 و  فزونی  و  افزایش  پیدا  می‌کند.

روایتهائی  از  راه‌های  زیادی  نقل  گردیده  است  مبنی  بر  این ‌که ‌کوثر  رودباری  در  بهشت  است  و  به  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  عطاء  گردیده  است‌.  و لیکن  ابن  عبّاس  پاسخ  داده  است  و گفته  است‌ که  این  رودبار  یکی  از  خیرها  و  خوبیهای  زیادی  است‌ کـه  به  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  مبذول  گردیده  است‌. کوثر کوثری  از کوثرها  است‌!  در  این  روند  و  در  این  شرائط  و  ظروف  این  نظریّه  مناسب‌تر  به  نظر  می آید.

*
(فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ) (٢)

حال  که  چنین  است  تنها  برای  پروردگار  خود  نماز  بخوان  و  قربانی  بکن‌.

پس  از  تأکید  این  عطای  زیاد  و  فراوان‌،  آن  هم  بر عکس  آنچه  دروغگو‌یان  و  اراجیف‌بافان  شائع  می‌کردند،  و  نیرنگبازان  می‌گفتند  و  پخش  می‌نمودند،  یزدان  سبحان  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم‌ را  متوجّه  شکر  نعمت  همراه  با  نخستین  حقّ  آن  می‌فرماید.  نخستین  حقّ  نعمت‌،  در عبادت  و  رویکرد،  اخلاص  داشتن  و  تنها  رضای  خدا  را  طلبیدن  است  .  .  .  در  نماز  و  در  قربانی ‌کرد‌ن  اخلاص  داشتن‌،  و  فقط  برای  خدا  و  به  نام  خدا  نماز  خو‌اندن  و  قربانی‌ کردن  و  برای  خدا  بودن‌:

(فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ) (٢)

حال  که  چنین  است  تنها  برای  پروردگار  خود  نماز  بخوان  و  قربانی  بکن‌.

هیچ گو‌نه  توجّهی  به  شرک  و  انباز  مشـرکان  مکن‌،  و  هیچ ‌گونه  مشارکتی  در  عبادت  و  پرستش  ایشان‌،  یا  در  ذکر  نام  غیر  خدا  بر  قربانیهایشان  نداشته  باش.

در  تکرار  اشاره  به  ذکر  نام  خدای  یگانه  بر  قربانیها  و  ذبیحه‌ها،  و تحریم  آنچه  نام  غیر  خدا  هنگام  ذبح  بر آنها  برده  شود،  چیزی  است ‌که  بیانگر  عنایت  این  آئین  به  خلاص ‌کردن  و  آزاد کردن  زندگی  به  طور کلّی  از  سدّها  و  مانعهای  شرک  و  آثار  آن  است‌.  دیگر  تنها  اندیشه  و  درون  را  نجات  دادن  از  شرک  و آثار آن  نیست‌.  بلکه  گفتار  و کردار  را  نیز  باید  از  شرک  و  آثار  آن  زدود،  و  در  همه  حال  و  همه  چیز خالصانه  از  آن  خدا  بود.  این  آئین  وحدت  در  هر  معنی  از  معانی  آن‌،  و  در  هر  سایه‌ روشنی  از  سایه ‌روشنهای  آن  است‌.  همچنین  این  آئین  یگانه‌پرستی  خالص  و  زدوده  و  روشن  است‌.  بدین  خاطر  این  آئین  شرک  را  می‌راند  و  می‌زداید  در  هر  نمادی  از  نمادهائی‌ که داشته  باشد،  و  در  هر کمینگاهی  از  کمینگاه‌ها کمین  نموده  باشد.  آن  را  با  شدّت  و  دقّت  می‌راند  و  تعقیب  می‏‎گرداند،  چه  در  دل  و  درون‌،  نهان  و  پنهان ‌گردیده  باشد،  و  چه  در  عبادت  و  پرستش  خودنمائی ‌کرده  باشد،  و  چه  به  میان  آداب  و  رسوم  زندگی  خزیده  باشد.  زیرا  زندگی  یک  وحدت  است‌،  چه  آنچه  از  آن  پدیدار  و  نمودار  است‌،  و  چه  آنچه  از  آن  نهان  و  پنهان  است‌.  اسلام  زندگی  را  یک ‌کلّ  غیرقابل  تجزیه  و تفکیک  می‌شمارد،  و  زندگی  را  به  طور کلّی  از  آلایشها  و  زنگارهای  شرک  می‌پالاید  و  می‌زداید،  و  زندگی  را  خالص  و  واضح  و  روشن  به  سوی  خدا  جهت  می‌دهد  و  متوجّه  می‌نماید،  همان ‌گونه ‌که  در  مسألۀ  ذبیحه‌ها  و  قربانیها،  و  در  شعائر  و  مراسم  عبادت  جز  آن‌،  یا  در آداب  و  رسوم  زندگی  می‏‎بینیم.

