ند  بزرگوار  بپردازد  اهریمن  واپس  می‌رود  و  به  ترک  او  می‌گوید،  و  هر گاه  آدمیزاد  از  خدا  غافل‌ گردد  به  وسوسه  می‌پردازد»‌.

این  نگرش‌،  دل  را  در  رویاروئی  و  مبارزه  با  وسوسه‌گر  تقویت  می‌کند  و  قوّت  می‏بخشد.  چه  او  وسوسه‌گر  است  و  در  برابر  توشه  و  ساز  و  برگ  پیکار  مؤمن‌،  بس  ضعیف  است‌.

امّا  از  ناحیۀ  دیگری  پیکار  طولانی  است  و  هرگز  به  نهایت  نمی‌رسد.  زیرا  وسوسه‌گر  پیوسته  چمباتمه‌ زننده  و  واپس‌ رونده  است  و  در کمین  غفلت  می‌نشیند.  یک  بار  بیدار  و  هو‌شیار  ماندن  و  بودن  انسان  را  از  پندار  و  هو‌شیار  ماندنها  و  بودنها  بی‏نیاز  نمی‌گرداند  .  .  .  جنگ  تا  روز  قیامت ‌گاهی  به  نفع  این  و گاهی  به  نفع  آن  بر  دوام  است‌.  همان‌ گونه ‌که  قرآن  مجید  در  موارد  مختلفی  آن  را  به  تصویر کشیده  است‌.  از  جمله  این  تصویر  شگفت  و  شگرف  در  سورۀ  اسراء  است‌:

(وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم ، فسجدوا إلا إبليس ، قال : أأسجد لمن خلقت طينا ؟ قال : أرأيتك هذا الذي كرمت علي لئن أخرتني إلى يوم القيامة لأحتنكن ذريته إلا قليلا . قال : اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنم جزاؤكم جزاء موفورا . واستفزز من استطعت منهم بصوتك ، وأجلب عليهم بخيلك ورجلك وشاركهم في الأموال والأولاد ، وعدهم ، وما يعدهم الشيطان إلا غرورا . إن عبادي ليس لك عليهم سلطان وكفى بربك وكيلا). 

زمانی  (‌را  یادآور  شو)  که  ما  به  فرشتگان  گفتیم‌:  برای  آدم  کرنش  کنید.  فرشتگان  جملگی  کرنش  کردند  مگر  ابلیس  (‌که  از  جنّیان  بود  و  در  میان  فرشتگان  قرار  داشت‌.  او  که  نمونۀ  کامل  استکبار  بود)  گفت‌:  آیا  برای  کسی  کرنش  کنم  که  او  را  از  گل  آفریده‌ای‌؟  (‌من  که  از  آتشم‌،  بهتر  از  آدمم‌!  عالی  برای  دانی  چگونه  تعظیم  کند؟‌)‌.  شیطان  گفت‌:  به  من  بگو  که  آیا  این  همان  کسی  است  که  او  را  بر  من  ترجیح  و  گرامی  داشته‌ای‌؟‌!  (‌جای  تعجّب  است‌)‌.  اگر  مرا  تـا  روز  قیامت  زنده  بداری‌،  فرزندان  او  را  همگی  جز  اندکی  (‌با  گمراهی‌)  نابود  می‌گردانم  (‌و  لگام  وسوسه  را  به  دهانشان  می‌زنم  و  به  جادۀ  خطا  و  گناهشان  می‌کشانم‌)‌.  خدا  فرمود:  برو!  (‌تا  روز  رستاخیز  به  تو  مهلت  داده  می‌شود  و  هـر چه  مـی‌خواهی  بکن‌.  آدمیزادگان  از  عقل  و  اراده  برخوردارند)  کسانی  که  از  ایشان  از  تو  پیروی  کنند،  دوزخ  سزای  شما  (‌اهریمن  و  آنان‌)  است  و  سزای  فراوان  و  بی‌نقصانی  است‌.  و  بترسان  و  خوار  گردان  با  ندای  (‌دعوت  به  معصیت  و  وسوسۀ‌)  خود  هر کسی  از  ایشان  را  که  توانستی‌،  و  لشکر  سواره  و  پیادۀ  خود  را  بر  سرشان  بشوران  و  بتازان  (‌و  همۀ  تلاش  خویش  را  برای  شکست  دادن  و  گول  زدن  ایشان  بـه  کار  گیر)  و  در  اموال  آنان  (‌با  تشویق  و  تحریکشان  برای  کسب  آن  از  حرام  و  صرف  آن  در  حرام‌)  و  در  اولاد  ایشان  (‌با  گول  زدن  اولیاء  و  رهنمود  فرزندانشان  به  کفر  و  فساد  در  پرتو  تربیت  نادرستشان‌)  شرکت  جوی‌،  و  آنان  را  (‌به  نبودن  حساب  و  کتاب  و  بهشت  و  دوزخ‌،  یا  به  شفاعت  خدایان  و  بتان  و  بزرگواری  خاندان  و  غیره‌)  وعده  بده  (‌و  بفریب‌)‌.  و  وعدۀ  شیطان  به  مردمان  جز  نیرنگ  و  گول  نیست‌.  بی‏گمان  سلطه‌ای  بر  بندگان  (‌مخلص  و  مؤمن‌)  من  نخواهی  داشت‌،  و  همین  کافی  است  که  (‌ایشان  در  پناه  خدایند  و)  پروردگارت  حافظ  و  پشتیبان  (‌این  چنین  بندگان‌)  است‌. (‌اسراء/61-65‌)  

