بزده ظلم و ستم بکنند، و بر ارتکاب چیزی‌که خدا را خشمگین می‌سازد پشیمان‌گردند و شرمندگی برند، و از حق و عدل به خاطر برجهیدن و شتاب ورزیدن دورگردند. بسیاری از مفسران روایت کرده‌اندکه این آیه در باره ولید پسر عقبه پسر ابومعیط نازل‌گردیده است‌. وقتی از اوقات پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ولید را به سوی قبیله بنی مصطلق برای دریافت زکات از ایشان فرستاد. ابن کثیر گفته است‌: مجاهد و قتاده بیان داشته‌اند که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ولید پسرعقبه را به سوی بنی مصطلق فرستاد تا از ایشان زکات بگیرد. آنان زکات خود را بدو دادند. ولید پسر عقبه برگشت وگفت‌: بنی مصطلق زکات نداده‌اند و جنگجویانی را برای جنگیدن با تو گرد آورده‌اند. (‌در روایت قتاده این جمله نیز هست‌: و ایشان مرتد شده‌اند و به ترک اسلام‌گفته‌اند)‌. پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) خالد پسر ولید (رضی الله عنه) را به سوی بنی مصطلق فرستاد و بدو دستور فرمود کاملا مسأله را روشن سازد و شتاب نورزد. خالد پسر ولید به سوی بنی مصطلق رفت و در شب بدانجا رسید. جاسوسان خود را فرستاد. وقتی جاسوسان برگشتند به خالد (رضی الله عنه) خبر دادندکه بنی مصطلق متمسک به اسلام هستند، و اذان و نماز ایشان را شنیده‌اند و دیده‌اند. بامدادان خالد (رضی الله عنه) به سوی بنی مصطلق رفت‌. چیزی را دیدکه مایه شگفت و خوشحالی او بود. به سوی پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) برگشت، و او را از واقعیت امر خبر داد. خداوند بزرگوار نیز همچون آیه مهم‌و ارزشمندی را نازل فرمود. قتاده‌گفته است‌: پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) می‌گفت‌:

(التثبت من الله والعجلة من الشيطان).[1]
«تحقیق و اطلاع از واقعیت‌، الهی و خدائی است‌، و شتاب‌کردن از جانب اهریمن است».

نه یکی از سلف‌، بلکه بسیاری از آنان‌، از جمله‌: پسر ابولیلی‌، یزید پسر رومان‌، ضحاک‌، مقاتل پسر حبان، و جز آنان‌، در باره این آیه‌گفته‌اند: این آیه در باره ولید پسر عقبه نازل گردیده است‌. خدا هم داناتر و آگاه‌تر است ... (‌سخن ابن‌کثیر در تفسیر، در اینجا به پایان می‌آید).

مدلول و معنی آیه همگانی است‌. بیانگر اصل بررسی و وارسی و تحقیق و پژوهش خبری است که فاسق می‌دهد. ولی فرد صالح وقتی‌که خبری را می‌دهد باید آن را معتبر شمرد و برابر آن عمل کرد. زیرا بنیاد کار در میان گروه مؤمنان بر این استوار و پایدار است‌، و خبری‌که شخص فاسق می‌دهد از این حکم مستثنی است‌. رفتار به خبر شخص صالح جزو برنامه محقق دانستن و بدان اطمینان داشتن است‌. زیرا خبر شخص صالح یکی از مصادر و منابع برنامه بررسی و وارسی و تحقیق و پژوهش است‌. ولی شک‌کردن و تردید ورزیدن در باره همه مصادر و منابع، و راجع به همه خبرها وگزارشها، مخالف با اصل و اساس اطمینان و اعتماد واجب در میان‌گروه مؤمنان است‌. افزون بر این‌، باعث جلوگیری از خط سیر زندگی و تنظیم آن در میان جماعت مؤمنان می‌گردد. اسلام زندگی را آزاد و رها می‌سازد تا مجرای طبیعی خود را در پیش بگیرد و بسپرد، و تضمینها و مانعهایی‌که ایجاد می‌کند تنها برای محافظت و مراقبت از سلامت زندگی است نه پیش از هر چیز برای تعطیل‌کردن و ازکار انداختن زندگی است‌. آنچه گذشت نمونه‌ای از اطلاق و استثناء در مصادر و منابع اخبار است‌. اصل بر باورکردن و راست انگاشتن است‌، و مستثنی کردن در موارد خاص خود است‌.چنین پیدا است‌که برخی از مسلمانان همین‌که خبر را از زبان ولید پسر عقبه شنیده‌اند و متوجه اشاره او به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) برای شتاب در تنبیه بنی‌مصطلق شده‌اند، برجسته‌اند و آمادگی خود را اعلام داشته‌اند. این هم بدان خاطر بوده است‌که این دسته از یک سو خواسته‌اند آئین خدا را پاس بدارند، و از دیگر سو از ندادن زکات بر سر خشم آمده‌اند و تافته گردیده‌اند و برتابیده‌اند. این است آیه زیر آمده است و ایشان را به حقیقت سترگی و نعمت بزرگی تذکر داده است‌، حقیقت سترگ و نعمت بزرگی‌که بهره ایشان‌گردیده است و باید ارزش آن را بدانند و پیوسته متوجه وجود آن در میان خود باشند:

