‌گوید از این که مشرکان رستاخیز و زنده شدن مردگان را نمی‌پذیرند، و از یاد آن و سخن‌گفتن در باره آن تعجب میکنند. ولی قرآن تنها این مسأله راکه مشرکان رستاخیز و زنده شدن مردگان را نمی‌پذیرند مطرح نمی‌کند و بس. بلکه‌گذشته از طرح چنین مسأله‌ای و پاسخ بدان‌، با دلهای منحرف ایشان هم رویاروی می‌شود و سخن می‌گوید، تا آن دلهای‌کجرو را چنان‌که باید به سوی حق و حقیقت برگرداند، و کجرویها وکژیهائی را برطرف‌گرداندکه در آنها است‌. قرآن پیش از هر چیز تلاش می‌کند این دلها را بیدار سازد و آنها را تکان بدهد تا هوشیار شوند و دریچه‌های سراچه خود را بر روی حقائق بزرگی‌که در اصل این جهان هستی است باز بکنند. بدین جهت با مردمان به مجادله لفظی و فلسفه‌بافی ذهنی برای اثبات رستاخیز و زنده شدن دوباره مردگان نمی‌پردازد. بلکه دلهای مردمان را زنده و بیدار می‌کند تا بیندیشند و به تدبر و تعقل بپردازند. وجدانهای مردمان را می‌پساید و لمس می‌نماید تا از حقائق مستقیم و بدون واسطه پیرامون خود متاثر ثوند و پاسخ بیند و پاسخ بدهند ... زیبا است‌کسانی از این درس سود ببرند و بهره برگیرندکه می‌کوشند به معالجه و مداوای دلها بپردازند!

این سوره با سوگند می‌آغازد، سوگند به حرف‌: «قاف‌»‌، و سوگند به قرآن مجیدکه از همچون حرفهائی تشکیل و تالیف گردیده است‌. این حرف‌، نخستین حرف واژه «قرآن» است‌.

از آنچه بر آن سوگند خورده می‌شود ذکری به میان نمی‌آید. سوگندی است که در سرآغاز سخن آمده است‌. خود این به تنهائی الهام‌بخش بیداری و هوشیاری و دقت و توجه است‌. چه‌کار بزرگی در می