  بودن  آن  هم  بعید  نیست‌،  و ذکر زکات  و  اهل‌ کتاب  در آن  قرینۀ  مانعه  بشمار  نمی‌آید  و  آن  را  از  مکّی  بودن  نمی‌اندازد.  در  مکّه  بعضی  از  اهل ‌کتاب  بودند.  برخی  از  ایشان  ایمان  آورده‌،  و  برخی  دیگر  ایمان  نیاورده  بودند.  همچنین  مسیحیان  نجران ‌گروه‌های  اعزامی  خود  را  به  خدمت  پیغمبر  صلّی الله علیه واله وسلّم ‌در  مکّه  فرستاده  بودند  و  ایمان  آورده  بودند،  همان ‌گو‌نه ‌که  مشهور  و  معروف  است‌.  ذکر زکات  هم  در  سوره‌های  مکّی  وجود  دارد.

*
این  سوره  چند  حقائق  تاریخی ‌و ایمانی  را  به  رشتۀ  تعبیر  می‌کشد که  بیانگر  مدنی  بودن  این  سوره‌اند،‌ گذشته  از  این‌ که  روایاتی  در  دست  است‌ که  بیانگر  مدنی  بودن  آن  هستند‌.  
حقیقت ‌نخستین ‌این  است ‌که  مبعوث  شدن‌ پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  برای  دور گرداندن ‌کافران  اهل کتاب  و  مشرکان  از  ضلالت  و گمراهی  و  اختلافی‌ که  بدانها گرفتار  آمده  بودند  ضرورت  داشته  است‌.  کافران  اهل ‌کتاب  و  مشرکان  از  این  ضلالت  و گمراهی  و  اختلاف  دست  نمی‌کشیدند  و  دوری  نمی‌گزیدند  جز  با  این  بعثت‌:

(لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (١)رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً (٢)فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ) (٣)

کافران  اهل  کتاب‌،  و  مشرکان‌،  تا  زمانی  که  حجّت  بدیشان  نرسد  (‌و  برابر  سنّت  الهی  با  آنان  اتمام  حجّت  نگردد)  به  حال  خود  رها  نمی‌شوند.  (‌و آن  حجّت‌)  پیغمبری  از  سوی  خدا  است  که  کتاب‌های  پاک  (‌الهی‌)  را  (‌بر  آنان‌)  می‌خواند  (‌و  قوانین  و  احکام  آسمانی  را  بدیشان  می‌رساند)‌.  در  آنها  نوشته‌های  راست  و  درست  و  پرارزش  و  والائی  است‌.   (‌بیّنه/‌١-٣)  

حقیقت  دوم  این  است ‌که  اهل ‌کتاب  در  بارۀ  دین  خود  به  سبب  ناآگاهی  و  نادانی‌،  و  به  علّت  پیچیدگی  و  دشواری  اختلاف  نورزیده  بودند،  بلکه  بعد  از  فرارسیدن  علم  و  اطّلاع  و  حجّت  و  برهان  به  اختلاف  و  تفرقه  پرداخته‌اند:  

(وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ) (٤)

اهل  کتاب  پراکنده  نشده‌اند  (‌و  گروه  گروه  و  دسته  دسته  نگشته‌اند)  مگر  آن  زمانی  که  پیغمبری  به  پیش  ایشان  آمده  است  (‌و  دستورات  خدا  را  بدیشان  رسانده  است‌.  آن  وقت  کم‌کم  دچار  تفرّق  و  اختلاف  شده‌اند  و  مذاهبی  را  در  دین  خدا  پدیدار  کرده‌اند)‌.                          (‌بیّنه‌/4)  

حقیقت  سوم‌:  دین  در  اصل  خود  یکی  است‌،  و  ارکان  و  اصول  آن  سهل  و  ساده  و  روشن  و  آشکار  است‌،  و  این  ارکان  و  اصول  چون  سهل  و  ساده  و  دارای  سرشت  آسان  و  بی‌دردسر ‌است‌ کار  آن  به  تفرقه  و  اختلاف  نمی‌کشد:  

(وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ) (٥)

در  حالی  که  جز  این  بدیشان  دستور  داده  نشده  است  که  مخلصانه  و  حقّگرایانه  خدای  را  بپرستند  و  تنها  شریعت  او  را  آئین  (‌خود)  بدانند،  و  نماز  را  چنان  که  باید  بخوانند،  و  زکات  را  (‌به  تمام  و  کمال‌)  بپردازند.  آئین  راستین  و  ارزشمند  این  است  و  بس‌.                              (‌بیّنه‌/5)  