(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ).
بدانید که پیغمبر خدا در میان شما است (‌قدر او را بدانید و بدو احترام بگذارید).

این حقیقتی است‌که ساده و آسان می‌توان آن را تصور کرد و پیش چشم داشت‌، زیراکه روی داده است و بوده است‌. ولیکن وقتی که انسان می‌اندیشد و می‌نگرد می‌بیندکه کار بسیار بزرگ و هراس‌انگیزی است و نمی‌توان آن را تصورکرد و پیش چشم داشت‌! آیا ساده و آسان است‌که انسان تصور بکند و پیش چشم بدارد این راکه آسمان با زمین همیشه پیوند زنده و دیدنی داشته باشد؟ آسمان با زمین سخن بگوید؟ به ساکنان زمین از حال و احوال بیرونشان و از پیدا و ناپیدای درونشان خبر بدهد؟ همین که گامهایشان بلغزد راستشان‌کند؟ در باره خودشان و کار و بارشان بدیشان اشاره کند و رهنمودشان گرداند؟ یکی از آنان کاری بکند، و سخنی را بگوید، و رازی به دلش بگذرد، ناگهان آسمان مطلع شود؟ ناگهان خداوند بزرگوار پیغمبر خود (صلی الله علیه و سلم) را از آن باخبر فرماید، و او را رهنمون‌گرداندکه چه بکند و چه بگوید در باره این چیزی‌که رخ داده است‌؟ .. این‌کار شگفتی است‌! این خبر بزرگی است‌! این حقیقت هراس‌انگیزی است! چه بسا کسی‌که همچون چیزی در حضور او صورت‌گرفته است بزرگی و سترگی آن را احساس ننماید و آن را نپساید. بدین جهت است که همچون بیدارباش و هوشیارباشی درمی‌رسد، و با این شیوه از وجود آن خبر داده می‌شود:

(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ).
بدانید که پیغمبر خدا در میان شما است (‌قدر او را بدانید و بدو احترام بگذارید).

این را بدانید و چنان‌که باید قدر و منزلت آن را مراعات دارید. چه این کار مهم و بزرگی است‌.

از مقتضیات آگاهی از این‌کار مهم و بزرگ این است که بر خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) پیشی نگیرند (‌و هیچ حکمی را بر حکم خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) مقدم ندارند، و پیش از فهم و دریافت سخن و دستور خدا و رسول در باره حکم چیزی‌، سخنی نگویند، و عملی را انجام ندهند، و در جائی‌که خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) حکمی دارند، آنان حکم نکنند...!. آگاهی از این کارگذشته از این امر، مایه روشنگری بیشتر و توان افزون‌تر می‌گردد، بدانگاه که به مؤمنان خبر می‌دهد که تدبیر پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) برایشان‌، و اداره امورشان توسط آن حضرت‌، در پرتو وحی خدا یا الهام خدا است‌، و در آن خیر و صلاح و رحمت و آسایش ایشان است‌. اگر پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) در چیزی‌که برایشان پدیدار و نمودار می‌گردد و به نظرشان خیر و صلاح می‌آید پیروی بفرماید، مؤمنان دچار رنج و زحمت می‌شوند، و کارشان دشوار می‌گردد. چه خدا از ایشان بهتر می‌داند چه چیزبرایشان خیرو خوب است‌، وپیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) برایشان رحمت است د