َقِيماً . وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً . وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً . سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً).

خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می‌دانست آنچه را که در درون دلهایشان (‌از صداقت و ایمان و اخلا‌ص و وفاداری به اسلام‌) نهفته بود، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد، و فتح نزدیکی را (‌گذشته از نعمت سرمدی آخرت‌) پاداششان کرد. همراه با غنیمتهای بسیاری که آن را به دست خواهند آورد. خداوند چیره شکست‌ناپذیر و فرزانه‌ای است که کارهایش براساس حکمت است‌. خداوند غنیمتهای فراوانی را به شما وعده داده است که آنها را به چنگ می‌آورید. ولی این یکی را (‌که غنائم خیبر است‌) زودتر برایتان فراهم ساخت‌، و دست تعدی مردمان (‌کینه‌توز و بدنهاد یهودی پیرامون مدینه‌) را از شما بازداشت‌، تا نشانه‌ای (‌بر وفای به عهد پروردگار) برای مؤمنان باشد، و شما را به راه راست رهنمود کند. و غنیمتهای دیگری که شما قدرت بر آن را نداشته و ندارید، ولی خداوند قدرتش بر آن احاطه دارد (‌و آن را بهره شما می‌گرداند) و او بر هر چیزی توانا است‌. اگر کافران (‌قریش‌، در سرزمین حدیبیه‌) با شما بجنگند، (‌از ترس شما) پشت می‌کنند و می‌گریزند، سپس سرپرستی (‌که کار و بار ایشان را به دست گیرد) و یاوری (‌که ایشان را کمک کند) پیدا نخواهند کرد. این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است‌، و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌.

خداوند در حق مسلمانان بزرگ می‌فرماید این که دشمنانشان را دستگیر مینماید، آن کسانی که اذیت، و آزار مسلمانان را خواسته‌اند و در صدد شکنجه و درد سرشان برآمده‌اند. دشمنانشان را تهدید می‌کند، دشمنانی که مسلمانان را از مسجدالحرا‌م بازداشته‌اند، و نگذاشته‌اند هدایت به جای واقعی خود راه پیدا کند و برسد. خداوند بزرگوار با مسلمانان مهربانانه سخن می‌گوید و نازشان می‌کند و فلسفه بازداشتن ایشان را ازکعبه در این سال‌، روشن می‌فرماید، و فضل و لطفی را به تصویر میکشد که با خشنود گرداندنشان بدانچه شده است و بوده است در حق ایشان روا دیده است‌، و بیان می‌فرماید با آ‌رامش و اطمینانی‌که به دلهایشان واردکرده است نسبت به‌کاری‌که خدا آن را می‌دیده است و بزرگتر ازکاری بوده است‌که آنان آن را می‌دیده‌اند، بدیشان لطف و مرحمت‌کرده است و بزرگی فرموده است‌. این‌کار، فتح مکه‌، وگذشته از آن‌، غلبه این آئین بر همه آئینها به فرمان ایزد سبحان و در پرتو تقدیر و تدبیر یزدان جهان است‌:

(وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً . هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً . إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً . لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً . هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً).

ا‌و همان کسی است که در درون مکه (‌و در زیر پنجه دشمن‌) دست کافران را از شما، و دست شما را از ایشان کوتاه کرد، بعد ازآن که (‌در جنگهای قبلی‌) شما را بر آنان پیروز گردانیده بود، و خداوند می‌بیند هر چیزی را که بکنید. اینان‌همانهائی هستند که کفر ورزیده‌اند، و از ورود شما به مسجدالحرام جلوگیری کرده‌اند، و نگذاشته‌اند قربانیهائی که با خود نگاه داشته‌اید به قربانگاه برسد. اگر مردان و زنان مومنی را لگدمال نمی‌کردید که (‌در میان آنان هستند و) شما ایشان را نمی‌شناسید و از این راه عیب و عار و زیان و ضرری ناآگاهانه به شما نمی‌رسید (‌خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‌شد. دست شما را از ایشان کوتاه کرد) تا خدا هرکه را بخواهد غرق رحمت خود سازد (‌و جامه ایمان به اسلام را به تن او کند). اگر (‌کافران و مؤمنان ضعیفی که در مکه نهانی ایمان آورده‌اند) از یکدیگر جدا می‌بودند، کافران ایشان را (‌با غلبه شما بر آنان‌) به عذاب دردناکی گرفتار می‌کردیم‌. آن گاه که کافران تعصب و نخوت جاهلیت را در دلهایشان جای دادند (‌و تصمیم گرفتند که مؤمنان را به مکه راه ندهند)‌، خدا اطمینان خاطری بهره پیغمبرش و بهره مؤمنان کرد (‌و آرامشی خوش به دلهایشان راه داد، تا در پرتو آن‌، طوفان خشم و ناراحتی خویش را فرو نشانند، و راضی به قضای خدا، و گوش به فرمان پیشوای خود باشند، و سر به شورش برندارند). همچنین خدا ایشان را بر روح ایمان ماندگار کرد و (‌به حقیقت از هرکس دیگری‌) سزاوارتر برای روح ایمان و برازنده آن بودند، و خدا از هر چیزی آگاه و بر هر کاری توانا است‌. خداوند خواب را راست و درست به پیغمبر خود نشان داده است‌. به خواست خدا همه شما حتماً در امن و امان و سر تراشیده و مو کوتاه کرده و بدون ترس‌، داخل مسجدالحرام خواهید شد، ولی خداوند چیزهائی را می‌دانست که شما نمی‌دانستید، و به همین جهت (‌قبل از فتح مکه‌) فتح نزدیکی (‌که صلح حدیبیه است‌) پیش آورد. خدا است که پیغمبر خود را همراه با رهنمون و آئین راستین (‌اسلام به سوی جملگی مردمان‌) روانه کرده است تا آن را بر همه آئینها پیروز گرداند. کافی است که خدا گواه (‌این چنین سخن و مسأله‌ای‌) باشد.

این سوره پایان می‌پذیرد با صفت ارزشمند تابانی‌که این‌گروه برگزیده بشری را ممتاز و جدا می‌گرداند، و آنان را با نشانه ویژه‌ای منحصر به فرد می‌نماید، و از ایشان درکتابهای آسمانی پیشین از جمله در تورات و انجیل یاد می‌کند، و وعده بزرگوارانه خدا مبنی بر آمرزش و پاداش بزرگ، بدیشان داده می‌شود:

(مُّ