ن  می‌کنند.  با  نور  درخشان  و  رخشان  یزدان ‌که  در  قرآن  تابان  است‌: 

 (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ) (١)

ما  قرآن  را  در  شب  باارزش  «‌لیله‌ القدر»  فروفرستاده‌ایم‌.  با  نور  فرشتگان  و  جبرئیل ‌که  در  تمام  شب  میان  زمین  و  جهان  بالا  و  والا  در  رفت ‌و آمدند:

(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) (٤)

فرشتگان  و  جبرئیل  در  آن  شب  با  اجازۀ  پروردگارشان  پیاپی  (‌بـه  کرۀ  زمین  و  به  سوی  پرستشگران  و  عبادت‌کنندگان  شب  زنده‌دار)  می‌آیند  برای  هر گونه  کاری  (‌که  بدان  یزدان  سبحان  دستور  داده  باشد)‌.  با  نور  بامدادان‌ که  نصوص  قرآنی  آن  را  هماهنگ  با  نور  وحی  و  نور فرشتگان‌،  و  با  نور روح  سلامت  و ایمنی  در  پرواز  بر  بالای  هستی  و  بر  بالای  ارواحی ‌که  به  پیکرۀ  این  هستی  می‌دوند،  ذکر  می‌کند:

(سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ) (٥)

آن  شب‌،  شب  سلامت  و  رحمت  (‌و  درود  فرشتگان  بر  مؤمنان  شب‌زنده‌دار)  است  تا  طلوع  صبح‌.

شبی ‌که  این  سوره  از آن  سخن  می‌گوید  هـمان  شبی  است‌ که  در  سورۀ  دخان  از  آن  سخن  رفته  است‌: 

 (إنا أنزلناه في ليلة مباركة , إنا كنا منذرين , فيها يفرق كل أمر حكيم . أمرا من عندنا إنا كنا مرسلين . رحمة من ربك إنه هو السميع العليم). 

ما  قرآن  را  در  شب  پرخیر  و  برکتی  فرو فرستاده‌ایم‌.  ما  همواره  بیم‌دهندۀ  (‌کافران  و  مشرکان  و  ظالمان‌،  با  ارسال  پیغمبران  به  سـویشان‌)  بوده‌ایم  (‌و  کتابها  برایشان  فروفرستاده‌ایم‌.  این  قرآن  هم  آخرین  حلقه  از  این  سلسله  است‌)‌.  در  این  شب  مبارک‌،  هر گونه  کار  حکیمانه‌ای  (‌که  انسان  را  به  حقیقت  آشنا  و  به  سعادت  برساند،  و  او  را  از  باطل  و  شقاوت  دور  گرداند،  از  سوی  خدا)  بیان  و  مقرّر  گشته  است‌.  کار  و  باری  که  از  سوی  ما  صادر  و  بد‌ان  دستور  داده  شده  است  (‌و  در  قرآن  برای  انسانها  روانه  گشته  است  و)  ما  فرستندۀ  (‌محمّد  و  همۀ  انبیاء‌،  و  قرآن  و  همۀ  کتابهای  آسمانی‌)  بوده‌ایم‌.  (‌این  کار)  به  خاطر  رحمتی  از  سوی  پروردگارت  (‌در  حـقّ  انسانها)  است‌.  خدا  شنوا  و  آگاه  است‌.           (‌دخان‌/3-6‌)  

معروف  این  است ‌که  لیله ‌القدر  شبی  از  شبهای  رمضان  است‌،  همان ‌گونه ‌که  در  سورۀ  بقره  آمده  است‌:

(شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن , هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان). 

ماه  رمضان  ماهی  است  که  قرآن  در  آن  فرو فرستاده  شده  است  (‌و  آغاز  به  نزول  نموده  است  و  در  مدّت  بیست  و  سه  سال  تدریجاً  به  دست  مردم  رسیده  است‌)  تا  مردم  را  راهنمائی  کند  و  نشانه‌ها  و  آیات  روشنی  از  ارشا‌د  (‌به  حقّ  و  حقیقت‌)  باشد  و  (‌میان  حقّ  و  باطل  در  همۀ  ادوار)  جدائی  افکند.(‌بقره/185‌)  

یعنی  لیله‌ القدر  شبی  است‌ که  نزول  قرآن  بر  قلب  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  آغاز گردیده  است  تا  آن  را  به  مردمان  برساند.  در  روایت  ابن  اسحاق  آمده  است‌ که  سرآغاز  وحی  با  دیباچۀ  سورۀ  علق  در  ماه  رمضان  بوده  است‌.  در  آن  حال ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  غار  حراء  به  گوشه‌گیری  و  عبادت  مشغول  بوده  است‌.

روایتهای  زیادی  در  بارۀ  تعیین  این  شب  نقل  گردیده  است‌.  بعضیها  آن  را  شب  بیست  و  هفتم  رمضان  می‌دانند.  برخیها  آن  را  شب  بیست  و  یکم  رمضان  می‌انگارند.  بعضیها  آن  را  شبهای  دهگانۀ  آخر  رمضان  می‌شمارند.  و  برخیها  آن  را  در  رمضان  به  طور کـلّی  می‌دانند.  به  هر  حال  لیله ‌القدر  شبی  از  شبهای  رمضان  است  بنا  به  ارجح  اقوال‌.

