ه و آله و سلّم  فرموده  است‌: 

(إن في أصلاب أصلاب أصلاب رجال ونساء من أمتي يدخلون الجنة بغير حساب).

«‌در  پشتهای  پشتهای  پشتهای  مردان  و  زنانی  از  امّت  من‌ کسانی  هستند که  بدون  حساب  و  کتاب  (‌چندانی‌)  وارد  بهشت  می‌گردند».

سپس  خواند:

(وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ).

آنانی  که  هنوز  به  اینان  نپپوسته‌اند (‌و  بعدها  به  دنـیا  می‌آیند‌(.

یعنی  بقیۀ  ‌کسانی‌  که  از  امّت  محمّد  صلّی الله علیه و آله و سلّم  باقی  مانده‌اند  و  بعدها  به  دنیا  می‌آیند.

هر  دو  سخن  جزو  مدل  این  آیه  هستند.  چه  این  آیه  بر  دیگرانی  دلالت  دارد  که  غیر  عرب  هستند.  و  بر  دیگرانی  هم  دلالت  دارد  که  عرب  هستند  و  جدای  از  نسلی  می‌باشند  که  قرآن  در  روزگار  ایشان  نازل  می‌کردیده  است‌.  همچنین  این  آیه  اشاره  دارد  به  این‌ که  زنجیرۀ  این  ملّت  دارای  حلقه‌های  متصّل  و  فراوانی  است‌  که  در  درّه‌های  مکان  و  در  درّه‌های  زمان  لمیده  است  و  به  درازا  کشیده  است‌.  این  نسلهای  مؤمن  در  گسترۀ  مکان  و  در  پهنۀ  زمان‌،  این  امانت  بزرگ  را  برمی‏دارند  و  از  آن  پاسداری  می‌نمایند،  و  بر  آئین  واپسین  یزدان‌،  استوار  و  پایدار  می‌مانند.

(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (٣)

خدا  چیرۀ  کاربجا  است‌.

خدا  نیرومند  و  توانا  بر  گزینش  است‌. کاربجا  و  آگاه  از  موارد  گزینش  است‌.

گزینش  خدا  در  میان  پیشینیان  و  در  میان  پسینیان‌،  فضل  و  لطف  در  حقّ  مردمان‌،  و  بزرگ  داشتن  و  ارزش  دادن  به  برگزیدگان  است‌:

(ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ) (٤)

این  (‌نعمت  بعثت‌)  فضل  و  کرم  خدا  است‌.  آن  را  به  هر  کس  که  بخواهد  (‌و  لائق  و  شایسته‌اش  بداند)  می‌بخشد،  و  خدا  دارای  فضل  و  کرم  بزرگی  است‌.

برگزیدن  خدا  ملّتی  را  یا  گروهی  را  و  یا  فردی  را  تا  این  امانت  بزرگ  را  حمل  ‌کنند،  و  محلّ  نور  خدا  باشند  و  نور  خدا  در  آنان  پرتوافشان  شود،  و  محلّ  دریافت  فیض  و  فضل  خدا  کردند،  و  جایگاه  نـه  تماس  آسمان  با  زمین  شوند،  همـون  ‌برگزیدگانی  ‌از  سوی  خداقعاً‌  لطف‌  و  کرمی  است‌  که  هیچ  لطف  و  کرمی  به  پای  آن  نمی‌رسد  و  همطراز  آن  نمی‌شود.  لطف  و  کرم  بزرگی  است‌  که  بالاتر  و  فراتر  از  هر  چیزی  است‌  که  فرد  مؤمن  از  جان  و  مال  و  زندگی  خود  بذل  و  فدا  می‌کند.  و  بسی  بیشتر  و  افزونتر  از  رنجها  و  خستگیهای  راه  و  دردهای  مبارزه  و  سختیهای  جهاد  است‌.

خداوند  گروه  مسلـانان  مدینه  را،  و  کسانی  را  که  بعد  از  آن‌  گروه  مسلمان  مدینه  آمده‌اند  و  متصّل  بدانان  بوده‌اند، و  کسانی  را  که  بدانان  متصّل  نبوده‌اند  و  بعدها  آمده‌اند،  تذکّر  می‌فرماید  و  به  یادشان  می‌اند‌ازد  این  فضل  و  لطف  را  که  فضل  و  لطف  برگزیدن  آنان  برای  حمل  این  امانت  از  سوی  یزدان  سبحان  است‌.  به  یادشان  می‌اندازد  که  خدا  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  را  از  میان  ایشان  و  در  میان  ایشان  مبعوث  ‌کرده  است  و  برانگیـخته  است‌،  ییغمبری‌  که  ‌کتاب  قرآن  را  برایشان  می‌خواند  و  تلاوت  می‌فرماید،  و  ایشان  را  پاک  و  پاکیزه  می‌دارد،  و  بدیشان  کتاب  قرآن  و  حکـمت  و  فرزانگی  را  می‌آموزد.  بدین  دو  آیه  در گشت  و  گذار  زمان‌،  آن  پشتوانۀ  سترگ  و  بزرگ  زاد  و  توشۀ  الهی  را،  و  نـمونه‌های  واقعی  در  زندگی  گروه  نخستین  مسلمانان  را  وامی‌کذارد.  این  فضل  بزرگ  را  به  یاد  مسلمانان  می‌آورد،  فضل  بزرگی‌  که  در  برابر  آن‌،  همۀ  ارزشها،  و  هـمۀ  نعمتها،‌  کوچک  و  اندک  می‌نماید،  همان‌  گونه  هم  در  برابر  آن‌،  همۀ  فداکاریها  و  جان‌نثاریها  و  دردها  و  ناراحتیها  کم  و  ناچیز  می‌نماید ...

