 پایه‌های ادب درونی و خلق و خوی روحانی را برای بنیاد جامعه فاضل و بزرگوار بالا می‏‎برد و استوار می‌دارد.

*(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است‌، و جاسوسی و پرده‌دری نکنید، و یکی از دیگری غیبت ننماید! آیا هیح یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ به یقین همه شما از مرده‌خواری بدتان می‌آید (‌و ازآن بیزارید، غیبت نیز چنین است و ازآن بپرهیزید و) از خدا پروا کنید، بی‏گمان خداوند بس توبه‌پذیر و مهربان است‌.

این آیه هم پرچین دیگری را در این جامعه پرفضیلت و کرامت‌، پیرامون حرمتها و بزرگواریها و آزادیهای مردمان پدید می‌آورد. با شیوه متاثر و شگفتی هم به مردمان یاد می‌دهد چگونه احساسها و اندیشه‌ها و دلها و درونهای خود را پاک و تمییز بدارند.

با شیوه معمول این سوره‌، این آیه با آن ندای دوست داشتنی می‌آغازد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! . ..

آن گاه بدیشان دستور می‌دهد که از بسیاری ازگمانها بپرهیزند، و نگذارند دلها و درونهایشان به تاراج هرگونه‌گمان و شبهه و شکی رودکه در باره دیگران به دلها و درونها می‌خزد و انسانها را وسوسه می‌کند. علت این‌کار را چنین بیان می‌دارد:

(إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ).

قطعا برخی از گمانها گناه است‌.

نهی از بسیاری ازگمانها است‌. این قاعده هم می‌گوید: برخی ازگمانهاگناه است‌. این تعبیر به دلها و درونها پیام می‌دهد باید به طورکلی ازگمان بد دوری کرد، چون انسان نمی‌داند کدام یک ازگمانها گناه محسوب می‌گردد.

بدین وسیله قرآن دلها و درونها را از ژرفا پاک می‌دارد از این‌که باگمان بد آلوده‌گردد و به‌گناه بیفتد. دلها و درونها را بر آن می‌دارد پاک باشند و دور از وسوسه‌ها و شکها و تردیدها بمانند. دلها و درونها باید سفید و درخشان و محفوظ از لکه‌های شک وگمان باشند تا مودت و محبت برادران در آنها جایگزین‌گردد و بدگمانیها آنها را تیره و تار نگرداند و خدشه‌دار ننماید. اصل برائت و پاکی را شکها وگمانها نیالاید و آلوده به پلشتیها و زشتیها نگرداند. آرامش و اطمینانی بر دلها و درونها حاکم باشدکه اضطرابها و انتظارهای نابجا آنها را تیره و تار نکند ... زندگی چه زیبا و خوش خواهد بود در جامعه‌ای‌که ازگمانها دور و برکنار باشد!

کار تربیت دلها و درونها در اسلام درکنار این کرانه آسمانی و بزرگوار و درخشان متوقف نمی‌ماند. این نص قرآنی تنها قاعده و قانونی برای همزیستی وضع می‌کند، و پرچینی را پبرامون حقوق مردمانی می‌کشد که در جامعه پاک اسلامی زندگی می‌کنند. شهروندان مملکت اسلامی به سبب شک وگمانی‌که بدیشان می‌رودگرفتار نمی‌گردند و زندانی نمی‌شوند، و به خاطر شک وگمانی‌که بدیشان می‌رود محاکمه و دادگاهی نمی‌گردند، و ظن وگمان اساس محاکمه ایشان نمی‌شود. بلکه ظن وگمان حتی نباید مبنای تحقیق و بازجوبی از ایشان یا پیرامون ایشان شود. پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) می‌فرماید:

(إذا ظننت فلا تحقق).[2]

«هرگاه گمان بردی‌، تحقیق و پیجوئی مکن».

معنی این امر این است‌که مردمان باید همیشه پاک بشمار آیند، و حقوق ایشان محفوظ باشد، و آزادیهایشان و اعتبارهایشان مصون‌گردد، تا زمانی که کاملا روشن خواهد شدکه آنان مرتکب چیزی شده‌اند که باید به سبب آن‌گرفتار آیند. ظن وگمان در حق مردمان دلیل پیجوئی ایشان نمی‌گردد، و ملاک تحقیق در باره روشن شدن ظن وگمان بدیشان نمی‌شود.