*
(إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأبْتَرُ) (٣)

بدون  شکّ‌،  دشمن  کینه‌توز  تو  بی‌خیر  و  برکت  و  بی‌نام  و نشان  خواهد  بود.

در  آیۀ  نخستین  بیان  فرمود که  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  بی نام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت  نیست‌،  بلکه  او  دارای  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان  است‌.  در  این  آیه  مکر  و کید  نیرنگبازان  را  به  خودشان  برمی‌گرداند،  و  تأکید  می‌فرماید  بی نام  و  نشان  و  بی‏خبر  و  برکت،  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  نیست‌،  بلکه‌ کینه‌توزان  او  و  بدخواهان  او  بی نام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت  هستند.

وعدۀ  خدا  در  بارۀ  ایشان  صدق  پیدا کرد.  نام  و  نشان  ایشان ‌گسیخت  و  درهم  پیچید.  در  صورتی ‌که  نام  و  نشان  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  ‌امتداد  پیدا کرد  و  اوج ‌گرفت‌.  ما  امروزه  مصداق  این  فرمودۀ  بزرگوار  را  به  شکل  چشمگیر  و گسترده‌ای  می‏‎بینیم،  بدان ‌گونه ‌که  شنوندگان  نخستین  این  فرموده‌،  آن  را  ندیده‌اند!

قطعاً  ایمان  و  حقّ  و  خیر،  ممکن  نیست  بی نام  و  نشان  و  برکت‌ گردند.  بلکه  شاخه‌های  دراز  و  ریشه‌های  فرورفته  به  ژرفاها  دارند.  این‌ کفر  و  باطل  و  شرّ  است‌ که  بی نام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت  هستند،  هر اندازه  هم‌ که  ببالند  و  خودبزرگی ‌کنند  و  زورگوئی  نمایند.

معیارها  و  مقیاسهای  خدا  جدای  از  معیارها  و  مقیاسهای  انسانها  است‌.  ولی  انسانها گول  مـی‌خو‌رند  و  مغرور  می‌شوند،  در نتیجه  معیارها  و  مقیاسهای  خود  را  بیانگر  حقائق  امور  می‌انگارند!  جلو  چشمان  ما  این  مثال ‌گویای  جاودانه  است‌:  کجایند  کسانی ‌که  راجع  به  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  این  سخن  زشت  و  پلشت  را  می‌گفتند،  و  با  آن  دلهای  عامّۀ  مردمان  را  می‌فریفتند،  و  آن  زمان  گمان  می‌بردند  که ‌کار  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  به  پایان  برده‌اند  و  راه  را  بر  او  گرفته‌اند؟  آنان  کجایند؟  نام  و  نشان  ایشان‌،  و  آثار  آنان  کجا  است‌؟  در  برابر  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوان  از  هر آن  چیزی ‌که  تصوّر  شود،  آن  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوانی  که  داده  شده  است  به  کسی  که  در  باره‌اش  می‌گفتند:  او  بی‌نام  و  نشان  و  بی‌خیر  و  برکت  است‌؟‌!  قطعاً  دعوت  به  سوی  خدا  و  حقّ  و  خیر  و  خوبی  ممکن  نیست  بی نام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت‌ گردد،  و  دارندۀ  آن  نیز  بی‌نام  و  نشان  و  بی‌خیر  و  بـرکت‌ گردد.  آخر  چگو‌نه  ممکن  است  بی نام  و  نشان  و  بی‌خیر  و  برکت  گردد  آن  کسی  که  با  خداوند  زندۀ  جاویدان  و  ازلی  و  ابدی  تماس  و  پیوند  داشته  باشد؟  بلکه  تنها  و  تنها کفر  و  باطل  و  شرّ  بی‌نام  و  نشان  و  بی‌خیر  و  برکت  می‌گردد،  و  صاحبان  آنها  بی نام  و  نشان  و  بی‌خیر  و  برکت  خواهند  گشت‌،  هر اندازه  هم  در  لحظه‌ای  از  لحظات  چنین  جلوه‌گر  آید که  مدّت  طولانی  خواهد  بود  و  خواهد  زیست  و  در  ژرفاها  ریشه‌هایش  را  می‌دواند  .  .  .

خداوند  بزرگوار  راست  فرموده  است‌،  و  نیرنگبازان  مکّار  دروغ‌ گفته‌اند  .  .  .
----------------------------------------------
[1] نگا: احزاب‌٤٣ و 56 (‌مترجم‌)
[2] نگا: نساء‌‌/ 13و ٦٩و ٨٠ (‌مترجم‌) سورۀ  كافرون  مكّی  و  ٦  آیه  است 
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (١)لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣)وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (٤)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٥)لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ) (٦)

عربها  وجود  خدا  را  انکار  نمی‌کردند.  بلکه  با  حقی