*
بعد  از  آن  چیزی  را  بیان  می‌کند  که  می‌رساند  نقش  یهودیان  در  حمل  امانت  خدا  به  پایان  آمده  است‌؛  دیگر  آنان  دلهائی  برایشان  نمانده  است  که  این  امانت  را  بردارند،  امانتی  که  جز  دلهای  زندۀ  فهمیدۀ  درک ‌کنندۀ  هو‌شیار  مخلصی‌  که  عمل  بکنند  بدانچه  برمی‏دارند،  آن  را  برنمی‌دارد:

(مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) (٥)

کسانی  که  تورات  بدیشان  واگذار  گردید،  ولی  بدان  عمل  نکردند  و  حقّ  آن  را  اداء  ننمودند  به  درازگوشی  می‌مانند  که  کتابهائی  را  برمی‌دارد  (‌ولی  از  محتوای  آنها  خبر  ندارد)‌.  مـردمانی  که  آیات  خدا  را  تکذیب  می‌دارند،  بدترین  مثل  را  دارند.  خداوند  مردمان  ستمکار  را  هدایت  نمی‌دهد  (‌و  به  سعادت  هر دو  سرا  نائل  نمی‌گرداند).

به  بنی‏اسرائیل  تورات  واگذار  گردید،  و  مکلّف  و  موظّف  به  حمل  امانت  عقیده  و  شریعت  شدند  ... 

(ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا).

ولی  بدان  عمل  نکردند  و  حقّ  آن  را  اداء  ننمودند.

حمل  تورات  با  درک  و  شعور  و  علم  و  دانش  می‌آغازد،  و  با  کار  و  تلاش  برای  پیاده‌  کردن  و  جای  دادن  معنی  و  مفهوم  آن  در  جهان  درون  و  در  جهان  بیرون  به  پایان  می‌آید.  و لیکن  تاریخ  زندگانی  بنی‏اسرائیل  -‌ همان‌ گونه  که  قرآن  مجید  ذکر  کرده  است‌،  و  همان ‌گونه  ‌که  در  حقیقت‌،  آن  چنان  است  -  بیان  نمی‌دارد  که  آنان  توانسته  باشند  این  امانت  را  بردارند  و  بر  دوش  بکشند،  و  حقیقت  معنی  و  مفهوم  آن  را  درک‌،  و  بدان  عمل  ‌کنند.  بدین  خاطر  آنان  بسان  الاغهائی  شده‌اند  که  کتاب‌های  قطور  و  بزرگی  را  برمی‏دارند  و  بر  پشت  می‌کشند،  ولی  از  معنی  و  مفهوم  آنها  بی‌خبرند  و  فائده‌ای  برای  آنها  ندارند  جز  سنگینی  بار  آنها.  در  این  صورت  آن  الاغها  صاحب  آنها  نیستند،  و  در  هدف  آنها  شریک  نمی‌باشند!  این  تصویر  ننگین  و  بدی  است‌.  ضرب‌المثل  ناجور  و  زشتی  است‌.  ولی  تصویری  است‌ که  بیانگر  حقیقت  درستی  است‌:

(بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) (٥)

مردمانی  که  آیات  خدا  را  تکذیب  می‌دارند،  بدترین  مثل  را  دارند.  خداوند  مردمان  ستمکار  را  هدایت  نمی‌دهد  (‌و  به  سعادت  هر  دو  سرا  نائل  نمی‌گرداند)‌.بسان  کسانی‌  که  تورات  بر  دوش  ایشان  گذاشته  شد،  ولی  آن  را  بر  دوش  نکشیدند،  همۀ  اشخاصی  این  چنین  بشمارند  که  امانت  عقیده  بر  دوش  آنان ‌گذاشته  می‌شود  سپس  آن  را  بر  دوش  نمی‌کشند  و  به  وظائف  و  تکالیف  آن  برنمی‌خیزند.  مسلمانانی  که  در  گذشته‌ها  بوده‌اند  و  نسلها  و  نسلها  آمده‌اند  و  بسان  چنین  یهودیانی  شمرده  شده‌اند  بسیارند.  کسانی  که  در  این  زمان  زندگی  می‌کنند،  و  نامهای  مسلمانان  را  بر  خود 