  آسایش،  و  راه  به  سوی  سختی  و  مشقّت‌.

و  امّا  بخش  دوم  از  سرنوشت  و  فرجام  هر گروهی  سخن  می‌گوید.  پرده  برمی‏دارد  از  پایان‌ گشت  و گذار کسی‌ که  خدا  او  را  برای  رفاه  و  آسایش  مهیّا  و  آماده  فرموده  است‌،  و کسی‌ که  خدا  او  را  برای  سختی  و  مشقّت  مهیّا  و  آماده  نموده  است‌.  پیش  از  هر چیز  بیان  می‌دارد  هـر  عاقبت  و  فرجامی  و  هر  جزا  و  سزائی‌ که  به ‌گروهی  می‌رسد،  عدل  و  عدالت  و  حقّ  و  حقیقت  است‌.  عاقبت  و  فرجام  و  جزا  و  سزا  نیز  قطعاً  درمی‌رسد  و  حتماً  پیش  می‌آید.  خدا  هدایت  را  برای  مردمان  روشن  فرموده  است‌،  و  ایشان  را  از  آتشی  بیم  داده  است‌ که  زبانه‌کش  و  شعله‌ور  است‌:

(إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى (١٢)وَإِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَالأولَى (١٣)فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (١٤)لا يَصْلاهَا إِلا الأشْقَى (١٥)الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (١٦)وَسَيُجَنَّبُهَا الأتْقَى (١٧)الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (١٨)وَمَا لأحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (١٩)إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأعْلَى (٢٠)وَلَسَوْفَ يَرْضَى) (٢١)

مسلّماً  نشان  دادن  (‌راه  هدایت  و  ضلالت  به  مردم‌)  بر  عهدۀ  ما  است‌.  و  قطعاً  آخرت  و  دنیا  همه  از  آن  ما  است‌.  من  شما  را  از  آتش  هولناکی  بیم  می‌دهم  که  شعله‌ور  مـی‌شود  و  زبانه  می‌کشد.  بدان  داخل  نمی‌شود  و  نمی‌سوزد  مگر  بدبخت‌ترین  (‌انسانها)‌.  همان  کسی  که  (‌حقّ  و  حقیقت  را  دروغ  می‌داند  و  آن  را)  تکذیب  می‌نماید  و  (‌به  آیات  آسمانی‌)  پشت  می‌کند.  و لیکن  پرهیزگارترین  (‌انسانها)  از  آن  (‌آتش  هولناک‌)  به  دور  داشته  خواهد  شد.  آن  کسی  که  دارائی  خود  را  (‌در  راه  خدا  خرج  می‌کند  و)  می‌دهد  تا  خویشتن  را  (‌به  وسیلۀ  این  کار،  از  کثافت  بخل‌)  پاکیزه  بدارد.  هیچ  کسی  بر  او  حقّ  نعمتی  ندارد  تا  (‌بدین  وسیله  به  نعمتش  پاسخ  گوید  و  از  سوی  او  آن‌)  نعمت  جزا  داده  شود.  بلکه  تنها  هدف  او  جلب  رضای  ذات  پروردگار  بزرگوارش  می‌باشد.  قطعاً  (‌چنین  شخصی‌،  از  کارهائی  که  کرده  است‌)  راضی  خواهد  بود  و  (‌از  پاد‌اشهائی  که  از  پروردگار  خود  د‌ریافت  می‌د‌ارد‌)  خشنود  خواهد  شد.

خداوند  به  سبب  لطف  و کرم  و  مرحمت  و  شفقّتی‌ که  در  حقّ  بندگان  خود  دارد  بر  خویشتن  واجب  فرموده  است  هدایت  را  برای  فطرت  و  عقل  و  شعور  مردمان  روشن  و  آشکار  فرماید،  و  همچنین  هدایت  را  توسط  پیغمبران  و  رسالتهای  آسمانی  و  معجزات  برایشان  هویدا  و  پیدا  سازد.  تا  برای ‌کسی  حجّتی  نماند،  و  به‌ کسی  ستم  نشود:  

(إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى) (١٢)

مسلّماً  نشان  دادن  (‌راه  هدایت  و  ضلالت  به  مردم‌)  بر  عهدۀ  ما  است‌.

پسودۀ  سوم  بیان  قاطعانۀ  حقیقت  سلطه  و  قدرتی  است  که  مردمان  را  احاطه  می‌کند  و  از  هر  لحاظ  دربر  می‌گیرد،  و  مردمان  جز  آن  برای  خود  پناهگاهی  نمی‌یابند:

(وَإِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَالأولَى) (١٣)

و  قطعاً  آخرت  و  دنیا  همه  از  آن  ما  است‌.

پس‌ کجا  می‌گریزد  و  می‌رود کسی ‌که  می‌خواهد  از  دست  خدا  بگریزد  و  به  جائی  پناه  ببرد  و  از  خدا  دور  بشود؟‌!

