ارد، و هر آنچه شوق و ذوقشان بدان سر می‌کشد و طمع می‌ورزد، فضل و لطف و رضا و خشنودی یزدان است‌. جز فضل و لطف و رضا و خشنودی یزدان چیزی وجود نداردکه بدان چشم امید بدوزند و خویشتن را بدان مشغول بدارند.

برداشت و تصویر چهارم‌، تاثیر عبادت بیرونی و تاثیر انتظار درونی‌، بر سیماها و نمادهای وجودشان را ثبت و ضبط می‌کند:

(سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ).

سیمای ایشان بر اثر سجده در پیشانیهایشان نمایان است‌.

نشانه‌های تابش و درخشش و صفا و پاکی بر چهره‌هایشان پدیدار است‌. آثار لاغری سرزنده و تابان و ظریف و لطیف عبادت در وجودشان نمایان است‌. این نشانه‌ها و آثار، در چهره‌ها و اندامها با چشم سر مشاهده نمی‌شود، همان‌گونه که هنگام شنیدن این فرموده یزدان متبادر به ذهن می‌شود:
(مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ).
بر اثر سجده‌.
بلکه مقصود از اثر سجده‌، تاثیر عبادت است‌. ولی یزدان سبحان واژه سجود را برگزیده است و به‌کار برده است‌، چون سجده بردن بیانگر حالت‌کرنش و فروتنی و بندگی خداوند بزرگوار را درکامل‌ترین شکل خود به تصویر می‌کشد. سجده اثر همین‌کرنش و فروتنی است‌، کرنش و فروتنی‌ای‌که نشانه‌هایش در چهره پدیدار می‌آید، بدان هنگام که تکبر و خودبزرگ‌بینی و خودستائی وگردن‌افرازی از میان برمی‏خیزد و از بین می‌رود، و جای آنها را فروتنی بزرگوارانه‌ای‌، و صفای زیبا و دلربائی، و تابش و درخشش آرام‌بخشی‌، و لاغری سبک و نازنینی‌، پر می‌کندکه بر چهره شخص مومن تابندگی و زیبائی و والائی می‌افزایند.

این صورت رخشان و تابانی‌که چنین برداشتها و تصاویری آن را ترسیم می‌کنند و پیش چشم می‌دارند، تازگی ندارد. بلکه این صورت زیبای ایشان‌، بر لوحه قضا و قدر نقش بسته است‌. این است‌که چنین صورت زیبائی از دیرباز بوده است و در تورات از آن یاد گردیده است‌:

(ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ).

این‌، توصیف آنان در تورات است‌.

این‌، صفت ایشان است و یزدان جهان آن را درکتاب موسی معرفی فرموده است‌، پیش از این‌که این چهره زیبا برای مردمان جلوه‌گر آید، مژده آن را به ساکنان زمین داده است‌.

(وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ).

و توصیف ایشان در انجیل است‌.

صفت آنان‌، در وقت مژده دادن به بعثت محمّد (صلی الله علیه و سلم) و چگونگی همراهی یارانش با او، این چنین آمده است‌:

(كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ).

همانند کشتزاری هستند که جوانه‌های (‌خوشه‌های‌) خود را بیرون زده است‌.

کشتزار سرسبزی است‌که به خود بالیده است و بالا گرفته است و نیرو پیدا کرده است‌. جوانه‌هایش بردمیده است و تاب و توان یافته است و شاداب‌گردیده و خرم شده است‌. این جوانه‌ها و خوشه‌ها نه تنها ساقه‌ها را ضعیف نمی‌گردانند، بلکه ساقه‌ها را قوی و توانمند می‌نمایند.

(فَآزَرَهُ). آنها را نیرو و یاری داده است‌.

یا این‌که ساقه‌ها، جوانه‌ها و خوشه‌ها را نیرو و یاری داده است‌.

(فَاسْتَغْلَظَ). سخت وسفت شده است‌.

کشتزار سخت و سفت‌گردیده است‌، و ساقه‌ها ستبر و پر شده است‌.

(فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ). بر ساقه‌های خود راست ایستاده است‌.

راست ایستاده است و پابرجا گردیده است‌. نه کج و کژ می‌شود و نه این سو و آن سو خم و چم می‌گردد. بلکه راست و قوی و یکسان ماندگار می‌ماند.

