ای بهشتی وارد می‌سازد که رودبارها در زیر (‌کاخها و درختان‌) آن روان است‌، و هرکس که سرپیچی کند، خدا او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد.

کور و لنگ عذر دائمی خود را دارندکه ناتوانی همیشگی از انجام تکالیف و وظائف بیرون رفتن و جهاد کردن است‌. بیمار عذر موقت دارد و محدود به زمان بیماری است‌. تا وقتی‌که بیمار بهبودی حاصل می‌کند معذور خواهد بود.

فرمان در اصل متوجه خود اطاعت‌کردن یا سرکشی نمودن است‌. فرمانبرداری یا نافرمانبرداری هم یک چیز معنوی و درونی است و مربوط به اوضاع و احوال ظاهری نمی‌باشد. هرکس‌که از خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) اطاعت‌کند، پاداش او بهشت است‌. و هرکس‌که پشت کند و نافرمانی نماید عذاب دردناکی در انتظار دارد. هرکسی می‌تواند میان سختیها وگرفتاریهای جهاد و پاداشی که دارد، و میان آسایش خانه‌نشینی و واپس‌نشستن از جهاد و کیفری که به دنبال دارد، مقایسه و سنجشی داشته باشد ... آن‌گاه هرکدام از این دو چیز راکه می‌خواهد می‌تواند برگزیند!
----------------------------------------------------
[1] - عسفان مکانی میان مکه و مدینه است‌. دو منزل‌کاروان با مکه فاصله دارد.
[2] - ‌کراع الغمیم منزلگاهی است روبروی عسفان و هشت مایل از آن دور است‌.
[3] - پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌به چیزی اشاره می‌فرمایدکه درقرآن مجید آمده است‌: «‌و ادخلوا الباب سجداً و قولوا: حطة نغفر لکم خطایاکم و سنزید المحصنین‌. فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذی قیل لهم ... ». (‌بقره/58و59)
[4] - ‌حمض اسم جائی است‌.
[5] - حدیبیه روستائی است‌که منزلگاه‌کاروانی ازمکه فاصله دارد.
[6] - احابیش جمع حبشی است‌. حبشی منسوب به مکانی در بادیه است‌.
[7] - از سوی مادر حسب و نسبش به بنی عبد شمس می‌رسد.
[8] - از ابوجندل روایت شده است‌: چیزی‌که او را از بیرون‌کشیدن شمشیر وکشتن پدر بازمی‌داشت حرص‌و آز بر عهد و پیمان پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) بود نه قصور درکشتن پدرش‌.
[9] - مکرز پسر حفص در آن وقت از جمله مشرکان بود.
[10] - جلد دوم‌، صفحات ٢٩٢ و ٢٩٣.
[11] - مسلم آن را در صحیح خود به نقل از عبدالله پسروهب ذکرکرده است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:32.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:33.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي فتح آيه‌ي 29-18

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً (18) وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً (19) وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً (20) وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً (21) وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (22) سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً (23)‏ وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً (24) هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (25) إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (26) لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً (27) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً (28)‏ مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً (29)

سراسر این درس سخن از مؤمنان و سخن با مؤمنان است‌. از آن جماعت ممتاز و منحصر و خوشبختی سخن می‌رود و با آنان سخن‌گفته می‌شودکه با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) در زیر درخت بیعت کردند. آن بیعتی‌که خدا در آن حاضر و ناظر و پیمان‌گیرنده بود. دست خدا بالای دستهای ایشان بود. آن مجموعه‌ای‌که از خداوند بزرگوار شنیدندکه در باره ایشان به پیغمبر خود (صلی الله علیه و سلم) می‌گوید:

(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).

خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (‌از صداقت و ایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام‌) نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (‌گذشته از نعمت سرمدی آخرت‌) پاداششان کرد.

و از پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) شنیدند که در باره ایشان می‌گوید:
(أنتم اليوم خير أهل الأرض).[1]
«شما امروزه بهترین سرنشینان زمین هستید».

یزدان سبحان سخنی را در باره ایشان با پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) می‌گوید، و یزدان سبحان سخنی را با آنان دارد: بدیشان مژده می‌دهد به غنیمتها و فتحهائی که برای آنان آماده‌کرده است‌، و به رعایت و حمایت و عنایتی‌که در این‌کوچ در حق ایشان روا دیده است‌، و به چیزهائی ایشان را م