ذیریم‌؟ بدو پاسخ می‌فرماید:

(أنا عبد الله ورسوله , لن أخالف أمره , ولن يضيعني).

«من بنده خدا و فرستاده او هستم‌، هرگز با فرمان او مخالفت نمی‌کنم‌، و او هم مرا رها و ضائع نمی‌کند». 

گذشته از این‌، زمانی‌که شائع می‌شودکه عثمان‌کشته شده است‌، می‌فرماید:
(لا نبرح حتى نناجز القوم).
«نمی‌رویم تا با این مردمان نجنگیم».

مردمان را به بیعت‌کردن فرامی‌خواند. در نتیجه بیعه‌الرضوان رخ می‌دهد، بیعه‌الرضوانی که خیر و خوبی از آن برمی‌جوشد و نصیب‌کسانی می‌گرددکه بدان دسترسی پیدا کردند و خوشبخت گردیدند.

فتح و پیروزی این است و بس، وقتی‌که سنجیده می‌شود با فتح و پیروزی دیگری‌که در صلح حدیبیه مجسم می‌گردد، و فتوحات و پیروزیهای‌گوناگونی‌که به دنبال آن می‌آیند و به شکلهای جوراجوری جلوه‌گر و پدیدار می‌گردند:

فتح و پیروزی حدیبیه‌، فتح و پیروزی دعوت بود. زهری می‌گوید: پیش از آن در اسلام فتح و پیروزی‌ای دست نداده است که بزرگتر از آن باشد. وقتی که مردمان به همدیگر رسیدند جنگ و جدال درگرفت‌. وقتی‌که صلح و ساز راه افتاد، وکارزار به پایان آمد، و مردمان همدیگر را امن و امان دادند و از یکدیگر ایمن شدند، و به هم رسیدند و یکدیگر را دیدند، و سخن به درازا کشاندند و از کشمکش و ستیزگفتند و شنیدند، هر فرد خردمندی‌که چیزی می‌دانست در باره اسلام چیزی نگفت مگر این‌که به اسلام‌گردن نهاد و به دائره آن درآمد. در مدت آن دو سال - یعنی فاصله صلح حدیبیه و فتح مکه - تعدادی همسان یا بیشتر از آنانی که قبل از حدیبیه اسلام را پذیرفته بودند، اسلام را پذیرا گردیدند.

ابن هشام‌گفته است‌: دلیل صحت‌گفتار زهری این است که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) با هزار و چهارصد نفر به سوی حدیبیه بیرون آمده بود، همان‌گونه‌که جابر پسر عبدالله نقل‌کرده است‌. بعد از آن در سال فتح مکه‌که دو سال پس از حدیبیه بوده است‌، همراه با ده هزار نفر بیرون آمده است‌.از جمله کسانی‌که در این فاصله ایمان آورده‌اند خالد پسر ولید، و عمرو پسر عاص بوده‌اند. فتح حدیبیه فتح گستره فراخی از زمین بوده است‌. چرا که مسلمانان از شر قریشیان در امان‌گردیدند، و پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) اقدام به نجات جزیرةالعرب از باقیمانده‌های خطر یهودیان فرمود - بعد از آن‌که از دست بنی قینقاع و بنی‌نضیر و بنی‌قریظه رهائی حاصل شد - ‌این خطر یهودیان در دژهای محکم و استوار خیبر می‌گردید، دژهائی‌که راه شام را تهدید می‌کرد. خداوند آن دژها را با دست مسلمانان‌گشود، و مسلمانان از آن دژها غنائم زیادی را به دست آوردند، و پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) آن غنائم را فقط میان‌کسانی تقسیم‌کردکه در حدیبیه حاضر آمده بودند، و چیزی از آن غنائم به دیگران نداد. حدیبیه فتح و پیروزی منزلت و جایگاه مسلمانان در مدینه‌، و در میان قریشیان در مکه‌، و در بین سائر مشرکان دور و بر بود. استاد محمّد عزت دروزه‌، در کتاب خود: (‌سیرة‌الرسول‌، صور مقتبسة من القرآن الکرم‌) حق و حقیقت را بیان داشته است‌:

