ده می‌دهدکه به دنبال این غنیمتها و فتحها و چنین رعایت و حمایت و عنایتی درمی‌رسد. همچنین بدیشان مژده می‌دهدکه چه پیروزیهابی برایشان مقدر و مقرر فرموده است‌، پیروزیهائی‌که با سنت خدا پیوند دارند، سنتی‌که هرگز تغییر نمی‌کندو دگرگون نمی‌شود. یزدان سبحان دشمنان کافر ایشان را سخت تهدید می‌فرماید. برای آنان پرده از حکمتی برمی‌دارد که در صلح حدیبیه و سازش و آرامش امسال وجود داشته است‌. برای این‌گروه موید می‌دارد صدق خوابی راکه پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) دیده است‌. او در خواب دیدکه دخول به مسجدالحرم صورت می‌پذیرد، و مسلمانان در امن و امان بدانجا وارد می‌شوند بدون این‌که ترس و هراسی داشته باشند. و این که آئین او بر همه آئینهای سراسر زمین چیره خواهد شد.

این درس و این سوره با همچون تصویر ارزشمند و درخشانی پایان می‌پذیرند، تصویر جماعت ممتاز و منحصر و خوشبخت اصحاب پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) آن اصحابی که صفت ایشان در تورات و در انجیل ذکر گردیده است‌، و خدا بدیشان وعده مغفرت و پاداش بزرگ را داده است‌.

*
(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).

خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (‌از صداقت‌وایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام‌) نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (گذشته از نعمت سرمدی آخرت‌) پاداششان کرد. همراه با غنیمتهای بسیاری که آن را به دست خواهند آورد. خداوند چیره شکست‌ناپذیر و فرزانه‌ای است که کارهایش براساس حکمت است‌.

من امروز می‌کوشم از فراسوی هزار و چهارصد سال‌، آن لحظه قدسی را ورانداز کنم‌که همه هستی آن پیام آسمانی ارزشمند یزدان بزرگ و سترگ را شنیدند، پیامی‌که خدا به پیغمبر امین خود (صلی الله علیه و سلم) در باره آن گروه مؤمنان ابلاغ فرمود. من می‌کوشم صفحه هستی موجود در آن لحظه را بنگرم و ببینم‌که در نهان پنهان هستی چه می‌گذشته است‌. همه هستی‌، فرموده ارزشمند الهی را در باره آن مردان حاضر در آن سرزمین مشخص این جهان‌، منعکس می‌سازند و پژواک می‌کنند ... من می‌کوشم خودم شخصا چیزی از حال و احوال آن افراد خوشبخت را درک و فهم‌کنم‌، افراد خوشبختی‌که باگوشهای خویش می‌شنوندکه آنان همان کسانی هستند، بلی خودشان همان اشخاصی هستندکه خدا در باره ایشان می‌فرماید: قطعا خدا از ایشان خشنود و راضی‌گردیده است‌. خدا مکانی را نیز مشخص می‌دارد که آنان در آنجا بوده‌اند، و وضع و حالی را هم معین می‌کند و پیش چشم می‌داردکه داشته‌اند، در آن زمان‌که سزاوار همچون خشنودی و رضایتی گردیده‌اند:

(إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ).
همان دم که در زیر درخت با تو بیعت می‌کردند.

آنان این را از زبان پیغمبر صادق و تصدیق‌شده خود می‌شنوند. او هم آن را از زبان پروردگار بزرگ و سترگ خود روایت می‌دارد.

وای خدایا! آیا آنان - آن افراد خوشبخت - آن لحظه قدسی و ملکوتی را چگونه دیده‌اند و چگونه با آن رویاروی گردیده‌اند؟ و آن ابلاغ الهی را چگونه دریافت داشته‌اند و پیام آن را چگونه برگرفته‌اند؟ آن تبلیغ و پیامی‌که به هرکسی اشاره می‌کند و شخص او را مخاطب می‌سازد و بدو می‌گوید: تو ... تو خودت‌... خدا به تو پیام می‌دهد: او از تو خشنود و راضی است‌. توکه زیر درخت بیعت می‌کنی! خدا می‌دانسته است بر دلت چه می‌گذشته است‌، و این است‌که آرامش خود را بهره‌ات کرده است و اطمینان خاطر به تو داده است!

کسی از ما می‌خواند یا می‌شنودکه‌:

(وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ).
خداوند سرپرست و یاور مؤمنان است‌. (آل عمران/68‌)

خود را سعادتمند می‏‎بیند، و به خویشتن می‌گوید: آیا امیدوار نیستم‌که در داخل این عموم بوده و یکی از آنان باشم‌؟‌.. می‌خواند یا می‌شنود:

(إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ).
فطعاً خدا با شکیبایان است‌. (‌بقره/153)

اطمینان خاطر پیدا می‌کند، و به خویشتن می‌گوید: آیا من امیدوار نیستم‌که در داخل این عموم بوده و از زمره شکیبایان باشم؟ آن مردان بزرگ می‌شنوند و به یکایک ایشان هم ابلاغ می‌شود که خدا او را مخاطب می‌سازد و خود او را در نظر دارد. خدا به او ابلاغ می‌کند: خدا از او راضی است‌. خدا دانسته است‌که در دل و درونش چه می‌گذشته است‌، و از آن خشنود بوده است!

وای خدا! چه‌کار شگفت و شگرفی است‌!

(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ).
خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند.

(فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).
خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (‌از صداقت و ایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام‌) نهفته بود. لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (‌گذشته ازنعمت سرمدی آخرت‌) پاداششان کرد‌.

می‌دانست چه غیرت و حمیت و جوانمردی و شجاعتی برای دفاع از اسلام و از خویشتن در دلهایشان بود. می‌دانست چه راستی و صداقتی در بیعت ایشان بود. می‌دانست چه اندازه خون جگر می‌خوردند و چه اندازه خشم خود را قورت می‌دادند در برابر هیجان و جوش و خروشی‌که در درونشان به موج درآمده بود و آتشی که شعله زده بود، و آنان می‏‎بایست اعصاب خود را کنترل کنند و هیجانات درونشان را سرکوب نمایند و شعله‌های سرکش دلها را خاموش سازند و بر احساسات خود غلبه‌کنند تا در پشت سر فرموده پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) ‌بایستند و مطیع و تسلیم وشکیبا و گوش به فرمان بمانند.

(فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ).
لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد.

با همچون تعبیری اطمینان خاطر را به تصویر می‌کشد و شکلی از آرامش را می‌کشدکه آرام و متین و موقرانه نازل می‌گردد، و بدان دلهای‌گرم و سراپا حماسه و شور و آماده انفجار، سردی و سلامتی و اطمینان خاطر و آسایش و آرامش می‏بخشد.

(وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).
و فتح نزدیکی را (گذشته از نعمت سرمدی آخرت‌) پاداششان کرد.

این فتح و ظفر، همان صلح و سازشی است‌که با شرائط و موقعیتهائی‌که داشت به فتح و پیروزی تبدیل‌گردید، و سرآغاز فتحها و پیروزیهای زیادی شد. چه بسا فتح و پیروزی خیبر یکی از آنها باشدکه بسیاری از مفسران فتح و پیروزی خیبر را همان فتح و پیروزی نزدیکی می‌دانندکه خدا آن را نصیب مسلمانان فرموده است‌.

(وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا).
همراه با غنیمتهای بسیاری که آن را به دست خواهند آورد.

این غنیمتها همراه است با فتح و پیروزی‌، اگر مراد فتح و پیروزی خیبر باشد، و یا به دنبال آن به دست می‌آید، اگر مقصود از فتح و پیروزی هم