ن چیره می‌شود و غلبه می‌کند تا حرکت آنها را برانگیزد و در راستای راه زندگی جنبان و روان گرداند.

«این راز سر به مهر نیروی عقیده در وجود آدمی است‌. این راز سر به مهر نیروی حاصل از عقیده در وجود آدمی است‌. راز آن معجزه‌ها و خارق‌العاده‌هائی است که عقیده آنها را در زمین ساخته و پرداخته‌کرده است و آنها را پدید آورده است‌، و همیشه در هر روز آنها را در زمین ساخته و پرداخته می‌کند و آنها را پدید می‌آورد، معجزه‌ها و خارق‌العاده‌هائی که چهره زندگی را روز به روز تغییر می‌دهد و دگرگون می‌سازد، و فرد را وگروه را برمی‌انگیزدکه عمر فانی محدود را در راه زندگی بزرگی فدا سازند و قربان‌کنندکه نیستی نمی‌پذیرد و بر باد فنا نمی‌رود. فرد ناچیز ضعیفی را در برابر نیروهای سلطه و قدرت‌، و در مقابل نیروهای دارایی و اموال‌، و در جلو نیروهای آهن و آتش، نگاه می‌دارد، ناگهان می‌بینیم همه اینها در برابر عقیده پویا و محرک موجود در جان فرد مومن شکست می‌خورند و می‌گریزند. فرد فانی محدودی‌که همه این نیروها را شکست می‌دهد و فراری می‌کند چیست‌؟ بلکه نیروی بزرگ و شگفتی چنین می‌کند و چنان می‌سازدکه جان فرد مومن از او استمداد می‌گیرد و مدد می‌جوید. آن چشمه جوشان و خروشانی چنین می‌کند و چنین می‌سازدکه از جوش و خروش نمی‌افتد و آب آن کم نمی‌گردد و نمی‌خشکد).[7]

«آن معجزه‌ها و خارق‌العاده‌هائی‌که عقیده دینی آنها را در زندگی افراد و در زندگی گروه‌ها پدید می‌آورد، بر خرافات پیچیده استوار نمی‌گردد، و بر آرایه‌های ذهنی و خوابهای شیرین تکیه نمی‌کند. بلکه بر اسباب روشن و علل معین و قواعد محکم و پایه‌های استوار برپا و برجا می‌گردد و تکیه می‌کند. عقیده دینی یک اندیشه کلی است‌که انسان را با نیروهای پیدا و ناپیدای جهان پیوند می‌دهد، و جان انسان را با یقین و اطمینان ثابت و استوار می‌دارد، و به انسان با نیروی یقین و اطمینان به پیروزی‌، و با نیروی اعتقاد و اعتماد به خدا قدرت و توان مقابله با نیروهای زوال‌پذیر و اوضاع و احوال باطل ارمغان می‌دارد. عقیده دینی برای انسان پیوندها و ارتباط‌های فرد با انسانها و رخدادها و چیزهای پیرامونش را تفسیر و تعبیر می‌کند، و برای او توضیح می‌دهد و روشن می‌سازدکه هدفش کدام و رویکردش کدام و راهش کدام است‌، و همه نیروها و انرژیهای فردی راگرد می‌آورد، و همه را به رویکردی می‌اندازد و در جهتی سوق می‌دهد. از اینجا است نیروئی که عقیده دارد، نیروئی که قدرتها و قوتها را پیرامون یک محور جمع می‌نماید، و آنها را در یک جهت هدایت می‌کند. قدرتها و قوتها با هدف روشن‌، و با تاب و توان معین‌، و با یقین و اطمینان‌کامل‌، به سوی آن جهت رهسپار می‌شود».[8]

نیروی عقیده چندین برابر افزوده می‌گردد، وقتی‌که می‏‎بیند او در خط سیر راست و استواری روان است‌که سراسر هستی‌، پیدا و ناپیدای آن در آن خط سیر روان است‌، و این‌که همه نیروها و انرژیهای نهان و پنهان جهان در جهت ایمانی پیش می‌روند، و فرد مومن در راهی‌که در پیش دارد بدان نیروها و انرژیها می‌رسد و همسو می‌شود، و بدان لشکر عظیم و هراس‌انگیزی می‌پیونددکه برای چیره‌کردن حق بر باطل تجهیز گردیده است‌، هرچند آن باطل در جلو چشمهای مردمان نیروی آشکاری داشته باشد که درخشنده و خیره‌کننده باشد.