این نص قرآنی مرز حفظ‌کرامت و حریت و حق حرمت و شخصیت مردمان را تا به کجا می‌کشاند و می‌رساند؟! بالاترین و والاترین نقطه‌ای‌که تصور می‌شود بهترین کشورهای دموکراسی و پاسدار آزادی و حفظ حقوق انسانها آن را ورانداز می‌کنند و در انتظار رسیدن بدان هستند، آیا جز چیزی است‌که قرآن مجید مؤمنان را بدان فریاد می‌دارد، و جامعه اسلامی عملا بر آن بنیادگردیده است‌، و آن را در واقعیت زندگی تحقق بخشیده است و پیاده‌کرده است‌، بعد از آن‌که آن را در دنیای درون تحقق بخشیده است و پیاده کرده است‌؟‌!

آن‌گاه قرآن مجید به ضمانتهای اجتماعی ادامه می‌دهد و به قاعده دیگری می‌رسدکه مربوط به دوری‌گزیدن از گمانها است‌:

(وَلَا تَجَسَّسُوا). «و جاسوسی و پرده‌دری نکنید».

تجسس‌گاهی حرکتی است‌که به دنبال‌گمان سر می‌زند. گاهی هم حرکتی است که از ابتداء برای‌کشف اسرار و اطلاع از معایب مردمان صورت می‌پذیرد. قرآن مجید با همچون عمل پست اخلاقی می‌رزمد تا دلها را ازکارهائی بسان این رویکرد پلشت و عملکرد زشتی‌که دنبال عیب و عار و پرده‌دری معایب مردمان رفتن است‌، پاکیزه کند، و مردمان را با اهداف آسمانی خود در پاکی اخلاق و دل‌پاکیها همگام و همراه بدارد. ولیکن تاثیر این کار فراتر از این است‌. این امر قاعده‌ای از قواعد اصلی اسلام در سیستم و نظامی اجتماعی‌، و در مقررات قانونگذاری و اجرائی اسلامی است‌.

مردمان دارای آزادیها و احترامها و بزرگواریهای خود هستند، آزادیها و احترامها و بزرگواریهائی که جائز نیست به هیچ وجه و به هیچ شکلی رخنه ببیند، و به حریم آن در هیچ حالی از احوال تعدی بشود.

چه در جامعه والا و بزرگوار اسلامی مردمان در امن و امان زندگی می‌کنند، و بر خود، بر خانه‌های خویش‌، بر رازهای خویشتن‌، و بر عیب و عار و مقدسات خویشتن‌، ایمن هستند و باید ایمن باشند. هیچ‌گونه جواز و دلیلی -‌هرچه باشد -‌برای تعدی به حرمتها و کرامتهای خودشان و خانه‌هایشان و رازها و عیبها و عارها و مقدساتشان‌، وجود ندارد. حتی در اسلام علت تحقیق گناه و پیجوئی بزه نیز نمی‌تواند در سیستم و نظام اسلامی دلیل تجسس از مردمان و پرده‌دری از عیب و عار مردمان‌گردد. زیرا با مردمان از روی ظواهرشان رفتار می‌شود، و کسی حق ندارد بواطن ایشان را دنبال و پیجوئی کند. و کسی حق ندارد مردمان را مواخذه وگرفتار سازد جز در برابر مخالفتها و بزهکاریهائی که آشکارا از ایشان سر می‌زند. کسی حق نداردکه نسبت به مردمان‌گمان بد ببرد یا چشم به راه انجام بدی از ایشان داشته باشد. حتی کسی حق ندارد که بداند مردمان چه بسا نهانی مخالفت می‌ورزند و کار خلاف می‌کنند، و لازم است جاسوسی کرد و حال ایشان را روشن‌کرد و آنان را دستگیر نمود     آنچه لازم است این است و بس‌: مردمان در برابر گناهی‌که از ایشان سر می‌زند و بزهکاری روشنی‌که از آنان دیده می‌شود، باید دستگیر گردند وکیفر ببینند، ولی همه ضمانتهای اجتماعی دیگری‌که نسبت به هر گناه و بزهی، آشکارا بیان شده اس