هایشان نمی‌باشد. (‌در دل نفاق دارند و بر زبان ایمان‌). بگو: چه کسی می‌تواند کم‌ترین کمکی در برابر خدا به شما بکند، اگر بخواهد به شما زیانی یا سودی برساند؟ (‌آن چنان نیست که گمان می‌برید و می‌گوئید) بلکه خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید. بلکه شما گمان می‌بردید که پیغمبر و مؤمنان هرگز به سوی خانواده خود برنمی‌گردند (‌و قطعا قتل عام خواهند شد! آری‌) این (‌پندار غلط و این وسوسه‌های شیطانی‌) در دلهایتان آراسته گشته بود، و گمانهای بدی می‌کردید و مردمان تباه و بیسودی بودید. کسانی که به خدا و پیغمبرش ایمان نداشته پاشند (‌کافرند و) ما برای کافران آتش سوزان و فروزانی را تهیه دیده‌ایم‌. مملکت و شاهی آسمانها و زمین از آن خدا است‌. هرکه را بخواهد می‌بخشد و هرکه را که بخواهد عذاب می‌دهد. خداوند دارای مغفرت عظیم و صاحب مهر فراخ است‌. بازپس ماندگان، هنگامی که برای به دست آوردن غنائمی (‌که خدا به شما داده است‌) بیرون رفتید، خواهند گفت‌: بگذارید ما هم همراه شما شویم (‌و در این جهاد شرکت کنیم‌). آنان می‌خواهند سخن خدا را دگرگون کنند! (‌خدا وعده غنائم خیبر را تنها به شرکت‌کنندگان سفر حدیبیه اختصاص داده است و بس‌). بگو: شما هرگز همراه ما نخواهید شد. پروردگارتان پیش از این (‌مراجعت به مدینه‌) چنین فرموده است‌. خواهند گفت‌: (‌این را خدا نگفته است و) بلکه شما نسبت به ما حسد می‌ورزید (‌و نمی‌گذارید از چنین غنائم نفیس و بی‌دردسری بهره ببریم‌. چنین نیست که گمان می‌برند) بلکه (‌از قانونگذاری خدا) جز مقدار اندکی را فهم نکرده‌اند. به بازپس ماندگان عربهای بادیه‌نشین بگو: از شما دعوت خواهد شد که به سوی قومی جنگجو و پرقدرت بیرون می‌روید. با آنان پیکار می‌کنید تا این که مسلمان می‌شوند. (‌یعنی دو راه بیشتر در پیش نخواهند داشت‌: رزم با مسلمانان‌، یا پذیرش دین آنان‌). اگر فرمانبرداری کنید، خداوند پاداش خوبی به شما خواهد داد، و اگر سرپیچی کنید، همانگونه که قبلا نیز سرپیچی کرده‌اید، خداوند با عذاب دردناکی عذابتان خواهد داد.

در صدد ذکر این وضع و حال‌، از کسانی‌که واپس کشیده‌اند و خانه‌نشین بوده‌اند، و از کسانی که به سبب عجزشان از جهاد معاف گردیده‌اند، سخن می‌رود:

(لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَاباً أَلِيماً).

بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (‌اگر در میدان جهاد شرکت نکنند). هرکس از خدا و فرستاده‌اش فرمانبرداری کند، خدا او را به باغهای بهشتی وارد می‌سازد که رودبارها در زیر (‌کاخها و درختان‌) آن روان است‌، و هرکس که سرپیچی کند، خدا او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد.

پس از این نگرش و نگاه‌، روند سوره برمی‏گردد به سخن‌گفتن از مؤمنان و موقعیتهایشان و خاطره‌هائی‌که بر دلهایشان می‌گذرد، سخن‌گفتنی که سراسر آن رضایت و خشنودی و روشنائی و تابش و تکریم و بزرگداشت است‌. سراسر آن مژده به این اشخاص مخلص نیرومندی است‌که جان خود را به خدا فروخته‌اند و وجودشان را دربست بدو تحویل داده‌اند. سخن‌گفتنی است‌که در آن خدای بزرگوار بر این مجموعه برگزیده انسانها متجلی می‌شود. با رضایت و خشنودی و مژده‌های خود بدیشان، و با بزرگی کردن در حق ایشان و پابرجا و استوار داشتن آنان‌، برایشان متجلی می‌گردد. به خود خودشان اعلام می‌داردکه او از ایشان خشنود است‌. خدا بدیشان ابلاغ می‌فرمایدکه در خود آن مکانی‌که آنان بیعت می‌کردند حاضر بوده است‌:

