ّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (٨)

بگو:  قطعاً  مرگی  که  از  آن  می‌گریزید،  سرانجام  با  شما  رویاروی  می‏‎گردد  و  شما  را  درمی‌یابد.  بعد  از  آن  به  سوی  کسی  برگردانده  می‌شوید  که  از  پنهان  و  آشکار  آگاه  است  و  شما  را  از  آنچه  کرده‌اید  باخبر  می‏‎گرداند.  این  هم  نگرشی  از  جرشهای  الهامگرانۀ  قرآنی  است‌.  نگاهی  به  مخاطبان  نخستین  این  قرآن  و  به  مخاطبان  جدای  از  آنان  انداخته  می‌شود.  حقیقتی  به  دلها  می‌اندازد  و  در  دلها  مستقرّ  می‌دارد که  مردمان  آن  را  فراموش  می‌کنند،  ولی  با  آنان  روبرو  می‌گردد  و  بدیشان  می‌رسد  هر  کجا  که  باشند... این  زندگی  به  پایان  می‌رسد.  دوری  از  خدا  در  این  زندگی‌،  سرانجام  آن  برگشت  به  خدا  است‌.  چه  هیچ  پناهگاهی  و  گریزگاهی  جز  پیشگاه  او  وجود  ندارد.  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا،  بعد  از  برگشت  به  سوی  خدا،  وجود  دارد  و  قطعی  و  حتمی  است‌.  هیچ  ‌گزیر  و  گریزی  و  رهائی  و  نجاتی  از  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا  در  میان  نمی‏باشد.

طبری  در  فرهنگ  خود  حدیث  مرفوعی  را  از  معاذ  پسر  محمّد  هذلی‌،  و  او  از  یونس‌،  و  او  از  حسن‌،  و  او  از  سمره‌،  روایت  کرده  است‌:

( مثل الذي يفر من الموت كمثل الثعلب , تطلبه الأرض بدين , فجاء يسعى , حتى إذا أعيا وأنهر دخل جحره فقالت له الأرض:يا ثعلب ! ديني . فخرج له حصاص . فلم يزل كذلك حتى تقطعت عنقه فمات ) . .

داستان  کسی  که  از  مرگ  می‌گریزد،  بسان  داستان  روباهی  است  که  زمین  از  او  درخواست  بازپرداخت  وامی  کرد.  روباه  به  تلاش  و  کوشش  پرداخت  تا  از  دست  زمین  بگریزد.  سرانجام  خسته  شد  و  درمانده  گردید.  داخل  سوراخ  خود  شد.  زمین  بدو  گفت‌:  ای  روباه‌!  وام  مرا  بده‌.  بیرون  پرید  و  دویدن  گرفت.  دوید  و  دوید  تا  گردنش  شکست  و  مرد.

این  تـصویری  است  متحرّک  و  الهام‌بخش  و  دارای  پیام   ...

*
هم  اینک  واپسین  بند  این  سوره  درمی‌رسد  که  دربارۀ  آموزش  نماز  جمعه  است‌.  به  مناسبت  همان  حادثه‌ای  ذکر  می‌گردد  که  چه  بسا  بیش  از  یک  بار  روی  داده  است‌.  زیرا  ساختار  سخن  بیانگر  تکرار  است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٩) فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (١٠)

ای  مؤمنان‌!  هنگامی  که  روز  آدینه  برای  نماز  جمعه  اذان  گفته  شد،  به  سوی  ذکر  و  عبادت  خدا  بشتابید  و  داد  و  ستد  را  رها  سازید.  این  (‌چیزی  که  بـدان  دستور  داده  می‌شوید)  برای  شما  بهتر  و  سودمندتر  است  اگر  متوجّه  باشید.  آن  گاه  که  نماز  خوانده  شد،  در  زمین  پراکنده  گردید  و  به  دنبال  رزق  و  روزی  خدا  بروید  و  خدای  را  ‌(با  دل  و  زبان‌)  بسیار  یاد  کنید،  تا  این  که  رستگار  شوید.  

(وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) (١١)

(‌برخی  از  اصحاب‌،  در  یکی  از  جمعه‌ها)  هنگامی  که  تجارت  و  یا  سرگرمی‌ای  را  دیدند  از  پپرامون  تو  پراکنده  شدند،  و  تو  را  ایستاده (‌بر منبر،  در  حال  خطبه‌)  رها  کردند!  بگو:  آنچه  ‌در  پپش  خدا  (‌از  فضل  و  ثواب‌)  است‌،  بهتر  از  سـرگرمی  و  بازرگانی  است‌،  و  خدا  بهترین  روزی‌رسان  است‌.