گذشته  از  این  که  یزدان  سبحان  بیان  داشتن  و  روشن  گرداندن  هدایت  را  برای  بندگان  بر  خود  واجب  فرموده  است‌،  و  افزون  بر  این‌ که  دنیا که  سرای ‌کار  و  عمل  است‌،  و  آخرت  که  سرای  سزا  و  جزا  است‌،  هـر دو  از  آن  خدا  است‌،  به  مردمان  تذکّر  مـی‌دهد  او  است  که  ایشان  را  می‌ترساند  و  برحذرشان  می‌دارد  و  برایشان  راه  و  چاه  را  روشن  می‌فرماید:

(فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى) (١٤)

من  شما  را  از  آتش  هولناکی  بیم  می‌دهم  که  شعله‌ور  می‌شود  و  زبانه  می‌کشد.

این  آتش  سوزان‌،  شعله‌ور  می‌شود.

(لا يَصْلاهَا إِلا الأشْقَى) (١٥)

بدان  داخل  نمی‌شود  و  نمی‌سوزد  مگر  بدبخت‌ترین  (‌انسانها)‌.

بدبخت‌ترین  بندگان  به  طور کلّی‌.  آیا  بدبختی  و  شقاوتی  برتر  و  بالاتر  از  به  آتش  درافتادن  و  بدان  سوختن  وجود  دارد؟  آن‌ گاه  بیان  می‌فرماید  بدبخت‌ترین  فرد  چه  کسی  است‌.  او:

(الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى) (١٦)

همان  کسی  که  (‌حقّ  و  حقیقت  را  دروغ  می‌داند  و  آن  را)  تکذیب  می‌نماید  و  (‌به  آیات  آسمانی‌)  پشت  می‌کند.  

او  دعوت  را  دروغ  می‌شمارد  و  تکذیب  می‌دارد  و  بدان  پشت  می‌کند.  او  به  هدایت  پشت  می‌کند.  پروردگارش  او  را  دعوت  می‌کند  تا  هدایتش  دهد،  همان ‌گونه  که  وعده  می‌دهد  به  هر کسی ‌که  با  شوق  و  رغبت  به  سوی  خدا  بیاید.  امّا  او  از  دعوت  پروردگارش  روی  می‌گرداند.

(وَسَيُجَنَّبُهَا الأتْقَى) (١٧)

و لیکن  پرهیزگارترین  (‌انسانها)  از  آن  (‌آتش  هولناک‌)  به  دور  داشته  خواهد  شد.

چنین  کسی  خوشبخت‌ترین  انسانها  است  و  در  برابر  بدبخت‌ترین  انسانها  ذکر  می‌گردد  .  .  .  آن  گاه  بیان  می‌دارد  خوشبخت‌ترین  فرد  چه  کسی  است‌:

(الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى) (١٨)

آن  کسی  که  دارائی  خود  را  (‌در  راه  خدا  خرج  می‌کند  و)  می‌دهد  تا  خویشتن  را  (‌بـه  وسـیلۀ  این  کار،  از  کثافت  بخل‌)  پاکیزه  بدارد.

آن  کسی  خوشبخت‌ترین  فرد  است  که  اموال  و  دارائی  خود  را  خرج  و هزینه  می‌کند  تا  با  خرج ‌کردن  و  هزینه  نمودن  آن  خویشتن  را  پاکیزه  دارد،  نه  این‌ که  بدان  ریاکاری ‌کند  و  برتری  بفروشد  و  تکبّر  بورزد.  اموال  و  دارائی  خود  را  با  خواست  خود  صرف  می‌کند  نه  این‌ که  آن  را  برای  پاسخ  به  نیکی کسی در  حقّ  خود  خرج  نماید.  برای  تشکّر  و  سپاس  از کسی  هم  به  خرج ‌کردن  اموال  و  دارائی  خود  نمی‌پردازد.  بلکه  تنها  و  تنها  محض  رضای  پروردگارش  اموال  و  دارائی  خود  را  صرف  می‌کند،  پروردگار  بزرگوارش  .  .  .

(وَمَا لأحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (١٩)إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأعْلَى) (٢٠)

هیچ  کسی  بر  او  حقّ  نعمتی  ندارد  تا  (‌بدین  وسیله  به  نعمتش  پاسخ  گوید  و  از  سوی  او  آن‌)  نعمت  جزا  داده  شود.  بلکه  تنها  هدف  او  جلب  رضای  ذات  پروردگار  بزرگوارش  می‌باشد.

آن ‌گاه  چه  چیز؟  چه  چیز  انتظار  این  پرهیزگارترین  فرد  را  می‌کشد، ‌کسی‌ که  اموال  و  دارائی  خود  را  خرج  می‌کند  و  می‌دهد  تا  پاکیزه  گردد،  و  رضای  پروردگار  بزرگوارش  را  به  دست  بیاورد؟  پاداشی  که  قرآن  آن  را  به  ارواح  مؤمن  در  اینجا  نشان  می‌دهد  شگفت  و  شگرف  است‌.  ناگهانی  است‌.  برخلاف  عرف  و  عادت  است‌.

  (وَلَسَوْفَ يَرْضَى) (٢١)

قطعاً  (‌چنین  شخصی‌،  از  کارهائی  که  کرده  است‌)  راضی  خواهد  بود  و  (‌از  پاداشهائی  که  از  پروردگار  خود  دریافت  می‌دارد)  خشنود  خواهد  شد.

این  خشنودی  است ‌که  به  دل  این  پرهیزگارترین  فرد  می‌ریزد.  این  خشنودی  است  که  جان  او  را  دربر  می‌گیرد.  این  خشنودی  است  که 