  5  آیه  است  
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (١)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (٢)وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣)وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (٤)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ) (٥)

این سوره و سوره ای که بعد از  آن  قرار  دارد، رهنمود و  رهنمونی از سوی یزدان  سبحان  نخست  برای  پیغمبرش  صلّی الله علیه وآله وسلّم و بعد از  او  برای  همگی  مؤمنان  است.  رهنمود  و رهنمون  به  این  که  به  کنف  حمایت  او ، و به  پناهگاه او ، پناه  ببرند  از هر  چیز  خوفناکی ، چه  پنهان  باشد  و چه  آشکار ، و چه  ناشناخته  باشد  و چه شناخته، و چه  کم باشد  و چه زیاد ، و چه  جزئی  باشد  و چه کلّی... انگار  یزدان  سبحان  محلّ حفاظت و حمایت خود  را  برایشان  باز می گرداند، و پناه  پناهگاه  خود  را  برای  ایشان  فراخ  می نماید ، و بدیشان  با مودّت  و محبّت  و عطوفت  و مهربانی  می فرماید : بیائید اینجا . بیائید  به  محلّ حفاظت  و حمایت. بیائید  به محلّ امن و امان خودتان ، محلّی که  در آن  ایمن  می گردید  و آرامش  می یابید. بیائید  چه من  بهتر  می دانم که شما ضعیف  هستید ، و شما  دشمنانی  دارید ، و پیرامون  شما  ترسها  و هراسها  است.  در حالی که اینجا ، بلی  اینجا  امن و امان  و آرامش  و اطمینان  و سلامت  است... 

بدین  خاطر،  هر دو  سوره  با  این  رهنمود  و  رهنمون  می‌آغازد:  

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) (١)

بگو:  پناه  می‌برم  به  خداوندگار  سپیده‌دم‌.  

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) (١)

بگو:  پناه‌می‌برم  به  پروردگار مردمان‌.  

در  بارۀ  داستان  نزول  این  سوره‌،  و  داستان  شهرت  و  بر  سر  زبان‌ها  بودن  آن‌،  چندین  روایت  نقل ‌گردیده  است ‌که  همۀ  آنها  با  این  سایه‌ روشن‌،  سازگار  و  همساز  است‌.  سایه‌ روشنی ‌که  آن  را  خوشایند  و  دلپسند  یافته‌ایم‌،  و  از  آثار  روایت  شده  هم  برمی‌آید که  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌هم  کاملاً  این  سایه ‌روشن  را  خوشایند  و  دلپسند  یافته  است  و  ژرف  بدان  نگریسته  است  و  زیبا  و  دلربایش  دیده  است‌:  

از عقبه  پسر عامر  رضی الله عنه  روایت  شده  است ‌که ‌گفته  است‌:  

پیغمبر خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌فرمود:

(ألم تر آيات أنزلت هذه الليلة لم ير مثلهن قط ? قل:أعوذ برب الفلق وقل:أعوذ برب الناس ) .[1] 

«‌آیا  ندیده‌ای  امشب  آیه‌هائی  نازل  گردیده  است  که  همگون  آنها  هرگز  دیده  نشده  است‌؟  بگو‌:  پناه  می برم  به  خداوند‌گار  سپیده‌دم  .  .  .  و  بگو:  پناه  میبرم  به  پروردگار  مردمان‌...)  

از  جابر  رضی الله عنه  روایت  است ‌که‌ گفته  است‌:  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  به  من  فـرمود:  

(اقرأ يا جابر ).

ای  جابر  بخوان‌.  

گفتم‌:  چه  چیز  را  بخوانم  پدر  و  مادرم  فدایت  باد؟  فرمود:  

(اقرأ:قل أعوذ برب الفلق . وقل أعوذ برب الناس).[2]

بخوان‌:  بگو:  پناه  می‌برم  به  پروردگار  سپیده‌دم  .  .  .  و  بگو:  پناه  می‌برم  بـه  پروردگار  مردمان  ...    

از  ذر  پسر  حبیش  روایت  شده  است ‌که ‌گفته  است‌:  از  ابیّ  بن ‌کعب  رضی الله عنه  در  بارۀ  مُعَوّذتَین  پرسیدم  و گفتم‌:  ای  ابومنذر  دوستت  ابن  مسعود  چنین  و  چنان  می‌گوید  - ‌ابن  مسود  معوّذتین  را  در  قرآن  خود  نمی‌نوشت‌.  بعدها  نظریّۀ  جماعت  مردمان  را  پذیرفت  و  آن  دو  را  در  قرآن  خود  ثبت  و  ضبط‌ کرد  -‌ ذر  پسر  حبیش‌ گفت‌:  از  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  بارۀ  آنها  پرسیدم‌.  فرمود:  

(قيل لي:قل . فقلت ).

«‌به  من‌ گفته  شد:  بگو.  من  هم ‌گفتم‌«‌.  

