 فراز  راستای  راه  راست  می‌درخشد  و  پـرتو  می‌افکند  و  مسیر  را  روشن  می‌گرداند؟

*سورۀ کوثر  مكّی  و  ٣  آیه  است  
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (١)فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (٢)إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأبْتَرُ) (٣)

این  سوره  دربست  در  بارۀ  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه واله وسلّم ‌است‌،  بسان  سورۀ  «‌‌ضحی‌«  و  سورۀ  «‌شرح‌«‌.  پروردگار  در  این  سوره  از  پیغمبرش  غمزدائی  مـی‌کند،  و  دشمنانش  را  تهدید  به  بینام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت  بودن  می‌فرماید.  او  را  به  راه  شکر  و  سپاس  رهنمود  و  رهنمون  می‌گرداند.

بدین  خاطر  این  سوره  تصویری  از  زندگی  دعوت  را،  و  از  زندگی  دعوتگر  در  روزهای  نخستین  دعوت  در  مکّه  را  ترسیم  می‌کند.  تصویری‌ که  از  مکر  و کید  و  اذیّت  و  آزار  پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم  و  از  دعوت  خدا،  دعوتی‌ که  بدان  مژده  می‌دهد،  و  از  رعایت  و  عنایت  مستقیم  خدا  در  حقّ  بنده‌اش،  و  از  پریشانی  و  نابسامانی  گروه  اندک  همراه  او،  و  از  استوار  و  پایدار  داشتن  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌و  اطمینان  بخشیدن  بدو،  و  از  وعدۀ  زیبای  خدا  به  پیغمبرش،  و  از  بیم  دادن  و  هراسان  کردن  دشمن ‌کینه‌توز  او کشیده  و  پیش  چشم  داشته  می‌شود.

همچنین  این  سوره  حقیقت  هدایت  و  خیر  و  ایمان  را،  و  حقیقت  ضلالت  و  شرّ و کفران  را  به  تصویر  می‌کشد  .  .  .  

حقیقت ‌نخستین  فزونی  نعمت  و لطف  و فیض  و برکت  زندگی  را  به  دنبال  می‌آورد،  و  حقیقت  دوم  سبب ‌کاستی  نعمت  و حسرت  و قطع  خیر و برکت  می‌شود.  هر چند که  بیخبران  و  غفلت‌زدگان  جز  این  و  جز  آن  را  بیندیشند  ... 

 *
نقل  است ‌که  بی‏‏‏خردان  قریش‌،  آنان‌ که  پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم و  دعو‌ت  او  را  با  مکر  و کید  و  تمسخر  و  استهزاء  تعقیب  می‏‎کردند،  تا  عامّۀ  مردمان  را  از گوش  دادن  به  حقّ  و  حقیقتی  بازدارند که  پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم  با  خو‌د  برایشان  به  ارمغان  آورده  بود.  از قبیل‌:  عاص  پسر وائل‌،  عقبه  پسر  ابو  معیط‌،  ابولهب،  ابوجهل،  و  جز  آنان  .  .  .  ایشان  در  بارۀ  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم   می‌گفتند:  او  بینام  و  نشان  و  بی‏خیر  و  برکت  است‌.  با  واژۀ  «‌أبتر»  اشاره  می‌کردند  به  وفات  پسرانش‌.  یکی  از  آنان  می‌گفت‌:  او  را  رها کنید،  او  هر چه  زودتر  خواهد  مرد  و  پسری  از  خود  برجای  نمی‏گذارد،  و  لذا کارش  به  پایان  می آید!

این  نوع  مکر  و کید  پست  و  حقیر،  در  محیط  عربی  آن  روزی‌ که  با  افزایش  فرزندان  به  خود  می‌بالیدند،  آوازۀ  بلند  و  تأثیر  شگفتی  داشت‌.  این  نیش  پست‌،‌ کسانی  از  دشمنان  پیغمبر  و کینه‌توزان  او  را  پیدا  می‌کرد که  از  این  نیش  شادی ‌کنند  و  خوشحال  گردند.  چه  بسا  این  نیش  پست،‌ دل  مبارک  و بزرگو‌ار پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم را  به  درد  آورده  است  و  غم  و  اندوه  بدان  رسانده  است‌.

بدین  علّت  این  سوره  نازل  می‏‎گردد  و  بر  دل  مبارک  و  بزرگو‌ار پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم‌ مرهم  می‌نهد،  و  آن  را  آسوده  و  خرّم  می‏‎گرداند.  این  سوره  همچنین  حقیقت  خیر و  خوبی  باقی  و  دامنه‌داری  را  بیان  می‌دارد،  و  حقیقت ‌گسیختن  و  بینام  و  نشان  ماندن  مقدّر  برای  دشمنان  پیغمبر  صلّی لله علیه وآله وسلّم  را  ترسیم  می‌کند.

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ) (١)

ما  به  تو  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوانی  را  عطاء  کرده‌ایم  (‌که  نبوّت  و  دین  حقّ  و  هدایت‌،  و  هر آن  چیزی  است  که  سعادت  دو  جهان  را  به  همراه  دارد)‌.

