َمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً).

محمّد فرستاده خدا است‌، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت‌، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند. ایشان را در حال رکوع و سجود می‌بینی‌. آنان همواره فضل خدای را می‌جویند و رضای او را می‌طلبند. نشانه ایمان بر اثر سجده در پیشانیهایشان نمایان است‌. این‌، توصیف آنان در تورات است‌، وامّا توصیف ایشان در انجیل چنین است که همانند کشتزاری هستند که جوانه‌های (‌خوشه‌های‌) خود را بیرون کرده‌، و آبها را نیرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌های خویش راست ایستاده باشد، به گونه‌ای که برزگران را به شگفت می‌آورد. (‌مؤمنان نیز همین گونه‌اند. آنی از حرکت بازنمی‌ایستند، و همواره جوانه می‌زنند، و جوانه‌ها پرورش می‌یابند و بارور می‌شوند، و باغبانان بشریت را به شگفت می‌آورند. این پیشرفت و قوت و قدرت را خدا نصیب مؤمنان می‌کند) تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی را وعده می‌دهد.

بدین منوال و بر این روال‌، نصوص سوره مفهوم و روشن می‌گردد. در فضای خود قرار خواهد گرفت‌، فضائی‌که در آن نازل‌گردیده است‌، و آن را پدیدار و آشکار به تصویر می‌کشد و پیش چشم می‌دارد. این هم شیوه ویژه قرآن است‌، شیوه‌ای‌که رخدادها را پیاپی و زنجیره‌وار شرح و بسط نمی‌دهد. بلکه از رخدادها پرتوهای راهنمائی‌و پرورشی را پیش می‌کشد و رخداد جداگانه‌ای را با قانون همگانی پیوند می‌دهد، و موضعگیری و موقعیت خاصی را به اصل جهانی عامی وصل میکند، و دلها و درونها را با اسلوب شگرفی و برنامه شگفتی مخاطب می‌سازد و با آنها به سخن درمی آید.

از روند این سوره و فضای آن‌، و با مقایسه این سوره با سوره محمّدکه از لحاظ ترتیب سوره‌ها در قرآن قبل از این سوره قرارگرفته است‌، روشن می‌گردد که چه اندازه تغبیرات عمیقی و دگرگونیهای ژرفی در تمام موقعیتهای گروه مسلمانان در فاصله سه سال صورت پذیرفته است‌، سه سالی که گمان می‌رود فاصله زمانی میان نزول این دو سوره بوده است‌. پیدا و هویدا می‌گردد که قرآن مجید چه اندازه در جماعت اسلامی تاثیر داشته است و تربیت مترقیانه نبوی با این جماعت چه‌کارکرده است‌، جماعتی‌که با رشد و نموی که در زیر سایه قرآن داشته است‌، و تحت رهنمودهای پیغمبرانه به ارمغان آورنده آن ترقی و تعالی دیده است‌، خوشبخت گردیده است‌، و در طول تاریخ دور و دراز بشریت آن چیزی بوده است‌که بوده است‌.

در فضای سوره فتح و پیامها و اشاره‌هایش پیدا است که ما در برابر جماعتی هستیم‌که درک و فهمشان از عقیده پخته گردیده است‌، و سطوح ایمانی ایشان همطراز و همخوان شده است‌، و جانهایشان به انجام وظایف و تکالیف این آئین آرمیده است‌. دیگر این جماعت نیازی به انگیزه‌ها و دافعه‌های تند و سخت موثری ندارد تا با مال و جان به انجام همچون وظائف و تکالیفی برخیزند. بلکه این جماعت بدانجا رسیده‌اند که به کسی نیاز دارند از غیرت و شورشان بکاهد، و از شدت و حدتشان کم کند، و زمام اختیارشان را به دست گیرد تا تسلیم آرامش و سازش‌گردند، وگاهی صلح و ساز را بپسندند، و برابر حکمت والای رهبری در کار دعوت‌، بیایند و بروند.

این جماعت مسلمان دیگر با همچون فرموده ایزد بزرگوار روبرو نمی‌گردد:
(فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ).
سست مشوید، و (‌کافران را) به صلح مخوانید. چرا که شما برترید و خدا با شما است‌، و هرگز از (‌اجر و ثواب‌) اعمالتان نمی‌کاهد. (‌محمد/٣٥)

با همچون فرموده‌ای نیز روبرو نمی‌گردد:

(هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ).

آگاه باشید که شما (‌از سوی آفریدگارتان‌) دعوت به انفاق در راه خدا می‌شوید. بعضی از شما بخل می‌ورزند. هرکس هم بخل بورزد، در حق خود بخل می‌ورزد (‌و زیان آن متوجه خودش می‌گردد). زیرا خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید. اگر شما (‌از فرمان خدا سرپیچی کنید و) روی برتابید، مردمان دیگری را جایگزین شما می‌گرداند (‌و این ماموریت را به گروه دیگری می‌سپارد) که هرگز همسان شما نخواهند بود (‌و از ایثار و فداکاری و بذل جان و مال خودداری نخواهند کرد و از فرمان یزدان روی‌گردان نخواهند شد). (‌محمد/٣٨)

دیگر به انگیزه‌های نیرومندی که به جهاد فراخواند نیازی دیده نمی‌شود، از قبیل سخن گفتن از شهیدان و احترامها و پاداشهائی که در پیشگاه خدا خواهند داشت و خواهند دید، و بیان حکمت‌گرفتار آمدن به جنگ و دشواریهای آن‌، بدان سان که در سوره محمّد آمده است‌. آنجا که ایزد بزرگوار می‌فرماید:

(ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ . سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ . وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ).

برنامه این است‌، و اگر خدا می‌خواست خودش (‌از طریقهای دیگری همچون طوفان و زلزله و سیل و غرق و به زمین فرو بردن‌، و سائر بلایا و مصائب‌، بدون جنگ شما) از آنان انتقام می‌گرفت‌. امّا خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید (‌و مؤمنان راستین را با جهاد با کافران امتحان نماید). کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، خداوند هرگز کارهایشان را نادیده نمی‏‎گیرد و بی‌مزد نمی‏گذارد. به زودی خداوند آنان را (‌به سوی مقامات عالیه بهشت و گفتار نیک و کردار پسندیده‌) رهنمود می‌کند و حال و وضعشان را خوب و عالی می‌نماید. و آنان را به بهشتی داخل خواهد کرد که آن را بدیشان معرفی کرده است و (‌اوصافش را توسط پیغمبران و کتابهای آسمانی بازگو نموده است‌). (‌محمّد/4-6‌)

بلکه در اینجا سخن می‌رود از آرامشی‌که خدا به دلهای مؤمنان انداخته است‌، و یا بر آنان فرو فرستاده است‌. مراد از همچون آرامش و سکینه‌ای فرونشاندن تنوره خشم ا