«‌شک و تردیدی نیست صلحی راکه خداوند فتح بزرگ و پیروزی سترگ نامیده است‌، به تمام وکمال مستحق و سزاوار چنین توصیف و تعریفی است‌. بلکه درست خواهد بودکه از زمره حوادث قاطعانه بزرگ در زندگانی پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و در تاریخ اسلام و در شوکت و شکوه و پایداری و استقرار اسلام‌، بشمار آید. به عبارت دیگر از بزرگ‌ترین حوادث اسلام قلمداد شود. چه قریشیان پیغمبر و اسلام را به رسمیت شناختند و به قوت و قدرت و هستی و وجود آن دو اعتراف‌کردند. بلکه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ومسلمانان را همتا و همسان خود شمردند، وبلکه به بهترین وجه ازپیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و مسلمانان دفاع‌کردند. در صورتی که در مدت دو سال دو بار به مدینه حمله‌کرده بودند. آخرین حمله یک سال پیش از این زیارت بوده است‌. قریشیان همراه با جمعیت فراوانی از دسته‌ها وگروه‌های احزاب برای نابودی و ریشه‌کن کردن مسلمانان تاخت آوردند. این جمعیت فراوان به دلها و درونهای مسلمانان هراس و پریشانی زیادی انداخت‌، چرا که مسلمانان در برابر جنگجویان دشمن‌، ضعیف و اندک بودند. بدین خاطر همچون صلحی در دلها و درونهای عربها تاثیر بزرگی داشت‌. عربها قریشیان را پیشوا و الگوی خود می‌دیدند. از موضعگیری گریزشان از اسلام سخت متاثر می‌شدند و پا به پای ایشان می‌رفتند. اگر پیش چشم بداریم‌که عربها چنین تصور می‌کرد‌ندکه مسلمانان سالم از این سفر برنمی‌گردند، و مناقان هم بدترین گمانها را می‌بردند، گوشه‌ای ازگوشه‌های مهم این فتح وگستره فراخ آن برای ما پیدا و هویدا می‌گردد.

حوادثی‌که پیش آمد صدق الهام پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را در کاری‌که‌کرد اثبات نمود، و قرآن بر آن مهر تایید زد. این حوادث فائده‌های مادی و معنوی و سیاسی و جنگی و دینی‌ای را نشان دادندکه از این صلح بهره مسلمانان‌گردید و عائد ایشان شد. چراکه مسلمانان در دیدگان قبائل‌، قوی و نیرومند جلوه‌گر آمدند. خانه‌نشینان و واپس‌کشیدگان عرب به معذرت‌خواهی پرداختند. در مدینه صدای منافقان پائین کشید، و شان و مقامشان ناچیزگردید. عربها از مکانهای دوردست گروه‌ها و دسته‌هائی را به خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) اعزام می‌کردند. پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) توانست سپاهیانی را به نواحی دوری مثل نجد و یمن و بلقاء بفرستد. بعد از دو سال توانست به مکه حمله‌کند و آنجا را فتح‌کند. در این امر خاتمه قاطعانه‌ای حاصل گردید، چرا که پیروزی و کمک خدا در رسید و فتح و ظفر نصیب آنان گردید، و مردمان دسته دسته وگروه‌گروه به آئین اسلام مشرف شدند و بدان درآمدند».[10]

ما دیگر باره برمی‌گردیم و تاکید می‌کنیم‌که درکنار همه اینها فتح و پیروزی دیگری بوده است‌. فتح و پیروزی دلها و درونها صورت‌گرفته است‌که بیعة‌الرضوان آن را به تصویرکشیده است‌، بیعتی‌که خدا بدان راضی بوده است و از شرکت‌کنندگان در آن بیعت نیز راضی گردیده است‌، رضایتی که قرآن آن را ثبت و ضبط و توصیف و تعریف فرموده است‌، و در پرتو آن‌، این عکس روشن و ارزشمند آنان را در پایان این سوره ترسیم نموده است‌:

(مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ ...). الخ ... 

«محمّد فرستاده خدا است‌. وکسانی‌که با او هستند ...». تا آخر ...

این فتح و پیروزی است‌، فتح و پیروزی‌ای‌که در تاریخ دعوتها و رسالتهای آسمانی پیشین خود جایگاه و حساب و معنی و مفهوم ویژه خویش را دارد، و بعد از خود هم در تاریخ‌، آثار خویش را داشته و خواهد داشت‌.

پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) از این سوره بس شاد و شادمان گردید. دل بزرگ او از باران رحمت این فیض و فضلی که بر او و مؤمنان همراهش باریدن‌گرفت شاد شد. از این فتح و پیروزی آشکار شادگردید. از مغفرت فراگیر مسرور شد. از نعمت تام شادمان گردید. از هدایت به راه راست شا