رکاری که برای آنان می‌کند و برمی‌گزیند:

(لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ).
هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند، به مشقت خواهید افتاد.

در این بخش بدیشان پیام و الهام می‌گردد که کارشان را به خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) واگذارند، و جملگی به صلح و صفا درآیند، و همگی تسلیم قضا و قدر و تدبیر و تقدیر خدا شوند. از خدا فرمان دریافت دارند، و چیزی را بدو پیشنهاد ننمایند.

آن‌گاه خدا ایشان را به نعمت ایمان رهنمود و رهنمون می‌گرداند، ایمانی‌که ایشان را به سوی آن راهنمائی و هدایت کرده است‌، و دلهایشان را برای محبت و عشق بدان به تکان و جنبش درآورده است‌، و از زیبائی و برتری آن برایشان پرده برداشته است‌، و جانهایشان را آویزه آن‌کرده است‌، وکفر و بزهکاری و نافرمانی را در جلو دیدگانشان زشت و پلشت نموده است‌، و دلهایشان را از آنها بیزار فرموده است‌. خوب اینها هم همه از رحمت و برکت و عطاء و لطف خدا است‌:

(وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ. فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است‌، و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است‌. فقط آنان (که دارای این صفات هستند، یعنی ایمان در نظرشان محبوب و مزین‌، و کفر و فسق و عصیان در نظرشان منقور و مطرود است‌) راهیابند و بس‌. این‌، لطف و نعمتی از سوی خدا است (‌که بدانان ارزانی داشته است‌) و خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بیشمار است (‌و می‌داند چه کسی شایسته هدایت، و بایسته مرحمت و نعمت است‌).

این‌که یزدان جهان دسته‌ای از بندگان خود را برگزیند تا سینه‌هایشان را برای پذیرش ایمان بگشاید و فراخ نماید، و دلهایشان را برای پذیرش ایمان به تکان درآورد، و ایمان را برایشان بیاراید تا جانهایشان به سوی آن عاشقانه بال و پر بگشاید و پرواز نماید، و به جمال و خیری برسدکه در ایمان است‌، همچون‌گزینشی فضل و لطف و نعمت خدا است‌، فضل و لطف و نعمتی که هرگونه فضل و لطف و نعمتی پائین‌تر از آن است‌. حتی فضل‌ولطف و نعمت حیات هم به پای آن نمی‌رسد، و در حقیقت‌کم‌تر از فضل و لطف و نعمت ایمان است! این فرموده یزدان بزرگوار خواهد آمد:

(بل الله يمن عليكم أن هداكم للإيمان).
بلکه خدا بر شما منت می‌گذارد که شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود کرده است‌.(‌حجرات/‌١٧)

ان شاء‌الله در جای خود در باره این منت نهادن و بزرگواری فرمودن‌، به تفصیل سخن خواهیم‌گفت‌.

چیزی‌که در اینجا دیدگان را به سوی خود خیره می‌کند تذکر دادن به مؤمنان بدین امر است که خدا است خواسته است این خیر و خوبی را بهره ایشان گرداند. خدا است‌که دلهایشان را از آن شرها، یعنی ازکفر و فسوق و عصیان‌، نجات داده است‌. خدا است‌که آنان را در پرتو فضل و لطف و نعمت خود راهیاب‌کرده است‌. همه اینها هم در سایه دانش وکاربجائی خدا صورت گرفته‌اند و پدیدار آمده‌اند. در ذکر این حقیقت بدیشان اشاره می‌شود و بدانان پیام می‌گرددکه تسلیم رهنمود و رهنمون و تدبیر و تقدیر خدا شوند، و اطمینان داشته باشندکه در فراسوی آن خیر و خوبی و نعمت و برکت ایشان است‌. همچنین در ذکر این حقیقت بدیشان اشاره و پیام می‌گرددکه به ترک پیشنهاد و شتاب و جهش و پرش بگویند درکارهائی‌که‌گمان می‏‎برند خیر و صلاح ایشان در آن است‌. بلکه منتظر باشند خدا کارها و راهکارها را برایشان برگزیند. چه خدا خیر و خوبی را برای آنان برمی‌گزیند، و پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) در میان ایشان است و دستشان را می‌گیرد و به سوی خیر و صلاحشان می‏‎برد. در پیرو این آیه چنین رهنمود و رهنمونی است‌.

انسان شتاب می‌ورزد. در حالی که نمی‌داند آن سوی گام او چیست و چه می‌شود. انسان برای خود و برای دیگران پیشنهاد می‌دهد، در حالی‌که نمی‌داند خیر و خوبی و شر و بدی در پیشنهاد او چیست‌:

(ويدع الإنسان بالشر دعاءه بالخير وكان الإنسان عجولا).

انسان (‌چه بسا در وقت خشم یا بلایا، دست دعا به سوی خدا برمی‌دارد و علیه خود و خویشاوندان و دوستان‌) دعای شر می‌کند، همانگونه که (‌به هنگام شادی یا عادی‌) دعای خیر می‌کند. اصلا انسان همیشه شتابگر بوده است (‌و خوبی و بدی را آزمندانه و عجولانه از خدا خواسته است‌، و سود و زیان خود را چنان که باید ندانسته است‌). 

اگر انسان تسلیم فرمان شود، و سراپا به صلح و صفا درآید، و بدانچه خدا برای او برمی‏گزیند خشنود شود، و اطمینان داشته باشدکه‌گزینش خدا برای او بهتر از گزینش او است‌، و خدا برای او مهربانتر است و خیر بیشتری بهره او می‌سازد، می‌آساید و می‌آرامد، و این کوچ‌کوتاه را بر سطح این‌کره با آرامش و آسایش و رضا و خشنودی بسر می‏‎برد ... ولیکن این هم بسان آن‌، فضل و لطف وکرامت و نعمتی است و خدا آن را به هرکس‌که خود بخواهد عطاء می‌فرماید.

*
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).

هرگاه دو گروه از مؤمنان باهم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری ستم کند و تعدی ورزد (‌و صلح را پذیرا نشود)‌، با آن دسته‌ای که ستم می‌کند و تعدی می‌ورزد بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان خدا برمی‏گردد و حکم او را پذیرا می‌شود. هرگاه بازگشت و فرمان خدا را پذیرا شد، در میان ایشان دادگرانه صلح برقرار سازید و (‌در اجرای مواد و انجام شرائط آن‌) عدالت بکار برید، چرا که خدا عادلان را دوست دارد. فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود.

این یک قاعده شرعی و عملی برای حفظ جامعه اسلامی از دشمنان و فروپاشی است، دشمنانگی و فروپاشی‌ای‌که براثرکششها و سرکشیها و جهشها و پرشها پدید می‌آید. این قاعده به عنوان پیروی بر روشن ساختن و تحقیق‌کردن در باره خبری ذکر می‌شودکه فاسقی آن را به اطلاع می‌رساند، و از مسلمانان خواسته می‌شود پیش از روشن شدن و یقین پیدا کردن از صحت و سقم خبر شتاب نورزند، و غیرت و شجاعت ایشان را به جهش و پرش و تاخت و تاز نکشاند.

چه نزول این آیه به سبب واقعه معینی باشد -‌همان‌گونه که روایتها بیان داشته‌اند - و خواه قانونگذ