ن  (‌و  از  آنها  صحبت  بدار،  و  شکر  آنها  را  با  بذل  و  بخشش  بگزار)‌.

این  رهنمودهائی‌ که  به  اکرام  یتیم  و  دوری ‌کردن  از  قهر  و  زورگوئی  با  او  و  شکستن  دل  او  و  خوار  داشتن  او،  و  بی‌نیاز کردن  گدا  و  نرمش  داشتن  با  او،  و  نگاهداری  حرمت  و  احترام  او  -  همان  گونه‌ که  بارها گفته‌ایـم  -  از  مهمّ‌ترین  پیامهائی  است‌ که  در  محیط  کفر  و  الحاد  و  دشمنانگی  و  ثروت‌اندوزی  و  پول‌پرستی  است‌.  محیطی  که  در  آن  حقّ  ضعیفی  رعایت  نمی‌گردد که  نتواند  با  شمشیر  از  خود  دفاع ‌کند.  اسلام  این  چنین  محیطی  را  با  شریعت  خود  اوج  داد،  و  به  حقّ  و  حقیقت‌،  عدل  و  عدالت‌،  تقوا  و  پرهیزگاری  و  رعایت  قوانـین  خـدا  رسانید.  خدائی  که  از  قوانین  خود  پاسداری  می‌فرماید،  و  از  قوانین  خود  جانبداری  می‌نماید،  و  وقتی‌ که  به  حقوق  بندگان  ضعیفش  تجاوز  و  تعدّی  بشود  خشمگین  می‌گردد،  بندگان  ضعیفی ‌که  نیروئی  و  شمشیری  ندارند  تا  با  آن  از  حقوق  خود  دفاع  نمایند.

و  امّا  سخن‌ گفتن  از  نعمت  خدا  -‌ به  ویژه  نعمت  هدایت  و  ایمان  -‌شکلی  و  نوعی  از  اشکال  و  انواع  شکـرگزاری  کردن  از  بخشندۀ  نعمت  است‌.  این  شکل  و  نوع  شکرگزاری  را  تکمیل  می‌کند  نیکی  با  بندگان  یزدان ‌که  دهندۀ  نعمت  به  انسان  است‌.  نیکی‌ کردن  با  بندگان،  نماد  عملی  شکرگزاری‌،  و  سخن  بیصدا  و  سودمند  و  ارزشمند  ا‌ست  .  .  .

*
-------------------------------------------------------------------
[1] به نقل از کتاب‌: «‌التصویر الفنی فی القـرآن‌«‌. صفحۀ 105 چـاپ  چهارم.سورۀ  شرح  مکّی  و  ٨  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (١)وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ (٢)الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (٣)وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ (٤)فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (٥)إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (٦)فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (٧)وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ) (٨)
این  سوره  پس  از  سورۀ  ضحی  نازل ‌گردیده  است‌.  انگار  مکمّل  آن  است‌.  در  این  سوره  سایه‌روشن  خوشایند،  روح  دوست  داشتنی  مناجات‌،  نمادهای  عنایت‌،  نشان  دادن  موارد  رعایت‌،  مژده  دادن  به  سهل  و  ساده  شدن ‌کار  و  بار،  رفع  مشکلات‌،  فرارسیدن‌ گشایش  و  آسایش‌،  رهنمود  و  رهنمون ‌کردن  به  راز  و  رمز  آسان ‌گردیدن  امور،  و  دستیابی  به  رشتۀ  محکم  و  استوار  تماس  و  ارتباط  است  .  .  .

*
(أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (١)وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ (٢)الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (٣)وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ) (٤)

آیا  ما  سینۀ  تو  را  نگشودیم  (‌و  دلت  را  از  بند  غم  حیرت  رها  نساختیم‌،  و  تاب  تحمّل  نابسامانیهای  محیط  جاهلیّت  و  سختیهای  مسؤولیّت  بزرگ  نبوّت  را  به  تو  عطاء  نکردیم‌؟‌)‌.  و  بار  سنگین  (‌تلاش  فراوان‌،  برای  هدایت  مردمان‌)  را  از  (‌دوش‌)  تو  برنداشتیم‌؟  همان  بار  سنگینی  که  پشت  تو  را  درهم  شکسته  بود؟  و  آوازۀ  تو  را  بلند  نکردیم  و بالا  نبردیم‌؟‌.

این  آیات  پیام  می‌دارند که  روح  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  آزرده  بوده  است  و  به  تنگا  افتاده  است  به  سبب‌ کاری  از  کارهای  این  دعوتی ‌که  یزدان  سبحان  آن  را  بدو  واگذار  فرموده  است‌،  و  به  خاطر گردنه‌های  سخت  و  ناهمواری  که  بر  سر  راه  دعوت  بوده  است‌،  و  به  علّت  مکر  و کید  و  نیرنگ  و  حیله‌ای ‌که  پیرامون  این  دعوت  را  فراگرفته  است  و  آن  را  احاطه ‌کرده  است  .  .  .  این  آیات  همچنین  پیام  می‌دهند که  سینۀ  مبارک  پیغمبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم  بر  اثر  غمهای  سنگین  و  فراوان  این  دعوت‌ گرفته  است  و  سنگین  بار گردیده  است‌.  او  احساس  می‌کرد  بار  رسالت  بر  دوشش  سنگین  و کمرشکن  و  جانفرسا  است‌،  و  او  به  کمک  و  یاری  و  توشه  و  اندوخته‌ای  نیاز  دارد.