خداوند بزرگوار راست فرموده است‌:

(يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ).

آنان بر تو منت می‏‎گذارند که اسلام آورده‌اند! بگو: با اسلام خود بر من منت مگذارید، بلکه خدا بر شما منت می‌گذارد که شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود کرده است‌، اگر (‌در ادعای ایمان‌) راست و درست هستید.

این است فضل و لطف بزرگی‌که‌کسی آن را ندارد و کسی آن را عطاء نمی‌کند و روا نمی‌دارد، مگر خداوند بزرگوار و بخشایشگری‌که آن را دارد و آن را عطاء می‌کند و روا می‌دارد به کسی‌که می‌داند سزاوار این فضل و لطف است‌.

خداوند بزرگوار راست فرموده است‌. کسی که بدان انس و الفت برسدکه با آن حقائق و یافته‌ها، و با آن معنیها و احساسها پیدا کرده است‌، و با آنها زیسته است‌، و با آنها کوچ زمینی خود را بر سطح این ستاره طی‌کرده است‌، چه چیز را از دست داده است‌؟ وکسی که اینها را از دست داده باشد، هرچند هم در میان نعمتها و در لابلاهای‌کالاها بغنود و غلط بخورد، چه چیز را به دست آورده است‌؟ همچون کسی از نعمتها وکالاها می‌خورد و بهره می‏‎برد، هم بدان سان‌که چهارپایان می‌خورند و بهره می‌برند. تازه چهارپایان راهیاب‌ترند، زیرا در پرتو فطرت خود ایمان را می‌شناسند، و در سایه ایمان با آفریدگار بزرگوار خود آشنا می‌شوند و از او فرمان می‌برند.

(إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ).

خداوند رازها و نهانیهای آسمانها و زمین را می‌داند، و او می‌بیند آنچه را که انجام می‌دهید.

آن کسی‌که رازها و نهانیهای آسمانها و زمین را می‌داند، قطعا رازها و نهانیهای دلها و درونها را هم می‌داند، و از احساسها و اندیشه‌های ذهن و شعور باخبر است‌، و چیزهائی را که مردم انجام می‌دهند مشاهده می‌کند و می‌بیند. او دیگر مردمان را از روی واژه‌هائی نمی‌شناسد که زبانهایشان می‌گوید. بلکه انسانها را از روی احساسها و اندیشه‌هائی می‌شناسد که در دلهایشان به جوش و خروش می‌افتد و غوغا می‌کند، و ایشان را از روی اعمال و افعالی می‌شناسد که تصدیق می‌کنند چیزهایی راکه در دلهایشان به جوش و خروش می‌افتد و غوغا می‌کند.

*
در آخر، این سوره بزرگواری است‌که نزدیک است با آیه‌های هیجده‌گانه خود نشانه‌های راه جهان بزرگ و پاک و والا و محل امن و امانی را تعیین‌کند، در آن هنگام‌که دارد پرده از حقائق بزرگ برمی‏دارد، و اصول و ارکان آنها را در ژرفاهای دل و درون جایگزین می‌سازد.
-----------------------------------------------
[1] - این حدیث را ابن‌کثیر به همین شیوه در تفسیر خود آورده است‌.
[2] - طبرانی با استناد به سخن حارثه پسر نعمان آن را استخراج‌کرده است‌.
[3] - ‌ابوداوود و نسائی ازقول لیث پسر سعید، آن را روایت کرده‌اند.
[4] - تنها ابوداوود آن را از قول ثوری روایت نموده است‌.
[5] - ابن‌کثیر آن را در تفسیر خود روایت‌کرده است‌وگفته است‌: سند آن صحیح است‌.
[6] - ابوبکر بزاز آن در مسند خود از قول حذیفه نقل‌کرده است‌.
[7] - گلچینهائی از کتاب‌: «السلام العالمی و الاسلام‌‌». فصل‌: «عقیده و حیا ت‌».
[8] - مرجع قبلی‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5.xml">سوره‌ي  احقاف آيه‌ي 14-1</a><a class="text" href="w:text:9.txt">سوره‌ي احقاف آيه‌ي 20-15</a><a class="text" href="w:text:10.txt">سوره‌ي احقاف آيه‌ي 28-21</a><a class="folder" href="w:html:11.xml">سوره‌