مان  ندیده  است  .  .  .

*
این  حال  و  وضع  بند  نخستین  سوره  بود.  امّا  بقیّۀ  سوره‌،  روشن  است ‌که  بعدها  نازل‌ گردیده  است‌.  چه  به  موضعگیریها  و  رخدادهائی  از  زندگانی  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  اشارت  دارد  که  دیر زمانی  بعد  از  موظّف‌ کردن  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  به  ابلاغ  دعوت‌،  و  آشکار کردن  عبادت،  و  اقدام  مشرکان  به  معارضه  و  مقابله،  انجام‌ گرفته  است‌.  این  فرمودۀ  یزدان  سبحان  در  این  سوره  بدین  امر  اشارت  دارد:

(أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى (٩)عَبْدًا إِذَا صَلَّى) (١٠)

آیا  دیده‌ای  کسی  را  که  نهی  می‌کند  و  بازمی‌دارد،  بنده‌ای  را  چون  به  نماز  ایستد؟  (‌آیا  چنین  بازدارنده‌ای  مستحقّ  عذاب  الهی  نیست‌؟‌)‌. (‌علق/9و10)  

تا  آخر  آیات  این  سوره  راجع  به  همین  امر  است  .  .  .  و لیکن  میان  اجزای  سوره  هماهنگی‌ کامل‌،  و  ارتباط  تامّ  در  ترتیب  حقائقی  موجود  است ‌که  بعد  از  این  سرآغاز  پیشین  جای‌ گرفته‌اند،  و  از  سراسر  این  سوره  وحدت  هماهنگ  و  مرتبط  و  متّفقی  می‌سازند  .  .  .

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (١)خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (٢)اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأكْرَمُ (٣)الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (٤)عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ) (٥) 

(‌ای  محمّد!  بخوان  چیزی  را  که  به  تو  وحی  می‌شود.  آن  را  بیاغاز  و)  بخوان  به  نام  پروردگارت  آن  که  (‌همۀ  جهان  را)  آفریده  است‌.  انسان  را  از  خون  بسته  آفریده  است‌.  بخوان‌!  پروردگار  تو  بزرگوارتر  و  بخشنده‌تر  است  (‌از  آنچه  تو  می‌انگاری‌.  بعد  از  این‌،  بزرگواریها  و  بخشندگیها  از  او  خواهی  دید  که  تعلیم  قرائت  در  برابر  آنها  ساده  و  ناچیز  است‌)‌.  همان  خدائی  که  به  وسیلۀ  قلم  (‌انسان  را  تعلیم  داد  و  چیزها  به  او)  آموخت.  بدو  چیزهائی  را  آموخت  که نمی‌دانست‌.

این  سوره‌،  نخستین  سورۀ  این  قرآن  است‌.  این  سوره  به  نام  خدا  می آغازد.  این  سوره  پیش  از  هر چیز  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  را  رهنمود  می‌کند،  در  اوّلین  لحظه  از  لحظات  تماس  او  با ملأ  اعلی  و  عالم  بالا،  و  در  نخستین  گام  از گامهایش  در  راه  دعوتی‌ که  برای  آن  برگزیده  شده  است  و  مبعوث ‌گردیده  است‌،  او  را  رهنمود  می‌کند  به  این ‌که  به  نام  پروردگار  بخواند:

(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ ).

(‌ای  محمّد!  بخوان  چیزی  را  که  به  تو  وحی  می‌شود.  آن  را  بیاغاز  و)  بخوان  به  نام  پروردگارت.

از  میان  صفات  خدا  با  صفتی  می‌آغازد که  آفرینش  و  شروع  بدان  می‌آغازد:

(الَّذِي خَلَقَ) (١)

آن  که  (‌همۀ  جهان  را)  آفریده  است‌.سپس  آفرینش  انسان  و  آغاز کار  او  را  به‌ گونۀ  ویژه  ذکر  می‌کند:

(خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ) (٢)

انسان  را  از  خون  بسته  آفریده  است‌.

انسان  را  از  این  نقطۀ  خونین  جامد  و  آویخته  به  رحم  آفریده  است‌.  زندگی  انسان  را  از  این  زیستگاه‌ کوچک  ساده  آغازیده  است‌.  این  امر  علاوه  بر  این ‌که  دالّ  بر  قدرت  خدا  است  بیانگر  لطف  و کرم  آفریدگار  نیز  می‏‎باشد.  از  میان  لطف  و کرم  خدا  بالا  بردن  و  اوج  دادن  این  خون  بسته  به  پلّه  و  درجۀ  انسان  می‌رسد،  انسانی‌ که  بدو  آموزش  داده  می‌شود  و  او  می‌آموزد:

(اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأكْرَمُ (٣)الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (٤)عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ) (٥) 

.  بخوان‌!  پروردگار  تو  بزرگوارتر  و  بخشنده‌تر  است  (‌از  آنچه  تو  می‌انگاری‌.  بعد  از  این‌،  بزرگواریها  و  بخشندگیها  از  او  خواهی  دید  که  تعلیم  قرائت  در  برابر  آنها  ساده  و  ناچیز  است‌)‌.  همان  خدائی  که  به  وسیلۀ  قلم  (‌انسان  را  تعلیم  داد  و  چیزها  به  او)  آموخت‌.  بدو  چیزهائی  را    آموخت  که  نمی‌دانست‌.