*
اسم  این  شب  «‌لیله‌ القدر»  است  .  .  .  معنی  قدر  چه  بسا  تقدیر  و  تدبیر  و  ارزیابی  و  تعیین  است‌.  یا  به  معنی  ارج  و  ارزش  و  بزرگ  و  سترگ  است‌.  هر دو  معنی  با  آن  رخداد  بزرگ  جهانی  همخوانـی  دارد،  رخداد  قرآن  و  وحی  و  رسالت  .  .  .  رخدادی  بزرگتر  و  پایدارتر  از  این  رخداد،  در  میان  همۀ  رخدادهای  هستی  وجود  ندارد.  همچنین  رخدادی  پرمحتواتر  و  پردلالت‌تر  از  آن  در  بارۀ  تقدیر  و  تدبیر  زندگانی  بندگان  وجود  ندارد.  این  شب  بهتر  از  هزار  ماه  است‌.  ذکر  این  چنین  عددهائی  در  قرآن  برای  محدود کردن  و  معیّن  نمودن  نیست‌.  بلکه  بیانگر  فزونی  و  فراوانی  است‌.  این  شب  در  زندگانی  انسانها  از  هزاران  ماه  بهتر  است‌.  چه  بسیار  هزاران  ماهی  و  هزاران  سالی‌ که  سپری  شده  است  و گذشته  است  بدون  این‌ که  بخشی  از  آثار  و  تحوّلاتی  را  در  زندگی  انسانها  برجای  گذاشته  باشند  و  برجای  نهاده  باشند که  این  شب  مبارک  و  باسعادت  برجای‌ گذاشته  است  و  برجای  نهاده  است‌.  این  سب  آن  اندازه  سترگ  است ‌که  حقیقت  آن  فراتر  از  درک  و  فهم  بشری  است‌:

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ) (٢)

تو  چه  می‌دانی  شب  قدر  کدام  است  (‌و  چه  اندازه  عظیم  است‌؟‌)‌.

با  وجـود  همچون  آیه‌ای  نیازی  به  چنگ  زدن  به  افسانه‌هائی  نیست  که  پیرامون  این  شب  در  اذهان  عامّۀ  مردمان  در گشت  و گذار  است‌.  این  شب‌،  شب  بزرگی  است  چون  یزدان  سبحان  آن  را  برگزیده  است  برای  آغاز  کردن  نزول  این  قرآن‌،  و  پرتو افشان‌ کردن  این  نور  بر  سراسر  جهان‌،  و  فرا گرفتن  اسلام  و  درود  یزدان  صفحۀ  دل  و  پهنۀ  زندگی  انسان‌.  این  شب‌،  شب  بزرگی  است  چون  این  قرآن  در  آن  نازل‌ گردیده  است‌،  قرآنی‌ که  عقیده  و  جهان‌بینی  و  آداب  و  رسومی  را  دربر  دارد که  صلح  و  صفا  و  امن  و  امان  در  زمین  و  در  دل  انسان  پخش  و  پراکنده  می‌دارد  و  می‌گستراند.[1]  فرشتگان  و  به ‌ویژه  جبرئیل  علیه السّلام  با  اجازۀ  پروردگارشان  نازل  می‌گردند،  و  این  قرآن  را  با  خود  به  همراه  دارند  -  به  اعتبار  این‌ که  جنس  آن  در  این  شب  نازل‌ گردیده  است  -  در  میان  آسمان  و  زمین  پخش  می‌شوند  و  در  این  جشن  جهانی  شرکت  می‌کنند،  جشنی ‌که  واژگان  این  سوره  آن  را  به  شکل  شگفتی  به‌ تصویر می‌کشند  .  .  .

*

وقتی‌ که  ما  امروز  از  فراسوی  نسلهای  فراوان  بدین  شب  بزرگ  و  باسعادت  می‌نگریم‌،  و  آن  جشن  شگفت  را  به  تصوّر  درمی آوریم‌،  جشنی ‌که  زمین  در  این  شب  به  خود  دیده  است‌،  و  به  حقیقت ‌کاری  می‌اندیشیم‌ که  در  این  شب  انجام  پذیرفته  است‌،  و  تأثیرات  فراوانی  را  ورانداز  می‌کنیم‌ که  در  مراحل  زمان‌،  و  در  واقعیّت  زمین‌،  و  در  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهای  دلها  و  خردها  این  کار  پدید  آورده  است  و  برجای‌ گذاشته  است‌،  ما  واقعاً  کار  بزرگی  را  مشاهده  می‌کنیم‌،  و گوشه‌ای  از  هدف  این  اشارۀ  قرآنی  را  درک  و  فهم  می‌کنیم‌،‌ که  بدین  شب  می‌شود:

(وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ) (٢)

تو  چه  می‌دانی  شب  قدر  کدام  است  (‌و  چه  اندازه  عظیم  است‌؟‌)‌.

در  این  شب  هر گونه  کار  حک