یقت  سترگ‌تری  دربر  دارد.  ولی  بدان  سبب  که  فضای  این  سوره  و  شرائط  و  ظروف  حادثه‌،  این  مفهوم  را  به  ذهن  نزدیک‌تر  می‌کند.  یزدان  سبحان  کاری  را  برای  بیت‌الحرام  می‌خواست‌.  می‌خواست  آن  را  محفوظ  و  مصون  دارد  تا  جایگاه  ثواب  بردن  و  محلّ  امن  و  امان  مردمان  شود،  و  نقطۀ  گردهمائی  و  مرکز  همایش  عقیدۀ  جدید  گردد.  جایگاهی  باشد  که  از  آنجا  این  عقیده‌،  آزاد  و  رها  حرکت ‌کند.  در  سرزمین  آزاد  و  رهائی  پدید  آید  و  بیارامد،  سرزمینی ‌که  کسی  از  خارج  بر  آن  حکومت  و  فرمانروائی  نکند،  و  حکومتی  بر  آن  چیره  نگردد که  آن  را  مقهور  فرمان  خود  سازد،  و  این  دعوت  را  در  پایگاه  خود  محاصره  نماید.  همچنین  خدا  می‌خواست  این  حادثه  را  درس  عبرت  پیدا  و  آشکاری  برای  همۀ  دیدگان  در  میان  همۀ  نسلها گرداند.  خداوند  حتّی  در  این  سوره  بعد  از  بعثت  بر  قریش  منّت  می‌نهد،  و  این  حادثه  را  مثالی  برای  رعایت  و  عنایت  خود  از  مکانهای  مقدّس  خویش  و  دفاع  از  آنها  ذکر  می‌کند  .  .  .  از  جملۀ  چیزهائی ‌که  با  فضای  همۀ  این  شرائط  و  ظروف  همخوانی  و  هماهنگی  دارد،  این  است ‌که  این  حادثه  با  تمام  اصول  و  اجزاء  خود  به  شکل  خارق‌العاده  و  ناشناخته  و  نامعلوم  در  عرف  و  عادت  مردمان  روی  بدهد  و  به  وقوم  بپیوندد.  دیگر  انگیزه‌ای  در  میان  نیست  که  کوشش  شود  شکل  معروف  و  معلوم‌ کار  در  حادثه‌ای  ترجیح  داده  شود  که  خودش  و  شرائط  و  ظروف  آن  منحصر  به  فرد  و  نادر  است  .  .  .  به ‌ویژه  معلوم  و  معروف  در کار  آبله  یا  حصبه  با  چیزی  سازگار  نیست ‌که  دربارۀ  آثار  این  حادثه  در  حقّ  سپاهیان  و  فرمانده  ایشان  وقوع  پیدا کرده  است‌.  زیرا  آبله  یا  حصبه  جسم  را  تکّه ‌تکّه  و  پاره  پاره  نمی‌سازد،  و  سینه  را  نمی‌شکافد  تا  دل  پدیدار  آید  .  .  .در  صورتی‌ که  این  شکلی  است‌ که  نصّ  قرآنی  آن  را  پیام  می‌دهد:
(فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ) (٥)
ایشان  را  همچون  برگ  آفت‌زدۀ  (‌کشتزار،  سـوراخ  سوراخ  و  نابود)  می‌کردند. (‌فیل‌/5)  

این  پیام‌،  پیام  مستقیم  و  نزدیک  به  ذهن  است‌.

روایت  عکرمه  و  آنچه  یعقوب  پسر  عتبه  نقل ‌کرده  است  نصّ  صریح  و  روشنی  نیست  در  زمینۀ  این‌ که  لشکریان  مبتلا  به  آبله  شده‌اند.  بلکه  تنها  بیانگر  این  واقعیّت  است  که  آبله  در  جزیره‌العرب  برای  نخستین  بار  در  این  سال  ظاهر  و  پدیدار گردیده  است‌.  در  گفتار  آن  دو  نفر  هیچ ‌گونه  اشاره‌ای  به  ابرهه  و  لشکریان  او  نشده  است‌ که  بدین  بیماری  مبتلا گردیده‌اند  .  .  .  گذشته  از  این‌،  دچار  شدن  لشکریان  به  این  بیماری  و  مبتلا  نشدن  عربهای  نزدیک  بدین  بیماری  در  آن  زمان‌،  خارق‌العاده  بشمار  می‌آید.  چرا  که  پرندگان  تنها  به  سنگباران  سپاهیان  پرداخته‌اند  و  بس‌.  وقتی  که  مسأله  خارق‌العاده  است  پس  چرا  باید  رنج  برد  و  خود  را  به  زحمت  انداخت  این  حادثه  را  به  شکل  معیّنی  منحصر کرد  تا  این  شکل  با  درک  و  فهم  انسانها  بخواند  و  سازگار  درآید!  در  صورتی ‌که  روی  دادن‌ کار  به  شکل  غیر  معهود  با  فضای  سراسر  این  سوره  مناسبت  بیشتری  دارد.

