  به  ‌سوی  ذکر  و  عبادت  ‌خدا  بشتابید  و  داد  و  ستد  را  رها  سازید. 

مؤمنان  را  به  دست‌ کشیدن  از  کار  و  بار  زندی  و  از  تلاش  در  پی  معاش  تشویق  می‌کند،  و  آنان  را  ترغیب  می‌نماید  بروند  و  در  این  وقت  به  ذکر  و  یاد  خدا  بپردازند:

(ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (٩)

این  (‌چیزی  که  بدان  دستور  داده  می‌شوید)  برای  شما  بهتر  و  سودمندتر  است  اگر  متوجّه  باشید.

این  بخش  الهام‌بخش  این  امر  است‌  که  دست  کشیدن  از  کارهای  بازرگانی  و  زندگانی  همچون  تشویق  و  ترغیبی  را  می‌طلبد.  در  عین  حال  این  امر  خودش  یک  نوع  تعلیم  و  تربیت  و  آموزش  و  پرورش  دلها  و  درونهای  مؤمنان  است‌.  باید  در  اوقات  و  احوالی  دل  از  سرگرمیهای  زندگی  و  از  جاذبه‌های  زمینی  ببرد  و  بگسلد،  تا  به  پروردگار  خود  بپردازد،  و  خـالصانه  به  ذکر  و  یادش  بنشیند،  و  این  مزۀ  خاص  بریدن  از  جهان  مردمان  و  پیوستن  به  جهان  فرشتگان  را  بچشد،  و  دلش  و  سینه‌اش  از  آن  هوای  پاک  و  خالص  و  عطرانگیز  برگردد،  و  بوی  خوش  آن  را  استشمام  ‌کند و ببوید. 

آن گاه  شخن  مؤمن  به  سرگرمیها  و  مشغلتهای  زندگی  با  یاد  و  ذکر  خدا  برگردد  و  بدانها  بپردازد:

(فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (١٠)

آن گاه  که  نماز  خوانده  شد،  در  زمین  پراکنده  کردید  و  به  دنبال  رزق  و  روزی  خدا  بروید  و  خدای  را  (‌بـا  دل  و  زبان‌)  بسیار  یاد  کنید،  تا  این  که  رستگار  شوید.

این  هماهنگی  و  همآوائی‌ای  است‌  که  برنامۀ  اسلامی  نشاندار  بدان  است‌،  هماهنگی  و  همآوائی  میان  مقتضیات  و  خواستهای  زندگی  در  زمین‌،  از  قبیل‌ کار  کردن  و  رنج  کشیدن  و  تلاش  ورزیدن  و  روزی  به  دست  آوردن‌،  و  میان  بریدن  و  گسیختن  روح  برای  مدّتی  از  این  فضا،  و  بریدن  و  کسیختن  دل  از  این  دنیا،  و  خالص  و  مخلص  پرداختن  به  یاد  و  ذکر  و  طاعت  خدا ... اینها  هم  برای  زندگی  دل  لازم  و  ضروری  است‌،  و  بدون  آنها  پیوند  یافتن  و  تماس‌گرفتن  و  دریافتن  و  برای  انجام  تکالیف  و  وظائف  امانت  بزرگ  برخاستن  و  به  تلاش  در  راه  آن  پرداختن‌،  ممکن  نمی‌گردد  و  نمی‌گنجد.  به  یاد  خدا  بودن  قطعاً  باید  در  لابلای  تلاش  در  پی  معاش  باشد.  خدا  را  در  نظر  داشتن  در  ضمن  کار  و  کوشش  است  که‌  کار  و  کوشش  را  به  عبادت  تبدیل  می‌کند. و لیکن  با  وجود  در  نظر  داشتن  خدا  در  امور  زندگی  و  به  یاد  او  بودن  در  همه  حال  و  در  همه  آن‌،  لازم  است  مدّتی  خالصانه  و  دربست  به  یاد  خدا  بودن،  و  به  طور  کامل  برای  ذکر  او  گسیختن‌،  و  تنها  و  تنها  به  عبادتش  پرداختن‌.  همان‌ گونه‌  که  این  دو  آیه  الهام  و  پیام  می‌دارند.

عراک  پسر  مالک  رضی الله عنه  وقتی‌  که  نماز  جمعه  را  می‌خواند،  می‌رفت  و  دم  در  مسجد  می‌ایستاد  و  می‌گفت‌:  «‌خداوندا!  من  دعوت  تو  را  پذیرفتم‌،  و  نماز  واجب  تو  را  خواندم‌،  و  همان‌ گونه  ‌که  به  من  دستور  فرمودی  پراکنده  و  متفرق  شدم‌.  پس  از  فضل  و  لطف  خود  به  من  عطاء  فرما،  و  رزق  و  روزی  خود  را  نصیب  من  نما.  تو  بهترین  روزی‌ دهندگانی‌»‌.  این  را  ابن  ابی  حاتم  روایت‌  کرده  است  ... این  تصویر  به  ما  نشان  می‌دهد که  ‌کار  چگونه  سهل  و  ساده  جدّی  می‌شد.  این  فرمان‌،  دستوری  است‌  که  باید  به  محض  شنیدن‌،  دقیق  و  بدونیم  و  کاست  آن  را  اجراء‌  کرد  و  حقیقت  آن  را  نیز  تحقّق  بخشید  و  به  عنوان  سرمه  به  چشـم‌  کشید!

