ه به چیزی است‌که در وقت نزول این آیه جزو غیب بوده است و غیب را خدا داند و بس. بدان چنین اشاره‌ای کرده است تا آرامش و خشنودی و امید و شادی به دلهای مؤمنان بیندازد و آنان را خوشحال و چشم به راه فتح و پیروزی سازد.

به مناسبت اشاره به غنیمت حاضر و آماده‌، و اشاره به غنیمت‌که خدا از آن آگاه است و بس، و مسلمانان در انتظار آن بسر می‏‎برند، یزدان سبحان به مؤمنان خبر می‌دهد که ایشان پیروزند، و صلح و سازی ک امسال صورت پذیرفته است‌، بدان خاطر صورت نگرفته است که مسلمانان ضعیف و ناتوانند، و یا این‌که مشرکان قوی و توانایند. بلکه این صلح و ساز حکمت و فلسفه‌ای داشته است که خداوند متعال آن را اراده فرموده است و خواستارش بوده است‌. اگرکافران با مسلمانان می‌جنگیدند، کافران شکست می‌خوردند و می‌گریختند. چه این قانون و سنت خدا است: هرگاه مؤمنان وکافران در یک پیکار نهائی و پایان‌بخش رویاروی شوند، مؤمنان (که جانبداران حق هستند) پیروز می‌گردند و کافران (‌که طرفداران باطل هستند) شکست می‌خورند:

(وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً . سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً).

اگر کافران (‌قریش‌، در سرزمین حدیبیه‌) با شما بجنگند، (‌از ترس شما) پشت می‌کنند و می‌گریزند، سپس سرپرستی (‌که کار و بار ایشان را به دست گیرد) و یاوری (‌که ایشان را کمک کند) پیدا نخواهند کرد. این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است‌، و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌.

بدین منوال پیروزی مؤمنان و شکست‌کافران را با سنت جهانی ثابت و تغییرناپذیر خود ارتباط می‌دهد. آن مؤمنانی‌که از زبان خدا پیروزی خویش را و شکست دشمنانشان را به عنوان سنتی از سنت‏های جاری و ساری درگستره جهان هستی می‌شنوند، چه آرامشی می‏یابند؟ چه اطمینانی پیدا می‌کنند؟ در دلها و درونهایشان چه ثبات و یقینی را می‏یابند؟ چه اندازه استوار و توانا و دلیر و پابرجا می‌گردند؟

این یک سنت دائمی و تغییرناپذیری است‌. ولیکن گاهی تا وقت معین خود به تاخیر می‌افتد. گاهی تا مدت مقرر خود به تاخیر می‌افتد به خاطر اسباب و عللی که با ماندگاری مؤمنان بر راستای راهشان و با استقامت و پایداری ایشان پیوند دارد، استقامت و پایداری‌ای که یزدان در مؤمنان سراغ دارد. یا گاهی مربوط می‌گردد به آمادگی فضائی‌که در آن پیروزی مؤمنان و شکست کافران پدیدار می‌آید و نمودار می‌گردد، تا پیروزی ارج و بها و تاثیر خود را داشته باشد. یا پیروزی به چیزهای دیگری جز اینها مربوط می‌شود، چیزهائی‌که خدا از آنها آگاه است و بس‌. به هر حال سنت خدا دگرگون نمی‌شود و تغییر نمی‌کند، و خدا راستگوترین گویندگان است‌:

(وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً).

و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌. همچنین خداوند بر مسلمانان منت می‌نهد و بزرگواری می‌فرماید با بازداشتن دست مشرکان از مؤمنان‌، و با کوتاه کردن دست مؤمنان از مشرکان‌، پس از آن که یزدان مؤمنان را برکسانی پیروز می‌گرداندکه بر سرشان تاخته بودند و یورش آورده بودند. در اینجا اشاره می‌شود بدان رخدادی‌که چهل نفر از مشرکان یا بیشتر و یا کم‌تر می‌خواهند به اردوگاه مسلمانان بتازند وکارشان را بسازند. امّا گرفتار می‌گردند و اسیر می‌شوند، و پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ایشان را عفو میفرماید:

(وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً).

او همان کسی است که در درون مکه (‌و در زیر پنجه دشمن‌) دست کافران را از شما، و دست شما را از ایشان کوتاه کرد، بعد از آن که (‌در جنگهای قبلی‌) شما را بر آنان پیروز گردانیده بود، و خداوند می‌بیند هر چیزی را که بکنید.

این واقعه‌ای است که رخ داده است‌. شنوندگان بدان آشنا و از آن آگاهند. خدا آن را بدین شیوه برایشان بیان می‌دارد و یادآوری می‌کند، تا هر حرکتی و هر واقعه‌ای راکه برایشان اتفاق می‌افتد و روی می‌دهد به تدبیر و تقدیر بدون واسطه خود برگرداند، و به دلهایشان این احساس مشخص را در باره دست یزدان سبحان بیندازد، و متوجه شوند دست یزدان سبحان است‌که هر چیزی را اداره می‌کند و می‌گرداند، و گامهایشان را رهنمود و رهنمون می‌فرماید، هم بدان سان که اندیشه‌هایشان را رهنمود و رهنمون می‌نماید، تا مسلمانان خویشتن را سراپا تسلیم یزدان گردانند، بدون این‌که شک و تردید به خود راه دهند، و بدون این‌که ملاحظه چیزی بکنند و به چیزی بنگرند. بدین وسیله جملگی به صلح و ساز درآیند، و با تمام وجود، و با همه احساسها و اندیشه‌هائی‌که دارند، و با هرگونه رویکرد و تلاشی‌که در پیش می‌گیرند و می‌کنند، صلح و ساز را بپذیرند. یقین داشته باشند وکاملا بر این باور باشندکه‌کارها جملگی در دست خدا است‌، و فرمان فرمان او است و بس، وگزینش آن‌گزینشی است‌که خدا آن را برگزیده باشد، و ایشان در آنچه برمی‌گزینند و در آنچه نمی‌پسندند برابر قضا و قدر و اراده و مشیت خدا عمل می‌کنند، و خدا هم برایشان خیر و خوبی می‌خواهد. هرگاه مسلمانان مخلصانه تسلیم خدا شوند، هرچه خیر و خوبی است از ساده‌ترین و آسان‌ترین راه نصیب ایشان می‌گردد. خدا از احوال و اوضاع آشکار و نهان ایشان آگاه است‌، و می‏‎بیند هر چیزی راکه آشکار و نهان انجام می‌دهند. خدا از روی علم و اطلاع و دانش و بینش آنچه راکه می‌خواهد برایشان برمی‏گزیند، و هرگز آنان را بیهوده به خود رها نمی‌کند، و هرگز چیزی را از آنان دریغ نمی‌داردکه سزاوارش باشند:

(وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً).

و خداوند می‌بیند هر چیزی را که بکنید.

*
آن‌گاه در باره دشمنان مسلمانان برایشان صحبت می‌کند و می‌فرماید: چه کسانی دشمنان مسلمانان در معیار و میزان خدا هستند؟ به‌کارهایشان و به بازداشتن مؤمنان از بیت‌الله‌، چگونه می‌نگرد؟ اصلا به مسلمانان‌، درست برعکس دشمنان می‌نگرد:

(هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً . إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْ