ر  حمل  بارهای  سنگین  وظیفه  و  تکلیف‌،  و  حمل  بار  امانت‌.  توصیه  و  سفارش‌،  چندین  برابر گردیدن  رویکردهای  فردی  و  شخصی  است‌.  چرا که  همۀ  آنها  با  یکدیگر  به ‌کار  می‌پردازند،  در  نتیجه  چندین  برابر  می‌شوند.  احساس  هر  پاسدار  حقّ  و  حقیقتی  را  چندین  برابر  می‌گرداند  همین ‌که  دیگران  با  او  هستند  و  او  را  توصیه  و  سفارش  می‌کنند  و  دل  و  جرأت  می‌دهند،  و  با  او  می‌ایستند  و  دوستش  می‌دارند  و  تنها  رهایش  نمی‌کنند  و  خوار  و  رسوایش  نمی‌دارند  .  .  .  این  آئین  -‌ که  آئین  حقّی  است  - ‌برجا  و  برپا  نمی‌ماند  مگر  این ‌که ‌گروهی  از  آن  پاسداری  نمایند،‌ گروهی ‌که  همیار  و  همکار  و  توصیه  و  سفارش‌ کننده  و  دارای  ضمانت  اجتماعی  و  متّفق  و  متّحد  و  همپشت  و  همرزم  بر  این  منوال  و  روال  باشند.

همچنین  توصیه  و  سفارش  به  صبر  و  شکیبائی  ضرورت  دارد،  به  ایمان  داشتن  و کار  نیک  و  پسندیده‌ کردن‌،  و  از  حقّ  و  عدل  پاسداری  نمودن‌،  از  سخت‌ترین  و  دشوارترین  چیزهائی  است‌ که  فرد  و گروه  با  آن  رویاروی  می‌گردند.  باید  صبر  و  شکیبائی  کرد.  باید  صبر  و  استقامت  در  جهاد  با  نفس  خود،  و  در  جـهاد  با  دیگران  داشت‌.  باید  در  برابر  اذیّت  و  آزار  و  دشواری  و  مشقّت  صبر کرد.  باید  در  برابر  باد  به  غبغب  اند‌اختن  باطل  و  افتخار کردن  و  به  خود  نازیدن  شرّ  و  بلا  صبر  کرد  و  استقامت  ورزید.  باید  در  برابر  طولانی  شدن  راه  و  بعد  مسافات  و  دوری  مراحل  و  پنهان  و  نهان  بودن  نشانه‌های  راه  و  دوری  مقصد  صبر  و  شکیبائی  داشت‌.  توصیه  و  سفارش  به  صبر  و  شکیبائی،  قدرت  و  توانائی  را  چندین  برابر  می‌کند،  چون  احساس  به  وحدت  هدف‌،  و  وحدت  رویکرد  و  جهت‌،  و  همپشتی  و  همیاری‌،  همگان  را  برمی‌انگیزد،  و  ایشان  را  با  توشۀ  محبّت  و  اراده  و  اصرار  مجهّز  می‌سازد  .  .  .  و  سائر  معانی  و  مفاهیم‌ گروهی‌ که  صبر  و  شکیبائی  آنها  را  برمی‌انگیزد،  و  حقیقت  اسلام  برجای  نمی‌ماند  مگر  در  فضای  آنها،  و  بارز  و  برجسته  خودنمائی  نمی‌کند  مگر  در  لابلای  آنها...  بدون  آنها  زیان  و  هدر  رفتن  است  و  بس.