چه  بسا  همین  درک  و  فهم  جدّی  و  آشکار  و  پدیدار  و  راست  و  درست  و  سهل  و  ساده  بوده  است  که  آن  مجموعۀ  مخلص  صدر  اسلام  را  بدان  سطح  والا  و  بالائی  رسانده  است‌  که  بدان  رسیده‌اند  و  بر  آن  لمیده‌اند.  با  وجود  این  ‌که  در  میان  ایشان  آن  همه  جاذبه‌های  جاهلیّت  بوده  است‌،  آن  جاذبه‌هائی  کـه  آیۀ  واپسین  این  سوره  ‌گوشه‌ای  از  آنها  را  به  تصویر  کشیده  است‌:

(وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) (١١)

)‌برخی  از  اصحاب‌،  در  یکی  از  جمعه‌ها)  هنگامی  که  تجارت  و  یا  سرگرمی‌ای  را  دیدند  از  پیرامون  تو  پراکنده  شدند،  و  تو  را  ایستاده  (‌بر  منبر،  در  حال  خطبه‌)  رها  کردند!  بگو:  آنچه  در  پیش  خدا  (‌از  فضل  و  ثواب‌)  است‌،  بهتر  از  سرگرمی  و  بازرگانی  است‌،  و  خدا  بهترین  روزی‌رسان  است‌.

این  رخداد  -‌ همان‌ گونه  ‌که‌  گفتیم  -  پرده  از  اندازۀ  جدّ  و  جهد  و  تلاش  و کوششی  برمی‌دارد  که  برای  تربیت  و  ساخت  و  ساز  دلها  و  درونها  به‌  کار  رفته  است  تا  تربیت  و  ساخت  و  ساز  به  پدید  آوردن  جماعت  و  گروهی  منتهی  شده  است‌  که  در  تاریخ  منحصر  به  فرد  و  تک  و  یگانه‌اند.  این  جدّ  و  جهد  و  تلاش  وکو‌شش  صدر  اسلام  به  ‌کسانی  درس  فعّالیّت  و  پشتکار  می‌آموزد  که  در  هر  زمانی‌  که  هست  مسؤولان  و  عهده‌داران  دعوت  خدا  هستند.  بدیشان  پشتوانه‌ای  از  صبر  و  استقامت  عطاء  می‌کند،  صبر  و  استقامت  در  برابر  ضعف  و  نقص  و  گریز  و  نافرمانی  و  لغزشی  ‌که  در  راه  می‏بینند  و  می‏یابند.  این  خود  انسانها  هستند.  خوب  دارند  و  بد  دارند.  به  هر  حال  انسانها  قابلیّت  این  را  دارند  که  اوج  بگیرند  و  به  مراتب  و  منازل  والای  عقیده  و  پاکی  و  تزکیۀ  بدون  حدود  و  ثغو‌ر  برسند،  در  پرتو  صبر  و شکیبائی  و  درک  و  فهم  و  شعو‌ر  و  ثبات  و  استقامتی‌  که  باید  داشت  و  باید  نشان  د‌اد،  و  هرگز  از  نیمۀ  راه بر‌نگشت  و  از  رنج  و  زحمت  دست  نکشید.  خدا  پشتیبان  و  یاور  مؤمنان  است‌،  و  این  بس‌!

*
------------------------------------------------------------
[1] امام جصّاص مؤلّف احکام القرآن این روایت را بدون سند ذکرکرده است‌. 
[2] از روایت ابن اسحاق است ...ثور از زید، و او از خالد پسر معدان‌، و او از اصحـاب  پیغمبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم برایم روایت کرده‌اند.ابن کثیرگفته است‌: این اسناد خوبی است‌، و از راه‌های دیگری شواهدی دارد. 
[3] برای اطّلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب‌: «‌الانسان بین المـادیه و الاسلام‌»‌.  تألیف‌: محمّد قطب‌. 
[4] ‌کتاب‌: «‌العواطف کأساس للحضارة‌» تالیف‌: ج - ه. دنیسون به نقل از کتاب  «‌الاسلام و النظام العالمی الجدید»‌. تألیف مولای محمّدعلی‌. ترجمۀ استاد احمد  جودة السحار. 
[5] بخاری‌ و ترمذی‌ و نسائی آن‌را از حدیث عبدالرزّاق‌که از معمّر،‌و معمّر از عبدالکریم  روایت‌کرده است‌، نقل نموده‌اند. 
[6] ‌مراجعه شو‌د به‌کتاب:‌«فی النفس‌، المجتمع‌»‌. تالیف‌: محمّد قطب‌. فصل‌: عبادتهای  اسلامی‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><bod