(تَحْتَ الشَّجَرَةِ). زیر درخت‌.سورۀ  ‌نصر  مدنی  و  ٣  آیه  است
بسم الله الرحمن الرحیم 

(إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (١)وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (٢)فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا) (٣)

این  سورۀ ‌کوچک‌،  همان ‌گونه ‌که  به  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  مژدۀ  کمک  و  یاری  یزدان‌،  و  فتح  و  پیروزی‌،  و  داخل  شدن  مردمان‌ گروه  گروه  به  دین  یزدان  می‌دهد،  و  همان  گونه ‌که  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  متوجّه  می‌سازد  وقتی‌ که  کمک  و  یاری  و  فتح  و  پیروزی  خدا  فرارسید،  و  مردمان  به  آئین  او  درآمدند  و  بر  آئین  او  جمع  شدند،  با  تسبیح  و  تقدیس  و  حمد  و  سپاس  و  طلب  آمرزش  و  مغفرت‌،  رو  به  خدا کند،  و  همان‌ گونه‌ که  به  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  مژده  و  بشارت  می‌دهد  و  او  را  رهنمود  و  رهنمون  به  دعا  و  نیایش  می‌کند،  در  همان  حال  برای  او  پرده  از  سرشت  این  عقیده  و  حقیقت  ایـن  آئین  برمی‏دارد،  و  برایش  روشن  می‌فرماید که  تا  چه  اندازه  و  چه  فاصله‌ای  می‌خواهد  انسانها  را  به  والائی  و  بزرگواری  و  اخلاص  و  خلوص‌،  و  حرکت  و  آزادی  برساند  .  .  .  مـی‌خواهد  انسانها  را  به  قلّۀ  بلند  و  درخشانی  برساند که  بشریّت  هرگز  جز  در  سایۀ  اسلام  بدان  نرسیده  است‌،  و  ممکن  نیست  بدان  برسد  مگر  این‌ که  انسانها  این  ندای  ارزشمند  آسمانی  را  بشنوند  و  بدین  هدف  والای  گرانبها پاسخ مثبت بدهند.

*

چند  روایتی  در  بارۀ  نزول  این  سوره  نقل‌ گردیده  است‌،  ما  از  میان  آنها  روایت  امام  احمد  را  برمی‌گزینیم‌:  محمّد  پسر  ابوعدی‌،  از  داوود،  و  او  از  شعبی،  و  او  از  مسروق  روایت ‌کرده  است‌ که  عائشه ‌گفته  است‌:  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  اواخر  زندگی  خود  این  فـرموده‌اش  را  بسیار  تکرار  می‌کرد:     

(سبحان الله وبحمده , أستغفر الله وأتوب إليه).

پاک  و  منزّه  یزدان  است  و  من  حمد  و  ثنای  او  را  میگویم.  از  خـدا  طلب  آمرزش  می‌کنم‌،  و  توبه  می‌نمایم  و  به  سویش  برمیگردم.

و  می‌فرمود:      

(إن ربي كان أخبرني أني سأرى علامة في أمتي , وأمرني إذا رأيتها أن أسبح بحمده وأستغفره إنه كان توابا ).

پروردگارم  به  من  اطّلاع  داده  است  من  نشانه‌ای  را  در  میان  امّت  خود  خواهم  دید،  و  به  من  دستور  فـرموده  است  وقتی  که  آن  نشانه  را  دیدم  به  تسبیح  و  تقدیس  او  بپردازم  و  حمد  و  ثنای  او  را  بگویم  و  از  او  طلب  آمرزش  کنم‌.  او  بسیار  توبه‌پذیر  است‌.

مسلم  آن  را  از  راه  داوود  پسر  ابوهند  با  همین  متن  روایت  کرده  است‌.

ابن‌کثیر  در  تفسیر  خود گفته  است‌:  مراد  از  فتح  در  اینجا،  فتح  مکّه  است‌.  سخن  یگانه‌ای  است‌.  چه  قبیله‌های  عرب  برای  پذیرش  اسلام  منتظر  فتح  مکّه  بودند.  آنان  می‌گفتند:  اگر  او  بر  قوم  خود  پیروز  شود،  پیغمبر  است‌.  وقتی ‌که  خداوند  مکّه  را  برایش  فتح  فرمود،  قبیله‌ها  گروه‌ گروه  به  دین  خدا  گرویدند،  و  دو  سال  نگذشت  جزیره‌العرب  جملگی  ایمان  آوردند،  و 