*
امروزه  از  لابلای  قانونی ‌که  قرآن  آن  را  برای  زندگی  گروه  بهره‌مند  از  سود  و  رها  از  زیان  ترسیم  می‌کند  نگاه  می‌کنیم  و  به  هراس  می‌افتیم  وقتی ‌که  می‏‎بینیم  زیان  آدمیان  را  در  هر  مکانی  از  سطح  زمین  بدون  استثناء  احاطه  می‌کند.  این  هدر  رفتنی ‌که  انسانها  در  دنیا  -  پیش  از  آخرت  -  بدان  دچار  می‌آیند  ما  را  به  هـراس  می‌اندازد.  ما  را  به  هراس  می‌اندازد  که  رویگردانی  زشت  و  پلشت  انسانها  را  از  خیر  و  خوبی  مشاهده‌ کنیم‌،  خیر  و  خوبی‌ای‌ که  خدا  آن  را  بهرۀ  مردمان  فرموده  است  و  باران  این  نعمت  را  بر  سرشان  بارانده  است‌.  همچنین  مشاهده‌ کنیم‌ که  سلطه  و  قدرت  برگزیدۀ  مؤمن  و  پابرجا  و  استوار  بر  حقّ  در  این  زمین  از  میان  رفته  است  و  در  میان  نمانده  است  .  .  .گذشته  از  این‌،  مسلمانان  -  یا  به  تعبیر  دقیق‌تر،  صاحبان  دعوت  اسلام  -  دورترین  اهالی  زمین  از  این  خیر  و  خوبی  هستند،  و  از  همۀ  ساکنان  زمین  بیشتر  روی  می‌گردانند  از  برنامۀ  الهی‌ای  که  خدا  آن  را  برایشان  انتخاب  کرده  است  و  برگزیده  است‌.  و  از  همگان  بیشتر  رویگردانند  از  قانونی ‌که  خدا  آن  را  برای  ملّت  مسلمان  مقرّر  داشته  است  و  وضع  نموده  است‌،  و  بیشتر  منحرف  می‌گردند  از  جادۀ  یگانه‌ای‌ که  خدا  آن  را  برای  نجات  از  زیان  و  هدر  رفتن  کشیده  است‌.  جای  شگفت  است  سرزمینهائی‌ که  نخستین  بار  این  خیر  و  خوبی  از  آنجاها  برجوشیده  است  و  سرچشمه‌ گرفته  است‌،  این  پرچم  را  رها  می‌سازند،  پرچمی‌ که  خدا  آن  را  برایشان  برافراشته  است  و  به  اهتزاز  درآورده  است‌،  و  پرچم  ایمان  نام  دارد.  همچون  پرچمی  را  رها  می‌کنند  و  به  پرچمهای  نژادگرائی  چنگ  می‌زنند،  پرچمهائی ‌که  در  زیر  آنها  در  سراسر  تاریخ  خود  هرگز  به  خیری  و  سودی  دسترسی  پیدا  نکرده‌اند.  در  زیر  آن  پرچمها  آوازه  و  نامی  نه  در  زمین  و  نه  در  آسمان  نداشته‌اند.  تا  آن  زمان  که  اسلام  آمده  است  و  این  پرچم  منسوب  به  خدای  بی‌انباز  را  برایشان  بالا  برده  است  و  به  اهتزاز  درآورده  است‌،  پرچمی‌ که  به  نام  خدا  است‌،  خدائی ‌که  هیچ  انبازی  ندارد.  پرچمی ‌که  نشاندار  به  نشان  خدای  بی‌انباز  است  .  .  .  پرچمی  است‌ که  عربها  در  زیر  آن  پیروز گردیدند  و  آقا  شدند  و  انسانها  را  رهبری ‌کردند،  رهبری  نیرومند  و  برگزیده  و  آگاه  و  رستگاری‌،  برای  نخستین  بار  در  تاریخ  خودشان  و  در  تاریخ  دور  و  دراز  بشریّت.  .  .

استاد  ابوالحسن  ندوی  در کتاب  ارزشمند  خود  «‌ماذا  خسر  العالم  بانحطاط  المسلمین‌؟‌«  در  بارۀ  این  رهبری  برگزیده  و  نادر  در  سراسر  تاریخ‌،  تحت  عنوان  «‌روزگار  رهبری  اسلامی‌«  مـی‌گوید:  «‌رهبران  مسلمان  و  ویژگیهای  ایشان‌:  مسلمانان  پیدا  شدند.  ریاست  جهان  را  به  دست‌ گرفتند.  ملّتهای  نادرست  را  از  ریاست  انسانها  بر کنار کردند،  انسانهائی  که  ایشان  را  استثمار  می‌کردند  و  با  آنان  بدرفتاری  می‌نمودند.  مسلمانان  انسانها  را  آرام  آرام  و  همآوا  و  همنوا  و  دادگرانه  به  پیش  بردند  و  ترقّی  و  پیشرفت  بخشیدند.  در  میان  مسلمانان  صفات  و  خـالی  فراوان ‌گردید  که  ایشان  را  شایان  و  سزاوار  رهبری  ملّتها  می‌کرد،  و  سعادت  و  رستگاری  ملّتها  را  در  سایۀ  مسلمانان  و  تحت  رهبری  ایشان  تضمین  می‌نمود.  اوّلاً  مسلمانان  صاحب‌ کتاب  نازل  شده  از  سوی  خدا،  و  صاحب  شریعت  الهی  هستند.  آنان  قانونگذاری  نمی‌کنند  و  از  پیش  خود  مقرّرات  و  احکام  تعیین  نمی‌نمایند.  زیرا  قانونگذاری  کردن  و  شریعت‌ نگاری  نمودن  سرچشمۀ  نادانی  و  خطا  و  اشتباه  و  ظلم  و  ستم  است‌.  مسلمانان  در  کردارشان  و  در  سیاستشان  و  در  رفتارشان  با  مردمان‌،  ناسنجیده  و کورکورانه  دست  و  پا  نمی‌زنند.  خداوند  برای  مسلمانان  نوری  قرار  داده  است‌ که  در  پرتو  آن  راه  می‌روند.  و  خداوند  برای  ایشان  شریعتی  وضع  فرموده  است ‌که  مردمان  را  بدان  راه  می‏‎برند  و  بر  مردمان  بدان  فرمانروائی  و  داوری  می‌کنند.

(أو من كان ميتا فأحييناه وجعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها ?).

 آیا کسی  که  (‌به  سبب  کفر  و  ضلال  همچون‌)  مرده‌ای  بوده  است  و  ما  او  را  (‌با  اعطاء  ایمان  در  پرتو  قرآن‌)  زنده  کرده‌ایم  و  نوری  (‌از  منارۀ  ایمان‌)  فرا راه  او  داشته‌ایم  که  در  پرتو  آن‌،  میان  مردمان  راه  می‌رود  (‌و  چشم  او  را  روشنائی‌،  گوش  او  را  شنوائی‌،  زبان  او  را  توان  گفتار،  و  دست  و  پای  او  را  قدرت  انجام  کار  می‌بخشد)  مانند  کسی  است  که  به  مثل‌ گوئی  در 