«‌کوثر»‌:  مبالغۀ  در کثرت  است‌.  (‌یعنی  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان‌)‌.  مبالغۀ  مطلق  نامحدودی  است‌.  اشاره  دارد  به  عکس  معنی‌ای ‌که  چنان  بی‌خردانی  اظهار  می‌داشتند  .  .  .  ما  به  تو  چیزی  داده‌ایم ‌که  فراوان  و  ریزان  و  جوشان  است‌.  نه  قطع  می‌گردد  و  نه ‌گسیخته  می‌شود  ...  اگر کسی  بخواهد  این  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوانی  را  تعقیب ‌کند که  خدا  به  پیغمبرش  داده  است‌،  هر کجا  رو  بکند  و  به  هر جا  بنگرد،  یا  بیندیشد  و  تصوّر کند،  آن  را  می‏‎یابد  و  می‌بیند.

او  چنان  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان  را  می‏‎یابد  و  می‏‎بیند  در  نبوّتی  که  بدو  مبذول  داشته  است‌،  و  در  تماس  و  پیوندی‌ که  با  حقّ  تعالی  و  مقام  والا،  و  با  وجود  بزرگ  و  سترگی  می‌یابد  و  می‌بیند،  وجودی‌ که  وجودی  جز  او  وجود  ندارد،  و  در حقیقت  هیچ  چیزی  جز  او  در  میان  نمی‌باشد. کسی‌ که  خدا  را  یافته  باشد  چه  چیزی  را  از  دست  داده  است‌؟

این  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان  را  می‌یابد  و  می‏‎بیند  در  این  قرآنی  که  بر  او  نازل  گردیده  است‌.  سوره‌ای  از  قرآن  کوثر  است  که‌ کثرت  آن  پایان  ندارد  و  پایان  نمی‌شناسد،  و  چشمۀ  فراخ  و  بزرگی  است‌ که  جوشش  و  ریزش  آن  پایان  نمی‌یابد  و  نهایت  ندارد!

این  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان  را  می‌یابد  و  می‏‎بیند  در  جهان  والای  فرشتگانی‌ که  بر  او  درود  می‌فرستند،  و  بر کسی  هم  درود  می‌فرستند که  در  زمین  بر  او  درود  بفرستد،‌[1]  آنجاکه  نام  او  با  نام  خدا  در  زمین  و  آسمان  درکنار  یکدیگر  ذکر  می‌شود.[2]

این  خیر  و  خوبی  بی‏نهایت  فراوان  را  در  سنّت  او  می‏‎یابد  و  می‏‎بیند،  سنّتی ‌که  در  طول  قرون  و  اعصار  و  در  میان  نسلهای  پیاپی‌،  و  در گوشه  و کنار  زمین‌،  و  در  میان  میلیونها  و  میلیونها  اشخاصی ‌که  بعد  از  او  به  دنبال  یکدیگر  بر  زمین  پای  می‌گذارند،  و  در  میان  میلیونها  میلیون  زبان  و  لب ‌که  نام  او  را  می‏‎برند،  و  در  میان  میلیونها  میلیون  دلی ‌که  شیفتۀ  تاریخ  زندگانی  و  یاد  او  تا  دامنۀ  قیامت  هستند،  ادامه  می‌یابد.

این  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوان  را  می‏‎یابد  و  می‌بیند  در  خیر  و  برکت  فراوانی ‌که  در  میان  همۀ  نسلها  به  سبب  او  و  از  راه  او  بر  انسانها  ریزان  و  فیضان ‌گردیده  است‌،  چه  انسانهائی ‌که  این  خیر  و  برکت  فراوان  را  شناخته‌اند  و  بدان  ایمان  آورده‌اند،  و  چه  انسانهائی ‌که  این  خیر  و  برکت  فراوان  را  نشناخته‌اند  ولی  بر  آنان  ریزان  و  فیضان  گردیده  است  همراه  با  چیزی‌ که  بر  آنان  ریزان  و  فیضان  شده  است‌.

این  خیر  و  خوبی  بی‌نهایت  فراوان  را  می‌یابد  و  می‏‎بیند  در  نمادها  و  سیماها  و  پدیده‌های  فراوانی ‌که  بر شمردن  و  سرشماری‌ کردن  آنها کاستن  و کوچک  کردن  آنها  است‌.  این‌ کوثر  است‌،  کوثری ‌که  جوشش  و  ریزش  آن  نهایت  ندارد،  و  خوبیهایش  شماره  نمی‌شناسد،  و  مدلول  و  مفهومش  حدّ  و  مرزی  ندارد.  بدین  خاطر  نصّ  قرآنی  بدون  تعیین  به  ترک  آن ‌گفته  است‌.  لذا  شامل  هر چیزی  از  خیر  و  خوبی  می‌شود که  پیوسته  بیشتر  و  بیشتر  می‌گردد 