حقیقت  چهارم  این  است‌:  کسانی  که  کافر  گردیده‌اند  بعد  از  این ‌که  حجّت  و  برهان  بدیشان  رسیده  است  آنان  بدترین  مردمانند.  و  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  پسندیده  کرده‌اند،  ایشان  بهترین  مردمانند.  بدین  خاطر  پاداش  اینان  و  آنان  با  یکدیگر  اختلاف  روشنی  دارد:

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (٦)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (٧)جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ) (٨)

مسلّماً  کافران  اهل  کتاب‌،  و  مشرکان‌،  جاودانه  در  میان  آتش  دوزخ  خواهند  ماند!  آنان  بدون  شکّ  بـدترین  انسانها  هستند.  بی‏گمان  کسانی  که  مؤمنند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  می‌کنند،  آنان  مسلّماً  خـوب‌ترین  انسانها  هستند.  پاداش  آنان  در  پیشگاه  پروردگارشان  باغهای  بهشتی  است  که  جـای  ماندگاری  است  و  رودبارها  در  زیر  (‌کاخها  و  درختهای‌)  آن  روان  است‌.  جاودانه  برای  همیشه  در  آنجا  خواهند  ماند.  خدا  از  ایشان  راضی  و  ایشان  هم  از  خدا  خشنودند!  این  (‌همه  نعمت  و  خوشی‌)  از  آن  کسی  خواهد  بود  که  از  پروردگار  خویش  بهراسد. (بیّنه/6-8                        

این  حقائق  چهارگانه‌،  دارای  ارزش  ویژه‌ای  در  درک  و  فهم  نقش  عقیدۀ  اسلامی  و  نقش  رسالت  واپسین‌،  و  همچنین  در  جهان‌بینی  ایمانی  است‌.  در  موارد  زیر  به  شرح  و  بسط  آنها  می‌پردازیم‌:

*
(لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (١)رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً (٢)فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ) (٣)

کافران  اهل  کتاب‌،  و  مشرکان‌،  تا  زمـانی  که  حجّت  بدیشان  نرسد  (‌و  برابر  سنّت  الهی  با  آنان  اتمام  حجّت  نگردد)  بـه  حال  خود  رها  نمی‌شوند.  (‌و  آن  حجّت‌)  پیغمبری  از  سوی  خدا  است  که  کتابهای  پاک  (‌الهی‌)  را  (‌بر  آنان‌)  می‌خواند  (‌و  قوانین  و  احکام  آسمانی  را  بدیشان  می‌رساند)‌.  در  آنها  نـوشته‌های  راست  و  درست  و  پرارزش  و  والائی  است‌.

زمین  نیاز  مبرمی  به  رسالت  جدیدی  داشت‌.  فساد  و  تباهی  همۀ  نواحی کرۀ  زمین  را  فراگرفته  بود،  به‌ گونه‌ای  که  امیدی  به  اصلاح  جز  با  رسالت  تازه‌ای‌،  و  برنامۀ  تازه‌ای  نبود.  کفر  به  عقائد  همۀ  ساکنان  کرۀ  زمین  رخنه  کرده  بود،  اعم  از  اهل‌ کتابی‌ که  با  آئینهای  آسمانی  قبلاً  آشنا  شده  بودند  ولی  آنها  را  تحریف  و  تغییر  داده  بودند،  یا  مشرکانی ‌که  در  داخل  جزیره ‌العرب  یا  در  خارج  از  آن  زندگی  می‌کردند.

آنان  از  این  کفری  که  بدان  گرفتار  آمده  بودند  دوری  نمی‌گزیدند  و  جدا  نمی‌شدند  مگر  با  این  رسالت  تازه‌،  و  الّا  با  دستهای  پیغمبری ‌که  وجود  خودش  حجّت  و  برهان  روشنی  و  جداکنندۀ  حقّ  از  باطل  است‌:  

(رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً) (٢)

(‌و  آن  حجّت‌)‌،  پیغمبری  از  سوی  خدا  است  که  کتابهای  پاک  (‌الهی‌)  را  (‌بر  آنان‌)  می‌خواند  (‌و  قوانین  و  احکام  آسمانی  را  بدیشان  می‌رساند)‌.

پاک  از  شرک  و کفر  ا