ما  هم  همان  چیزی  را  می گوئیم  که  پیغمبر   خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم فرموده  است‌.[3]  

همۀ  این  آثار  اشاره  بدان  سایه ‌روشنهای  مهربانانۀ  دوست  داشتنی  دارند  .  .  .  

*  
اینجا  در  این  سوره  یزدان  سبحان  خود  را  با  صفتی  یاد  می‌کند که  با  آن  می‌توان  از  شرّ  آنچه  در  این  سوره  ذکر  شده  است  پناه  گرفت‌:

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) (١)

بگو:  پناه  می‌برم  به  پروردگار  سپیده‌دم‌.

یکی  از  معانی  «‌فلق‌«  صبح  است‌.  معنی  دیگری  از  معانی  آن  آفرینش  کلّ ‌کائنات  است‌.  اشاره  به  هر آن  چیزی  است‌ که  وجود  و  حیات  آن  می‌شکافت  و  پدیدار  می‌آید.  همان ‌گونه ‌که  در  سورۀ  انعام  فرموده  است‌:  

(إن الله فالق الحب والنوى يخرج الحي من الميت ومخرج الميت من الحي).

خدا  است  که  دانه  و  هسته  را  می‌شکافد  (‌و  گیاه  و  درخت  از  آنها  می‌رویاند.  همو  است  که‌)  زنـده  را  از  مرده‌،  و  مرده  را  از  زنده  بیرون  می‌آورد  (‌از  قبیل  آفریدن  انسان  از  خاک‌،  و  تولید  شیر  از  حیوان‌)‌. (انعام/95) 

همچنین  فرموده  است‌:

(فالق الإصباح وجعل الليل سكنا والشمس والقمر حسبانا). 

او  است  که  صبح  (‌سیمین  را  از  شب  قیرین‌)  پـدیدار  ساخته  است  (‌تا  زندگان  برای  کسب  معاش  به  تلاش  ایستند)  و  شب  را  مایۀ  آرامش  (‌و  آسایش  جسم  و  جان‌،‌)  و  خورشید  و  ماه  را  وسیلۀ  حساب  (‌مردمان  در  امور  ما  هم  همان  چیزی  را  می‌گوئیم ‌که  پیغمبر خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  روزمرۀ  عبادی  و  تجاری  خود)  کرده  است‌.  (‌انعام/96)  

چه  مراد  از  (‌فلق‌)  صبح  باشد،  و  انسان  پناه  به  پروردگار  صبحی  ببرد که  در  پرتو  نور  و  روشنائی  از  شرّ  و  بلای  هر چیز  پیچیدۀ  پنهان  ایمن  می‌سازد،  و  چه  هدف  آفرینش  هستی  باشد،  و  انسان  پناه  به  پروردگار  آفرینش  هستی  ببرد  از شرّ  و  بلای  آفریدگان  او،  معنی  همآوا  و همنوا  با  چیزی  است‌ که  بعد  از  آن  می‌آید:  

(مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ) (٢)

از  شرّ  هر آنچه  خداوند  آفریده  است‌.

یعنی  از  شرّ  آفریدگانش  چه‌ کلّی  و  چه  جزئی‌.  آفریدگان  یزدان  شرّها  و  بلاهائی  د‌ارند  در  حالتهائی ‌که  یکـی  با  دیگری  تماس  و  پیوند  پیدا  می‌کند.  همچنین  خوبیها  و  نیکیهائی  دارند  در  حالتهای  دیگری‌ که  یدا  می‌کنند.  پناه  بردن  به  خدا  در  اینجا  از  شرّها  و  بلاهای  آنها  است  تا  خوبیها  و  نیکیهای  آنها  بماند  و  بس.  خداوندی‌ که  آنها  را  آفریده  است  می‌تواند  آنها  را  به  راهی  رهنمود  و  رهنمون ‌کند،  و  حالتهای  آنها  را  به ‌گونه‌ای  دگرگون  گرداند  و  در  مسیری  بچرخاند که  خوبیها  و  نیکیهای  آنها  پدیدار  و  نمودار  آید  نه  شرّها  و  بلاهای  آنها.  

وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣)

و  از  شرّ  شب  بدان  گاه  که  کاملاً  فرامی‌رسد  (‌و  جهان  را  به  زیر  تاریکی  خود  می‌گیرد)‌.

«‌غاسق‌«  در  لغت  به  معنی  جهنده  و  دمنده  است‌.  ‌«‌وقب‌«  هم  به  معنی ‌گودی  و گودالی  در کوه  است‌ که  آب  از  آنجا  پائین  می‌آید.  در  اینجا  بیشتر  به  معنی  شب  و  آنچه  در  آن  است  می‏‎باشد.  شبی ‌که  فرامی‌رسد  و  جهان  را  زیر  بال  و  پر  خود  می‏‎گیرد.  شب  بدین  هنگام  خود  به  خود  هراسناک  و  ترس‌آور  است‌. گذشته  از  این‌،  شب  به  دل  و  درون  انسان  می‌اندازد که  چ