این  جهان‌بینی  در  بارۀ  پیکار  و  انگیزه‌های  شرّ  در  آن  -  چه  مستقیماً  از  طرف  اهریمن‌،  و  چه  از  طرف  کارگزاران  آدمیزاد  او  -  بیانگر  این  واقعیّت  است  که  انسان  در  این  پیکار  همیشه  شکست  نمی‌خورد  و  مغلوب  نمی‌گردد.  زیرا  پروردگار  و  مالک  و  معبود  او  بر  همۀ  آفریدگان  خود  غالب  و  چیره  است‌.  هر چند  به  اهریمن  اجازۀ  جنگ  عطاء  فرموده  است‌،  امّا  زمام  اختیار  او  را  در  دست  دارد،  و  او  را  جز  بر کسانی  مسلّط  نمی‌گرداند که  از  پروردگار  و  مالک  و  معبودشان  غافل  می‌گردند.  ولی ‌کسانی ‌که  به  یاد  خدا  هستند  و  به  ذکر  او  می‌پردازند  آنان  از  شرّ  و  بلا  و  انگیزه‌های  نهان  آن  رها  و  ایمن  هستند.  در  این  صورت  باید  دانست  خیر  و  خوبی  به  نیروئی  نسبت  داده  می‌شود که  جز  آن  نیرو،  نیروئی  نیست‌.  و  به  حقّ  و  حقیقتی  نسبت  داده  می‌شود که  حقّ  و  حقیقتی  جز  آن  حقّ  و  حقیقت  وجود  ندارد.  به  پروردگار  و  مالک  و  معبود  نسبت  داده  می‌شود.  شرّ  به  وسوسه‌گر  واپس‌ رونده  نسبت  داده  می‌شود.  وسوسه‌گر  واپس‌رونده‌ای  که  از  رویاروئی  ناتوان  است‌،  و  هنگام  رویاروئی  واپس  می‌کشد،  و  در  برابر  پناه  بردن  به  خدا  شکست  می‌خورد...

این‌ کامل‌ترین  جهان‌بینی  موجود  در  بارۀ  حقیقت  خیر  و  خوبی  و  شرّ  و  بدی  است‌.  همچنین  این  برترین  جهان‌بینی  است‌،  آن  جهان‌بینی ‌که  دل  را  از  شکست  مصون  و  محفوظ  می‌دارد،  و  آن  را  از  نیرو  و  یقین  و  آرامش  و  اعتماد  و  اطمینان  لبریز  و  سرشار  می‌گرداند  ...  حمد  و  سپاس  در  آغاز  و  انجام  خدا  را  سزا  است  .  .  .  تکیه  بر  او  است‌،  و  توفیق  در  دست  او  است  .  .  .  از  او  مدد  و  یاری  خواسته  می‌شود  و  بس‌،  و  یار  و  یاور  او  است  و  بس  .  .  .

*
بحَمد  الله  تَعالی  جزء  سی ام  به  پایان  آمد.  و  با  به  پایان  آمدن  آن‌،  «‌فی  ظلال  القرآن‌» پایان  گرفت‌.

*
خدا را  سپاس  می‌گویم که  ترجمۀ  تفسیر  فی  ظلال ‌القر‌آن  پس  از  حدو‌د  د‌وازده  سال‌،  د‌ر  تاریخ  21/10/ 84  که  چهارشنبه و روز  عید  قربان  است  به  اتمام  رسید.  الحَمدُ لله  أوّ‌لاً  وَ‌ آخراً

مصطفی  خرّم‌دل
----------------------------------------------
[1] بخاری آن را روایت ‌کرده است ‌و آن را از جملۀ احادیث معلّق شمرده  است‌.خدا اعلان می‌فرماید که او بر دلها و درونهایشان اطلاع داشته است‌، و او ایشان را راضی‌کرده است و از آنان هم راضی‌گردیده است‌، و پیروزی و غنیمتها و فتحها را برایشان در آینده واجب و لازم نموده است‌. همه اینها را نیز به قوانین جهان و به سنن هستی ربط و پیوند داده است‌. این هم‌کاری است‌که سراسر هستی در برابرش می‌ایستد و آن را می‌نگرد و می‌پاید و تماشا می‌نماید، و از آن متاثر می‌گردد، و آن حادثه بزرگ و منحصر به فرد را در لابلا و درون خود می‌نگارد و ثبت می‌نماید:

(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً . وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً . وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطاً مُّسْ