ما  درک  و  فهم  می‌کنیم  چه  انگیزه‌هائی  این  مدرسۀ  عقلانی  را  برانگیخته  است‌،  مدرسه‌ای  که  استاد  امام  محمّد  عبده  رحمه الله   در  آن  زمان  در  رأس  آن  بود  .  .  .  درک  و  فهم  می‌کنیم‌ که  چه  انگیزه‌هائی  باعث  گردیده  است  دائرۀ  خارق‌العاده‌ها  و  امور  غیبی  در  تفسیر  قرآن  مجید  و  در  حادثه‌های  تاریخ‌،  تنگ  و  محدود  گردانده  شود،  و  کوشش  گردد  تفسیرها  و  حادثه‌ها  مطابق  چیزهائی  ذکر  شود که  برای  مردمان  معلوم  و  آشکار  بوده  و  با  قوانین  شناخته  شدۀ  هستی  همخوان  و  هماهنگ  باشد  .  .  .  این  مدرسه  با  جاذبه‌ها  و  کششهای  خرافات  شائعی  رویاروی  بود که  بر  عقلانیّت  عامّۀ  مردمان  در  آن  زمان  غا‌لب  و  مسلّط  بود.  همچنین  با  سیلاب  افسانه‌ها  و  اسرائیلیّاتی  روبرو  بود که ‌کتابهای  تفسیر  و  روایت  را  پر  و  آکنده  بود.  آن  هم  در  روزگاری ‌که  عشق  و  علاقۀ  به  دانش  نوین  به  اوج  خود  رسیده  بود،  و  موج  شکّ  و  تردید  در  بارۀ  گفتارهای  دین  به  قلّۀ  بلند  خود  دستیابی  پیدا کرده  بود.  این  مدرسه  به ‌پا  خـاست  و  به  تلاش  ایستاد  و  به  مبارزه  پرداخت‌.  خواست  اعتبار  دین  را  به  دین  برگرداند  و  ثابت ‌کند  هر چه  دین  به  ارمغان  آورده  است ‌‌موافق ‌با عقل‌ بوده‌ است‌. این‌ مدرسه‌ بدین‌ خاطر  به  زدودن  دین  از  خرافه‌ها  و  افسانه‌ها  پرداخته  است‌.  تلاش ‌کرده  است  یک  عقلانیّت  دینی  را  به  وجود  آورد  که  قوانین  هستی  را  بفهمد،  و ثبات  و  استمرار  قوانین  هستی  را  درک ‌کند،  و  حرکات  بشری  را  بدان  گرداند،  همان‌ گونه ‌که  حرکات  هستی  موجود  در  احرام  و  اجسام  را  بدان  برمی‌گرداند.  این  هم  در  طرح  و  نقشۀ  عقلانی  قرآنی ‌موجود  است‌. چـه  قرآن ‌مـردمان  را به  سوی  قوانین  جهانی  یزدان  برمی‌گرداند،  و  قوانین  جـهانی  یزدان  را  ستون  استوار  و  پایۀ  پایدار  و  مرتّب  و  منظّم  یکایک  حرکات  و  پدیده‌های  پراکنده  در گسترۀ  هستی  می‌داند.

امّا  از  یک  سو  فشار  خرافه‌،  و  از دیگر  سو شیفتۀ  علم  و  دانش ‌گردیدن‌،  آثار  خود  را  در  این  مدرسه  برجای  گذاشت‌.  در  این  مدرسه  در  احتیاط  کردن  غلّو  و  زیاده‌روی  شد،  ویرایش  یافت  به  این‌ که  فقط  قوانین  هستی  آشنا  برای  همگان  را  قاعدۀ ‌کلّی  قانون  خدا  بداند  و  بشمارد.  در  تفسیر استاد  شیخ  محمّد  عبده،  همچنین  در  تفسیرهای  دو شاگردش  استاد  شیخ  رشید  زن،  و  استاد  شیخ  عبدالقادر  مغربی  -‌ رحبهم‌ ‌لله‌ ‌جمیعاً  - ‌شائع  و  رائج  گردیده  است  بسیاری  از  خارق‌العاده‌ها  به  قوانین  معلوم  برای  همگان  برگردانده  شود  و  آشکارا  بدین  امر  علاقه  نشان  داده  شود  و  به  خارق‌العاده‌ها  چندان  توجّهی  نگردد.  برخی  از  خارق‌العاده‌ها  به ‌گونه‌ای  تأویل  می‌شد  که  سازگار با  چیزی  بوده‌ که  آن  را  «‌معقو‌ل‌«  و  عقل‌پسند  می‌نامیدند.  بسیار  دوری  می‌کردند  و  سخت  می‌پائیدند  که  هر گونه  امور  غیبی  پذیرفته  نگردد.

هر چند  عوامل  محیط  را  درک  و  فهم  می‌کنیم  و کاملاً  ارزیابی  می‌نمائیم‌،  عواملی‌ که  به  سوی  چنین  رویکرد  و  جهتی  برمی‌انگیزد،  امّا  ما  چنین  می‌بینیم‌ که  از  یک  سو  مبالغه  و  زیاده‌روی  در  ترک  امور  غیبی  شده  است‌،  و  از  دیگر  سو  از  جهان‌بینی‌ کامل  قرآنی  غفلت ‌گردیده  است‌.  

جهان‌بینی  قرآنی  اراده  و  مشیّت  و  قدرت  و  قوّت  یزدان  را  آزاد  می‌داند.  معتقد  است  اراده  و  مشیّت  و  قدرت  و  قوّت  یزدان  در  فراسوی  قوانینی  عمل  می‌کند که  یزدان  آنها  را  برگزیده  است‌،  چه ‌قوانینی ‌که  معروف  همگان  و  معلوم  مردمان  است‌،  و  چه  قوانینی ‌که  معروف  همگان  و  مع