، جهانی است‌که ساخته خدا است‌، و به سوی خدا رو می‌کند، و سزاوار آن است‌که به خدا نسبت داده شود ... جهانی است دل و درون پاک‌، دارای احساسها و اندیشه‌های پاک‌، زبان پاک‌، و پیش از هر چیز رازها و رمزهای پاک است ... جهانی است با خدا ادب دارد. با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ادب دارد. با خودش ادب دارد. با دیگران نیز ادب دارد. سراپا ادب است در اندیشه‌ها و خاطره‌هائی که بر دل و درونش می‌گذرد، و در حرکات و سکنات اندامهائی‌که دارد. در عین حال دارای قوانین و مقررات منظم برای اوضاع و احوال خود است‌. دارای قوانین و قواعدی است که آن را می‌پایند و نگاهداری می‌نمایند. این قوانین و قواعد و نظم و نظام نیز بر آن ادب استوار و برقرار می‌:‌بوند، و از همان ادب برمی‌جوشند، و با خود آن ادب هماهنگ می‌گردند، و درون این جهان و بیرون آن به تمام و کمال همآوا می‌شود، و قوانین و احساسات آن با یکدیگر مرتبط می‌گردد و با همدیگر پیوند می‌خورد، و انگیزه‌ها و بازدارنده‌های آن هماهنگ می‌شود، و اندیشه‌ها وگامهای آن متحد و متفق می‌گردد، و رو به خدا می‌کند و رو به خدا می‌رود ... بدین سبب برپانی این جهان والا و بزرگوار و پاکیزه و سالم‌، و حفاظت و نگاهداری آن‌، تنها به ادب درون‌، پاکی احساس‌، و همچنین تنها به قانونگذاری و تعیین مقررات‌، واگذار نمی‌گردد و حواله داده نمی‌شود. بلکه هر دوی این و آن با همآوائی وهمنوائی دست به دست یکدیگرمی‌دهند و به همدیگر می‌رسند. همچنین این جهان به احساس تنها و تلاش تنهای فرد، و همچنین به مقررات و قوانین دولت واگذار نمی‌گردد و حواله داده نمی‌شود. بلکه در آن افراد با دولت‌، و دولت با افراد، دست به دست همدیگر می‌دهند، و وظائف و تکالیف و فعالیتها و تلاشهای هر دوی افراد و دولت درکنار همدیگر و با یکدیگر به همکاری و همبازی و همنوائی و همآوائی می‌پردازند.

این جهان‌، جهانی است با خدا ادب دارد، و با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ادب دارد. این ادب جلوه‌گر می‌آید در درک و فهمی‌که بنده از حدود و وظائف خود در برابر خداوندگار و در برابر پیغمبری دارد که پیامهای یزدان را بدو می‌رساند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بر خدا و پپغمبرش پیشی مگیرید و پپشدستی مکنید، و از خدا بترسید و پروا داشته باشید، چرا که خدا شنوای (‌گفتارتان‌، و) آگاه (‌از کردارتان‌) می‌باشد.

لذا بنده مومن درکار امر و نهی بر خدای خود پیشی نمی‌گیرد و پیشدستی نمی‌کند، و چیزی را درکار داوری و فرمانروائی به خدا پیشنهاد نمی‌دهد و پیشنهاد نمی‌کند، و از آنچه از آن نهی می‌گردد و بازداشته می‌شود، و از آنچه دستور انجام آن بدو داده می‌شود، تخطی و تجاوز نمی‌کند، و برای خود با آفریدگارش هیچ‌گونه اراده و نظری قائل نمی‌شود، و آنچه استاد ازل‌گفت بگو و بکن‌، می‌گوید و می‌کند ... چون از خدا می‌ترسد و می‌هراسد، و از خدا شرم می‌کند و با خدا ادب دارد ... نسبت به خطایی‌که به پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) شده است‌، ادب ویژه و احترام خاصی دارد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ . إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ . إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ . وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیغمبر بلندتر مکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن میگوئید، با او به آواز بلند سخن مگوئید، تا نادانسته اعمالتان بی‌اجر و ضائع نشود. آنان که صدای خود را نزد پیغمبر خدا پائین نموده و آهسته برمی‌آورند، کسانیند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است‌. ایشان آمرزش سترگ و پاداش بزرگی دارند. بی‏گمان کسانی که تو را از بیرون اطاقها فریاد می‌زنند، اغلب ایشان نمی‌فهمند (‌که تو چه مقام والائی در پیش خدا داری و باید با تو محترمانه رفتار کنند)‌. اگر آنان تامّل کنند تا تو بیرون بیائی و به پیش ایشان روی‌، برای آنان بهتر خواهد بود. خداوند آمرزگار و مهربان است‌.

این جهان دنیائی است‌که برنامه ویژه خود را در اثبات اقوال و افعال‌، و در اطمینان از سرچشمه اقوال و افعال دارد. باید پیش از صدور حکم‌، از ثبوت اقوال و افعال اطمینان پیدا کرد، و از منبع آنها اطلاع‌کامل داشت‌. این برنامه مستند به ترس و هراس از خدا، و ارجاع امور به پیغمبر خدا است‌. در آن هیچ حکمی بر حکم پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) مقدم داشته نمی‌شود، و چیزی به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) پیشنهاد نمی‌گردد، چیزی‌که آن را نخواسته باشد، و به انجام آن دستور نداده باشد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ . وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ . فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید در باره آن تحقیق کنید. مبادا به گروهی -‌بدون آگاهی (‌از حال و احوالشان و شناخت راستین ایشان) - آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید. بدانید که پیغمبر خدا در میان شما است (‌قدر او را بدانید و بدو احترام بگذارید)‌. هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند، به مشقت خواهید افتاد. امّا خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت وناپسند جلوه داده است‌. فقط آنان (‌که دارای این صفات هستند، یعنی ایمان در نظرشان محبوب و مزین‌، و کفر و فسق و عصیان در نظرشان منفور و مطرود است‌) راهیابند و بس‌. این لطف و نعمتی از سوی خدا است (‌که بدانان ارزانی داشته است‌) و خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بیشمار است (‌و می‌داند چه کسی شایسته هدایت، و بایسته مرحمت و نعمت است).

این جهان دنیائی است‌که دارای نظم و نظام و قوانین 