بدین  هنگام  است  که  این  راز  و  نیاز  شیرین  درمی‌گیرد،  و  این  سخن  مهربانانه  به‌ گوش  جان  می‌رسد:

(أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ) (١)
آیا  ما  سینۀ  تو  را  نگشودیم  (‌و  دلت  را  از  بند  غم  حیرت  رها  نساختیم‌،  و  تاب  تحمّل  نابسامانیهای  محیط  جاهلیّت  و  سختیهای  مسؤولیّت  بزرگ  نبوّت  را  به  تو  عطاء  نکردیم‌؟‌)‌.

آیا  سینۀ  تو  را  برای  پذیرش  این  دعوت‌ گشاد  و  فراخ  نکردیم؟  و  آیا کار  و  بار  آن  را  برایت  ساده  و  آسان  ننمودیم‌؟  و  آیا  این  دعوت  را  محبوب  دلت  نساختیم‌؟  و  آیا  جادۀ  آن  را  برایت  نکشیدیم  و  صاف  و  هموار  نکردیم‌؟  و  آیا  راه  را  برایت  نورانی  و  روشن  نگرداندیم  تا  در  پرتو  نور  وروشنائی  پایانۀ  سعادتمند  آن  را  ببینی‌؟  در سینه‌ات  به  پژوهش  بپرداز،  آیا  در  آن  آسایش  و  گشایش  و  تابش  و  درخشش  را  نمی‌یابی‌؟  در  حسّ  و  شعو‌ر  خود  مزۀ  این  عطاء  را  آماده  ساز،  و  آن‌ گاه  بگو‌:  آیا  همراه  این  مزه‌،  با  هر رنج  و دردی  خوشی  و  لذّتی  نمی‌یابی‌؟  و  با  هر  خستگی  آسودگی  نمی‌بینی؟  و  با  هر  سختی  و  مشقّتی  سهولت  و  آسانی  احساس  نمی‌کنی‌؟  و  با  هر  محرومیّتی  رضایت  و  خشنودی  نمی‌یابی‌؟

(وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ (٢)الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ) (٣)

 و  بار  سنگین  (‌تلاش  فراوان‌،  برای  هدایت  مردمان‌)  را  از  (‌دوش‌)  تو  برنداشتیم‌؟‌.

باری  را  از  پشت  تو  برداشتیم‌ که  سنگینی  می‌کرد  و  نزدیک  بود  پشت  تو  را  از سنگینی  درهم  شکند  .  .  .  این  بار  را  از  پشت  تو  برداشتیم  با  سعۀ  صدر  و  تاب  تحمّلی  که  به  تو  دادیم‌.  در  نتیجه  این  بار  سنگین  سبک  و  آسان  گردید  .  .  .  تو  را  توفیق  رفیق ‌کردیم‌،  و  برای  رساندن  دعوت  و  نفوذ  در  دلها کمک  و  یاریت  دادیم  و  مستعدّ  و  آماده‌ات  نمودیم‌.  در  پرتو  وحی  کار  دعوت  را  برایت  سهل  و  ساده  کردیم‌.  وحی ای  که  برایت  پرده  از  حقیقت  به  کنار  می‌زند،  و  برای  سهل  و  ساده  و  در کمال  آرامش  فرو بردن  آن  حقیقت  به  دلها  و  درونها  کمکت  می‌کند  و  یاریت  می‌نماید.

آیا  این ‌کمک  و  یاری  و  آرامش  و کامیابی  را  در  حمل  بار  سنگینی ‌که  پشتت  را  می‌شکست  نمی‌یابی  و  نمی‌بینی؟  آیا  بارت  را  سبک  نمی‌یابی  بعد  از  این‌ که  سعۀ  صدر  به  تو  دادیم  و  نیروی  تاب  و  تحمّل  بهره‌ات  ساختیم‌؟

(وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ) (٤)

و  آوازۀ  تو  را  بلند  نکردیم  و  بالا  نبردیم‌؟‌.

آواز‌ۀ  تو  را  در  جهان  فرشتگان  بلند  گرداندیم‌.  آوازۀ  تو  را  در  زمین  بلند گرداندیم‌.  اصلاً  آوازۀ  تو  را  در  سراسر  گسترۀ  هستی  بـلند گرداندیم  .  .  .  آوازۀ  تو  را  بلند  گرداندیم  و  اسم  تو  را  همراه  با  اسم  خدا کردیم  هر  زمان  که  لبهائی  نام  خدا  را  ببرد:

( لا اله  الّا  الله‌‌. محمّد  رسول  الله‌)‌.

جز  خدا  معبودی  نیست‌.  محمّد  فرستادۀ  خدا  است‌.  بالاتر  از  این  بلندی  و  والائی‌،  بلندی  و  والائی  وجود  ندارد.  فراتر  از  این  منزلت  و  مکانت‌،  منزلت  و  مکانتی  نیست‌.  این  