 است که صدای دو مرد را در مسجدالنبی (صلی الله علیه و سلم) شنید. دید که صداهایشان بلندگردیده است و اوج‌گرفته است‌. به پیش ایشان رفت و گفت‌: آیا میدانید کجا هستید! سپس فرمود: اهل‌کجائید؟ گفتند: اهل طائف هستیم‌. فرمود: اگر از اهالی مدینه بودید با کتک زدن به دردتان می‌آوردم!

علماء این امّت از چنین کاری اطلاع داشته‌اند و آگاهانه گفته‌اند: بلند کردن صدا نزد گور پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) مکروه است‌، بدان سان‌که در زمان حیات پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بلند کردن صدا در خدمتش مکروه بوده است‌. این هم برای احترام پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) در هر حال و احوالی است‌.

آن‌گاه قرآن به واقعه‌ای اشاره می‌فرماید که ازگروه اعزامی بنی‌تمیم سر زده است‌، در آن زمان‌که به خدمت پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) آمدند، در سال نهم هجری‌که عام‌الوفود، یعنی سال گروه‌های اعزامی‌، نامیده شده است ... چراکه‌گروه‌های اعزامی عربها به دنبال فتح مکه سرازیر شدند و مردمان دسته دسته به اسلام گرویدند. گروه اعزامی بنی‌تمیم عربهای خشنی بودند. از پشت درهای منازل همسران پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) که مشرف بر مسجد نبوی شریف بودند، فریاد می‌زدند: محمّد، بیرون بیا نزد ما! پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) از این تندی کردن و آشفته نمودن ناراحت شد. این بود این فرموده خداوند بزرگوار نازل گردید:

(إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ . وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ).

بی‏گمان کسانی که تو را از بیرون اطاقها فریاد می‌زنند، اغلب ایشان نمی‌فهمند (‌که تو چه مقام والائی در پیش خدا داری و باید با تو محترمانه رفتار کنند)‌. اگر آنان تامّل کنند تا تو بیرون بیائی و به پیش ایشان روی‌، برای آنان بهتر خواهد بود. خداوند آمرزگار و مهربان است‌. 

یزدان سبحان ایشان را چنین معرفی می‌کند و می‌گوید: بیشتر آنان نمی‌فهمند و شعور ندارند. همچون صدا زدنی را از ایشان نمی‌پسندد، این صدا زدنی‌که منافی ادب و احترام شایان شخص پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) است‌، و با حرمت و ارج پیغمبر خدا و پیشوا و مربی انسانها نمی‌خواند. برایشان روشن می‌داردکه بهتر و شایسته‌تر این است‌که صبرکنند و انتظار بکشتند تا پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بیرون بیاید و به نزدشان درآید. توبه و پشیمانی را در نظرشان گرامی می‌دارد، و ایشان را علاقه‌مند به مغفرت و رحمت می‌نماید.

مسلمانان این ادب والا را آموختند و به خاطر سپردند، وگذشته از شخص پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) هر استادی و آموزگاری را مورد احترام قرار دادند و آهسته و مودبانه با او صحبت‌کردند. مسلمانان پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را پریشان و هراسان نمی‌نمودند، و تا صدایشان نمی‌زد به خانه وکاشانه‌اش وارد نمی‌گردیدند ... از ابوعبیدکه مرد فرزانه و پارسا و روایت‌کننده مورد اطمینانی بود، روایت گردیده است‌که‌گفته است‌: «هرگز در عالمی را نزده‌ام‌. بلکه انتظار کشیده‌ام تا وقت بیرون آمدن خودش بیرون بیاید».

*
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ. وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ . فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید در باره آن تحقیق کنید. مبادا به گروهی -‌بدون آگاهی (‌از حال و احوالشان و شناخت راستین ایشان -‌) آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید. بدانید که پیغمبر خدا در میان شما است (‌قدر او را بدانید و بدو احترام بگذارید)‌. هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند، به مشقت خواهید افتاد. امّا خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است‌. فقط آنان (‌که دارای این صفات هستند، یعنی ایمان در نظرشان محبوب و مزین‌، و کفر و فسق و عصیان در نظرشان منفور و مطرود است‌) راهیابند و بس‌. این لطف و نعمتی از سوی خدا است (‌که بدانان ارزانی داشته است‌) و خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بیشمار است (‌و می‌داند چه کسی شایسته هدایت‌، و بایسته مرحمت و نعمت است).

ندای نخستین برای بیان رهبری و منبع دریافت است‌. ندای دوم برای بیان ادب با رهبری و احترام آن است‌. هم این و هم آن‌، اساس جملگی رهنمودها و قانونگذاریها در این سوره است‌. لازم است منبعی‌که مؤمنان از آنجا قوانین و مقررات دریافت می‌دارند کاملا روشن باشد، و جایگاه رهبری معین‌گردد، و مکانت و منزلت آن بیان شود، تا آن‌گاه رهنمودها و رهنمونها ارزش و بهای خود را داشته باشند و از آنها اطاعت گردد. بدین خاطر ندای سوم فرارسیده است و برای مؤمنان روشن می‌داردکه چگونه اخبار را دریافت دارند و چگونه آنها را به کار بندند. همچنین بیان می‌داردکه باید منبع اخبار راکاملا شناخت و از راستی و درستی اخبار اطمینان پیدا کرد و شک و گمانی باقی نماند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ).
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید در باره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی -‌بدون آگاهی (‌از حال و احوالشان و شناخت راستین ایشان)- آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید.

فاسق را به طور خاص ذکر می‌کند چون بدو گمان دروغگوئی می‌رود. هم بدان خاطرکه شک و تردید در میان‌گروه مسلمانان شائع نگردد و پخش نشود راجع به اخباری که مسلمانان بیان می‌دارند و به همدیگر می‌رسانند. زیرا اگر چنین شود در آگاهی از اخبار نقص و خلل پیش می‌آید وکارها آشفته و نابسامان می‌شود. اصل و اساس در میان گروه مؤمنان این است‌که همه افراد این‌گروه مورد اطمینان و محل وثوق هستند، و خبرهائی‌که می‌دهند جای باور است و برابر آنها عمل می‌شود. ولی شخص فاسق‌، مورد شک وگمان است‌، و تا خبری‌که می‌دهد آزموده نگردد و راست درنیاید، بدان نباید عمل کرد. بدین وسیله کار و بارگروه مسلمانان معتدل می‌گردد، و میان پذیرفتن و نپذیرفتن اخباری که بدیشان می‌رسد قرار می‌گیرند. گروه مسلمانان در عمل به خبری‌که فاسقی می‌دهد شتاب نمی‌ورزند، تا نکند به‌گروهی نادانسته و شتا