این خود شکل آن‌کشتزار است‌، و امّا تاثیر آن در دلها و درونهای آگاهان ازکشت و کار، آشنایان از رشد و نمو و پژمردن و بر باد رفتن‌کشتزار، و مطلعان از کشتزاری‌که به بار می‌نشیند و یا بدون ثمر می‌ماند و حاصلی نمی‌دهد، شگفتی و شگرفی است‌. دلها و درونهایشان از همچون کشتزاری شاد و مسرور می‌گردد و متعجب می‌شوند:

(يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ). برزگران را به شگفت‌می‌آورد.

در قرائتی به جای (زراع‌) زارع آمده است‌، یعنی برزگر را شگفت می‌آورد. آن برزگر هم پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) است‌که مالک این‌کشتزار بالنده و نیرومند و سرسبز و خرم است ... و امّا تاثیر این‌کشتزار در دل کفار برعکس تاثیری است‌که در دل مؤمنان دارد. آنچه این کشتزار به دلها و درونهایشان می‌اندازد سرسختی وکینه‌توزی و رنجش خاطر است‌:

(لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ). تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند.

ذکر خشمگین‌کردن کافران‌، بیانگر این است‌که همچون کشتزاری‌کاشته خدا است‌، یاکاشته پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) است‌، و مسلمانان پرده‌ای هستندکه قدرت و قوت و ابزار بر سر خشم آوردن دشمنان خدا بر آن‌، نمایش داده می‌شود!

این مثال نیز تازگی ندارد. چه همچون مثالی بر صفحه قضا و قدر موجود و ماندگار است‌. بدین جهت‌، از آن سخن رفته است پیش از آن‌که محمّد (صلی الله علیه و سلم) وکسانی که در خدمت او هستند بدین زمین پای بگذارند. در انجیل چنین مثالی ثبت و ضبط است، آنجاکه مژده به دنیا آمدن محمّد (صلی الله علیه و سلم) و یارانش در آینده داده می‌شود.

بدین منوال و بر این روال یزدان جهان صفت آن‌گروه برگزیده را درکتاب جاویدان خود ثبت و ضبط می‌فرماید ... گروه برگزیده‌ای‌که اصحاب پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) هستند ... بدین وسیله همچون صفتی در پهنه سراسر هستی ثبت و ضبط می‌گردد، و همه نواحی و زوایای هستی پژواک این صفت را طنین‌انداز می‌کنند. آخر، سراسر هستی این صفت را از آفریدگار هستی می‌شنوند، و این صفت نمونه‌ای برای همه نسلها می‌ماند، و همه نسلها می‌کوشند آن را در زندگی خود پیاده‌کنند تا معنی ایمان را در والاترین مرتبه محقق سازند.

گذشته از همه این تکریمها و تعظیمها، یزدان جهان وعده آمرزش و پاداش بزرگ را بدیشان می‌دهد‌:

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً).

خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی را وعده می‌دهد.

این وعده‌ای است که با این ساختار همگانی‌، پس از ذکر صفت ویژه ایشان ذکر می‌شود، صفتی که آنان را نخستین کسانی می‌گرداند که در داخل دائره چنین ساختار همگانی قرار می‌گیرند.

آمرزش و پاداش بزرگی بهره ایشان می‌گردد ... این تکریم و تعظیم خودش به تنهائی برایشان بس و بسنده است‌. آن رضایت و خشنودی نیز خودش به تنهائی برایشان بس و بسنده است‌. ولیکن فیض و لطف الهی حدود و ثغور و قید و بندی ندارد، و عطاء و بخشش الهی پیاپی و ناگسیختنی است‌. آنچه خواهدکند و آنچه خواهد دهد!

بار دیگر می‌کوشم از فراسوی چهارده قرن چهره‌های این مردان خوشبخت و همچنین دلهای ایشان را وراندازکنم‌، در آن حال و احوالی‌که این فیض و لطف الهی را دریافت می‌دارند و مژده رضا و خشنودی و تکریم و تعظیم و وعده بزرگ و سترگ الهی را می‌شنوند. آن‌کسانی را بنگرم‌که خود را در ترازوی خدا و درکتاب خدا و برابر مقیاس و معیار خدا این چنین می‌بینند! می‌خواهم ایشان را وراندازکنم بدا