یانشان ‌کم  بوده  یا  نبوده  است‌.  بـه  سیلاب  هوا  و  هوس  و  انحراف  و  کجروی‌،  ایشان  را  روبیده  است  و  با  خود  برده  است‌.

دین  در  اصل  و  اساس  خود  واضح  و  آشکار  است‌،  و  عقیده  به  ذات  خود  سهل  و  ساده  است‌:

(وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ) (٥)

در  حالی  که  جز  این  بدیشان  دستور  داده  نشده  است  که  مخلصانه  و  حقّگرایانه  خدای  را  بپرستند  و  تنها  شریعت  او  را  آئین  (‌خود)  بدانند،  و  نماز  را  چنان  که  باید  بخوانند،  و  زکات  را  (‌به  تمام  و  کمال‌)  بپردازند.  آئین  راستین  و  ارزشمند  این  است  و  بس‌.

این  قاعده  و  اساس  و  بنیاد  دین  خدا  به  طور کلّی  است‌:  خدای  یگانه  را  پرستیدن‌،  عبادت  را  تنها  برای  او کردن‌،  مخلصانه  به  بندگیش  پرداختن‌،  نماز  خواندن‌،  و  زکات  پرداخت  کردن‌:

(وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ) (٥)

آئین  راستین  و  ارزشمند  این  است  و  بس‌.

عقیدۀ  سره  و  خالصی  در  درون  است‌.  عبادت  و  پرستش  خدا  است  که  بیانگر  این  عقیده  است‌.  خرج  کردن  دارائی و  اموال  در  راه  خدا که  زکات  است  .  .  .  کسی‌ که  این  ارکان  و  اصول  را  پیاده  کند  و  تحقّق  بخشد،  ایمان  را  پیاده‌ کرده  است  و  تحقّق  بخشیده  است  همان‌ گونه  که  اهل ‌کتاب  بدان  دستور  داده  شده‌اند،  و  همان  گونه  که  در  آئین  خدا  به  طور کلّی  مردمان  بدین  امر  دستور  داده  شده‌اند.  دین  یکی  است‌.  عقیده  یکی  است‌.  رسالتها  پیاپی  همین  عقیده  را  با  خود  آورده‌اند،  و  پـیغمبران  بر  همین  عقیده‌ گرد  آمده‌اند  .  .  .  دینی  است ‌که  دشواری  و  پیچیدگی  در  آن  نیست‌.  عقیده‌ای  است‌ که  به  تفرقه  و  اختلاف  دعوت  نمی‌کند  و  نمی‌خواند.  این  عقیده  که  بدین  روشنی‌،  و  بدین  سادگی‌،  و  بدین  آسانی  است‌،‌ کجا  است‌،  و  آن  جهان‌بینیهای  پیچیده‌،  و  آن  جدال  و  ستیز  بیشمار  کجا  است‌؟

*
پیش  از  این‌،  حجّت  و  برهان  در  دیانتهایشان  توسّط  پیغمبرانشان  برایشان  آمده  بود. امّا  هم  اینک  حجّت  و  برهان  به  صورت  زنده  در  پیغمبر  خدا  مجسّم  گردیده  است‌،  پیغمبری‌ که  از  سوی  خدا  است  و کتابهای  پاک  الهی  را  بر  آنان  می‌خواند  و  قوانین  و  احکام  آسمانی  را  بدیشان  می‌رساند.  عقیده  را  بدیشان  می‌آموزد  به  شکل  روشن  و  ساده  و  آسان‌.  راه  روشن  است‌،  و  سرنوشت  

کسانی  که  کافرند،  و کسانی  که  مؤمنند  معیّن  است‌: 

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (٦)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (٧)جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ) (٨)

مسلّماً  کافران  اهل  کتاب‌،  و  مشرکان‌،  جاودانه  در  میان  آتش  دوزخ  خواهند  ماند!  آنان  بدون  شکّ  بـدترین  انسانها  هستند.  بی‏گمان  کسانی  که  مؤمنند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  می‌کنند.  آنان  مسلّماً  خوب‌ترین  انسانها  هستند.  پاداش  آنان  در  پیشگاه  پروردگارشان  باغهای  بهشتی  است  که  جـای  ماندگاری  است  و  رودبارها  در  زیر  (‌کاخها  و  درختهای‌)  آن  روان  است‌.  جاودانه  برای  همیشه  در  آنجا  خواهند  ماند.  خدا  از  ایشان  راضی  و  ایشان  هم  از  خدا  خشنودند!  این  (‌همه  نعمت  و  خوشی‌)  از  آن  کسی  خواهد  بود  که  از  پروردگار  خویش  بهراسد.

محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  پیغمبر  واپسـین  است‌.  اسلامی  که  محمّد  صلّی الله علیه وآله وسلّم  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  رسالت  واپسین  است‌.  پیغمبران  پیاپی  می‌آمدند  هر  زمان  که  زمین  فاسد  و  تباه  می‌گردید  تا  مردمان  را  به  خیر  و  صلاح  برگردانند.  فرصت  به  دنبال  فرصت‌،  و  مهلت  بعد  از  مهلت‌،  داده  می‌شد  به  کسانی ‌که  از  راه  منحرف  می‌شدند  و  به ‌کژراهه  می‌افتادند.  ولی  خدا  خواست  رسالتهائی‌ که  به  سوی  زمین  روانه  می‌گردند،  با  این  رسالت  واپسین  و  جامع  و  شامل  و کامل‌  مختوم ‌گردد  و  پایان  داده  شود.  فرصت  واپسین  معلوم  و  مشخّص  گردید.  یا  ایمان  آوردن  و  نجات  پیدا کردن  است‌،  و  یا  کفر  ورزیدن  و  هلاک ‌گردیدن  است‌.  زیرا کفر  ورزیدن  در  این  زمان  دلالت  بر  شرّ  و  بلای  بدون  حدّ و  مرزی  دارد،  و  ایمان  آوردن  دلالت  بر  خیر  و  خوبی  فراوان  و  سرمدی  دارد.

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ) (٦)

مسلّماً  کافران  اهل  کتاب،  و  مشرکان‌،  جاودانه  در  میان  آتش  دوزخ  خواهند  ماند!  آنان  بدون  شکّ  بدترین  انسانها  هستند.

حکم  قاطعانه‌ای  است ‌که  نه  جای  ستیزی  و  نه  راه  چاره‌ای  در  آن  است‌،  هر چند  برخی  از  اعمال  و  آداب  و  مقرّرات  ایشان  شایسته  و  بایسته  و  خوب  و  پسندیده  باشد،  مادام  که  آنان  بدین  رسالت  واپسین  ایمان  نیاورند،  و  این  پیغمبر  خاتم  را  نپذیرند.  ما  در  بارۀ  این  حکم  شکّ  و  تردیدی  به  خود  راه  نمی‌دهیم  به  خاطر  نمادی  از  نمادهای  خیر  و  صلاحی‌ که  دیده  می‌شود،  ولی  با  برنامۀ  ثابت  و  استوار  یزدان  پیوندش‌ گسیخته  و  بریده  ا‌ست‌.

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) (٧)

بی‏گمان  کسانی  که  مؤمنند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  می‌کنند،  آنان  مسلّماً  خوب‌ترین  انسانها  هستند.

حکم  قاطعانه‌ای  است ‌که  در  آن  نیز  جای  هیچگونه  ستیز  و  جدالی  نیست‌.  شرط  آن  نیز  واضح  و  روشن  است  و  دشواری  و  پیچیدگی  و  حیله  و  نیرنگی  نیست‌.  این  شرط‌،  ایمان  است‌.  نه  تولّد  در  محلّی  از  زمینی  شرط  است‌ که  سرزمین  اسلامی  نامیده  می‌شود،  و  نه  خانه‌ای  شرط  است ‌که‌ گفته  می‌شود:  متعلّق  به  مسلمانان  است‌.  و  نه ‌گفتن  واژه‌ها  و  جمله‌هائی  شرط  است‌ که  انسانی  بدان  زبان  می‌گشاید.  بلکه  شرط‌،  ایمان  است‌،  ایمانی ‌که  آثار  آن  در  واقعیّت  زندگی  پیدا  و  هویدا  باشد:

(وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ).

کارهای  شایسته  و  بایسته  می‏کنند.

این‌ کلام‌،  سخنی  نیست‌ که  از  لبها  بیشتر  تجاوز  ننماید.  کارهای  شایسته  و  بایسته،  هر گونه  رفتار  و کرداری  است ‌که  خدا  به  انجام  آن  دستور  فرموده  باشد.  از  قبیل‌:  عبادت  و  خلق  و  خو‌ی  و کار و  عمل  و همزیستی  و  سازش  خداپسند  .  .  .  نخستین ‌کار  شایسته  و  بایسته  اجرای  شریعت  خدا  در  زمین‌،  و  حکومت‌ کردن  و  داوری  نمودن  در میان  مردمان  برابر آنچه  خدا  مقرّر  