واقعاً  کوچ  دور  و  درازی  میان  سراغاز  پیدایش  انسان‌،  و  میان  فرجام  انسان  شدن  انسان  است‌.  ولی  یزدان  توانا  است‌.  خدا  بزرگوار  است‌.  بدین  خاطر  این ‌کوچ‌ که  سرها  را گیج  می‌کند  انجام  پذیرفته  است‌!

در کنار  این  حقیقت‌،  حقیقت  آموزش  نمایان  می‌آید  .  .  .  آموزش  یزدان  به  انسان  به  وسیلۀ  «‌قلم‌«  .  .  .  زیرا  قلم  گسترده‌ترین  و  ژرف‌ترین  ابزار  در کار  تعلیم  بوده  است  و  هست‌،  و  بیشترین  تأثیر  در  زندگی  انسان  داشته  است  و  دارد  .  .  .  در  آن  زمان  این  حقیقت  این ‌گونه  واضح  و  روشن  نبود  بدان ‌گونه  که  هم  اینک  واضح  و  روشن  است  و  ما  آن  ر‌ا  در  زندگی  بشریّت  لمس  می‌کنیم  و  می‌شناسیم‌.  امّا  یزدان  سبحان  ارزش  قلم  را  می‌دانست‌،  و  در  اوّلین  لحظه  از  لحظه‌های  واپسین  رسالت  برای  بشریّت  این  چنین  اشاره‌ای  بدان  فرموده  است  و  آن  را  در  نخستین  سور‌ه  از  سوره‌های  قرآن  مجید  ثبت  و  ضبط  نموده  است  .  .  .  باید  در  نظر  داشت‌،  پیغمبری ‌که  این  آیات  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  سواد  نداشته  است  و  با  قلم  ننوشته  است‌،  و  او  نمی‌توانسته  است  این  حقیقت  را  از  همان  لحظۀ  اوّل  برجسته  و  آشکار  بیان  دارد،  اگر  او  این  قرآن  را  می‌گفته  است  و  از  پیش  خود  ارائه  می‌داده  است‌،  و  این  قرآن  وحی  نمی‌بوده  است‌،  و  این  رسالت  از  سوی  خدا  نمی‌آمده  است‌!

سپس  این  آیات  سرچشمۀ  تعلیم  را  بیان  می‌دارند  .  .  .  سرچشمۀ  تعلیم  قرآن  یزدان  است‌.  انسان  از  یزدان  می‌آموزد  هر چه  دانسته  است  و  هر چه  خواهد  دانست‌،  و  هر  رازی  از  رازهای  این  هستی  که  برای  او  گشوده  می‌شود،  و  هر  رازی  از  رازهای  حیات  و  زندگی‌،  و  هر  سرّی  از  اسرار  وجود  خود  انسان  برای  انسان  پدیدار  و  نمایان  می‌آید  از  همان  سرچشمه  و  از  همان  منبع  یگانه‌ای  است‌ که  جز  آن‌،  سرچشمه  و  منبع  دیگری  اصلاً  در  میان  نیست‌.

با  این  بند  یگانه‌ای ‌که  در  لحظۀ  نخست  تماس  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم ‌با  ملأ  اعلی  و  عالم  بالا،  با  همین  بند  بنیاد  بزرگ  و  سترگ  جـهان‌بینی  ایمانی  برقرار  و  استوار  گردید  .  .  .  هر  امری‌،  هر  حرکتی‌،  هر گامی‌،  هر کاری‌،  و  ...  به  نام  خدا،  و  با  نام  خدا  می‌اغازد.  به  نام  خدا  شروع  می شود،  و  به  نام  خدا  راه  می‌افتد  و  راه  می‌رود،  و  به  سوی  خدا  رو  می‌کند،  و  در  پیشگاه  خدا  فرجـام  آن  حاصل  می‌آید  و  سرنوشت  آن  معلوم  می‌شود.

خدا  است ‌که  انسان  را  آفریده  است‌.  خدا  است ‌که  به  انسان  آموزش  داده  است‌.  از  جانب  او  زندگی  می‌آغازد،  و  از  جانب  او  رشد  و  نموّ  پدیدار  می‌آید.  آموزش  و  شناخت  از  سوی  او  حاصل  می‌گردد،  و  انسان  می‌آموزد  آنچه  می‌آموزد،  و  می‌فهمد  و  می‌داند  آنچه  می‌فهمد  و  می‌داند  .  .  .  سرچشمۀ  همۀ  اینها  خدا  است‌،  خدائی‌ که  آفریده  است  و  یاد  داده  است  .  .  .

(عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ) (٥)

به  انسان  چیزهائی  آموخت  که  نمی‌دانست‌.

این  نخست