نماز  جمعه  همان  نماز  آدینه  است‌  که  جز  به  صورت  جماعت‌،  درست  نیست  خـوانده  شود ...  نماز  جمعه  یک  نماز  هفتگی  است‌.  لازم  است  مسلمانان  برای  خواند‌ن  آن  جمع  شوند  و  به  هـمدیکر  برسند  و  به  خطبه‌ای‌  گوش  فرا بدهند  که  ایشان  را  به  یاد  خدا  می‌اندازد.  نماز  جمعه  یک  عبادت  سازماندهی  به  شیوۀ  اسلام  در  آماده‌سازی  برای  دنیا  و  آخرت  در  کار  سازماندهی  یگانه  و  در  عبادت  یگانه  است‌.  هر  دوی  سازماندهی  و  پرستش،  عبادت  هستند...[6] نثار  جمعه  دلالت  ویژه‌ای  بر  سرشت  عقیدۀ ‌گروهی  اسلامی  دارد  که  از  آن  در  سایه‌روشنهای  سورۀ  صف  سخن‌  گفتیم‌.  احادیث  زیادی  راجع  به  پیلت  این  نماز،  و  دربارۀ  تشویق  بدین  نماز  کردن‌،  و  خود  را  شستن  و  جامه‌های  پاکیزه  پوشیدن  و  خود  را  خوشبو  ‌نـمودن‌،  آمده  است‌.       

در  صحیح  بخاری  و  مسلم  از  ابن  عمر -‌رضی‌الله‌عنهما  -  نقل  شده  است ‌که‌ گفته  است‌:  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  فرمود:

(إذا جاء أحدكم إلى الجمعة فليغتسل).

« ‌هرگاه  ‌کسی  از  شـا  برای  نماز  جمعه  آمد، غسل  بکند  و  خو‌د  را  بشوید»‌.

چهار  امام  اهل  سنّت  از  اوس  پسر  اوس  ثقفی  روایت  کرده‌اند که‌  گفته  است‌:  از  ییغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  شنیدم‌  که  فرمود:

(من غسل واغتسل يوم الجمعة , وبكر وابتكر , ومشى ولم يركب , ودنا من الإمام واستمع ولم يلغ , كان له بكل خطوة أجر سنة صيامها وقيامها).

« ‌هر  کس  روز  جمعه  با  هسر  خود  نزدیکی‌  کند  و  خو‌د  را  بشوید،  و  زود  به  سوی  نمار  جمعه  بیاید  و  به  اول  خطبه  برسد،  و  پیاده  برود  و  سوار  نشود،  و  به  امام  جمعه  نزدیک  ‌گردد  و  بدو  گوش  فرا  دهد  و  سخنان  پوچ  نگوید  و کارهای  بیهوده  نکند،  در  برابر  هر  گامی  مزد  یک  سال  دارد،  یک  سال  همراه  با  روزه  و  شب‌زنده‌داری  آن‌»‌.  

امام  احمد  از  کعب  پسر  مالک‌،  و  او  از  ابو ایّوب  انصاری  روایت  ‌کرده  است‌ که‌  گفته  است‌:  از  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  شنیدم   ‌که  فرمود:

(من اغتسل يوم الجمعة ومس من طيب أهله إن كان عنده , ولبس من أحسن ثيابه , ثم خرج يأتي المسجد , فيركع إن بدا له , ولم يؤذ أحدا , ثم أنصت إذا خرج إمامه حتى يصلي , كانت كفارة لما بينهما وبين الجمعة الأخرى).

«‌کسی‌  که  روز  جمعه  غسل  بکند  و  خود  را  بشوید، و  از  عطر  اهل  و  عیال  خود  اگر  داشته  باشد  به  خود  بمالد، و  زیباترین  لباس  خو‌د  را  بپوشد،  سپس  بیرون  بیاید  و  به  سوی  مسجد  برود.  وقتی  ‌که  به  مسجد  رسید  اگر  خواست  نماز  بخواند،  و  کسی  را  نیازارد،  و  سپس  به  خطیب‌  گوش  فرا  دهد  وقتی‌  که  خطیب  او  بیرون  آمد  تا  نماز  را  می‌خو‌اند،  این  نمار  جمعه‌ کفّارۀ  گناهان  بگردد  از  این  نمار  خمعه  تا  نماز  جمعۀ  دیگری‌»‌.

آیۀ  نخستین  این  بند،  به  مسلمانان  دستور  می ده‌د  معامله  و  هر گونه  ‌کار  و  کو‌شش  دیگری  را  تـعطیل  و  رها  کنند،  همین  که  اذان  را  شنیدند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ).

ای  مومنان‌! هنگامی  که  روز  آدینه  برای  نماز جمعه  اذان  گفته‌  شد،