پـرهیزگاری  پیشه  سازد  (‌و  از آفریدگار  خویش  بهراسد)‌. (لیل/5و6)                                       

(مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (٨)وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى) (٩)

کسی  که  تنگچشمی  بکند  (‌و  به  بذل  و  بخشش  دارائی  در  راه  خدا  دست  نیازد)  و  خود  را  بی‌نیاز  (‌از  خدا  و  توفیق  و  پاداش  دنیوی  و  اخروی  الهی‌)  بداند،  و  به  پاداش  خوب  (‌خدا  در  این  سرا،  و  خوبتر  خدا  در  آن  سرا)  ایمان  و  باور  نداشته ‌باشد.  (لیل/8و9)

کسی‌ که  جان  خود  را  و  مال  خو‌د  را  بدهد  و  ببخشد،  و  از  خشم  و  عذاب  خدا  خود  را  بپرهیزد،  و  به  این  عقیده  ایمان  و  باور  داشته  باشد،  عقیده‌ای ‌که  وقتی ‌گفته  شد:  (‌حُسنی  )  خوب  نام  آن  و اسم  خاص  آن  شود  .  .  .

و کسی ‌که  بخل  ورزد  در  جان  خود  و  در  مال  خود،  و  خود  را  بی‏نیاز  از  خدا  و  از  هدایت  او  بداند،  و  این  عقیدۀ  خو‌ب  را  تکذیب‌ کند  .  .  .

اینان  دو  صف  هستند،  صفهائی‌ که  در  هر یک  از  آنها  مرد‌مان  مختلفی‌،  و  سعی  و  تلاش  جداگانه‌ای‌،  و  برنامه‌های  متفاوتی‌،  و  هدفهای  مختل‌،  قرار دارد.  هر یک  از  این  دو  صف  در  این  زندگی  راهی  را  در  پیش  می‌گیرد  .  .  .  و هر یک  از  این  دو صف  در  راه  خود  توفیق  پیدا  می‌کند!

(فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (٥)وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (٦)فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى) (٧)

کسی  که  (‌در  راه  خدا  دارائی  خود  را)  بذل  و  بخشش  کند،  و  پرهیزگاری  پیشه  سازد  (‌و  از  آفریدگار  خویش  بهراسد)  و  به  پاداش  خوب  (‌خدا  در  این  سرا،  و  خوبتر  خدا  در  آن  سرا)  ایمان  و  باور  داشته  باشد،  (‌مشکلات  و  موانع  را  برای  او  آسان  می‌سازیم  و  در  کار  خیر  توفیقش  مـی‌دهیم  و)  او  را  آمـادۀ  رفاه  و  آسایش  می‌نمائیم‌.

کسی ‌که  بذل  و  بخشش  می‌کند  و  پرهزگاری  می‌نماید  و  به  خیر  و  خوبی  ایمان  و  باور  دارد،  نهایت  تلاش  خود  را  کرده  است  و  آنچه  در  توان  دارد  بخشیده  است  تا  خویشتن  را  پاک  دارد  و  رهنمود  و  رهنمون  گرداند.  در  این  وقت  او  سزاوار  مدد  و  یاری  خدا  و  توفیق  عطاء  کردن  او  خواهد  بود،  مدد  و  یاری  و  توفیق  الهی  نباشد  چیزی  صورت  نمی‌پذیرد  و کاری  انجام  نمی‌گیرد،  و  انسان  قدرت  و  توان  انجام  دادن  چیزی  نخواهد  داشت‌.  کسی ‌که  خداوند  او  را  آماده  برای  انجام‌ کارهای  ساده  و  آسان  سازد  و  مشکلات  و  دشواریها  را  برای  او  سهل  و  آسوده  فرماید،  به  آرزوی  خود  می‌رسد  .  .  .  ساده  و  آسان  و  بدون  درد  و  ناسازگاری  به  هدف  نائل  می‌گردد  ...  به  آرزو  و  هدف  می‌رسد،  در  حالی ‌که  هنوز  در  این  زمین  به  سر  می‏‎برد.  زندگی  را  ساده  و  آسان  پیش  می‏‎برد.  ساده  و  آسان  بودن  از  نفس  او  بر  همه  چیز  پیرامون  او،  و  بر  همه ‌کس  پیرامون  او،  ریزان  و  باران  می‏‎گردد.  ساده  و  آسان  بودن  در گامهای  او،  و  در  راه  او،  و  در  همۀ ‌کارهائی ‌که  به  دست  می‌گیرد  و  بدانها  دست  می‌یازد،  وجود  دارد.  توفیق  آرام  و  مطمئن  در کلیّات  و  جزئیّات  کارهای  او  است‌.  این  پلّه  و  درجه‌ای  که  هر چیزی  را  در  لابلاهای  خود  درهم  می‌پیچد.  زیرا  این  پله  و  درجه‌،  دارندۀ  خود  را  با  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در  وعده‌ای  که  پروردگارش  بدو  داده  است  راه  می‌برد:

(وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى) (٨)‌[3]

ما  تو  را  برای  شریعت  ساده  و  آسان  (‌آئین  اسلام‌)  آماده  می‌سازیم  (‌و  کارهای  خیری  را  برای  تو  اسان  می‌نمائیم  و  در  انجام  آنها  توفیقت  می‌دهیم‌)‌.(‌اعلی‌/‌٨)  

(وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (٨)وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (٩)فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى (١٠) وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى) (١١)

و  امّا  کسی  که  تنگچشمی  بکند  (‌و  به  بذل  و  بخشش  دارائی  در  راه  خدا  دست  نیازد)  و  خود  را  بی‌نیاز  (‌از  خدا  و  توفیق  و  پاداش  دنیوی  و  اخروی  الهی‌)  بـداند،  و  به  پاداش  خوب  (‌خدا  در  این  سرا،  و  خوبتر  خدا  در  آن  سرا)  ایمان  و  باور  نداشته  باشد  .  .  .  او  را  آماده  برای  سختی  و  مشقّت  (‌و  زندگی  بس  مشکل  و  ناگوار  دوزخ‌)  می‌سازیم‌.  در  آن  هنگام  که  (‌به  گور)  پرت  می‏‎گردد،  دارائیش  چه  سودی  به  حال  او  دارد؟‌.

کسی‌ که  تنگچشمی  بکند  در  جان  و  مال  خود،  و  خود  را  از  پروردگارش  و  از  هدایت  و  رهنمود  و  رهنمونش  بی‏نیاز  بداند،  و  دعوت  او  و  آئین  او  را  تکذیب‌ کند  و  دروغ  بنامد،  به  نهایت  فسادی  می‌رسد  که  انسان  با  دست  خویش  خود  را  بدان  پرت  می‌گرداند  و  می‌اندازد.  و  سزاوار  آن  می‌گردد که  خدا  هر چیزی  را  برای  او  مشکل  گرداند.  این  است  که  او  را  آماده  برای  گرفتار  آمدن  به  مشکلات  می‌سازد،  و  او  را  موفّق  می‌کند که  به  هر گونه  سختی  و  بلائی  دچار  شود،  و  وی  را  از  هر گونه  چیز  سهل  و  ساده‌ای  محروم  می‌دارد!  و  در  هر گامی  از  گامهایش  مشقّت  و تنگنائی  پدید  می‌آورد،  و  وی  را  از  راه  هدایت  منحرف  می‌گرداند  و  به  کژراهه‌اش  می‌اندازد.  او  را  در  راه  بدبختی  رهسپار  می‌گرداند،  هر چند که ‌گمان  برد  که  او  در  راه  رستگاری  گام  برمی‏دارد.  او  می‌افتد  و  سکندری  می‌خورد.  لغزشی  را  با  لغزشی  پاسخ  می‌گوید  و  افتان  و  خیزان  از  راه  خدا  دور  می‌شود،  و  سکندریهای  پیاپی  او  را  از  رضا  و  خشنودی  خدا  دور  می‌افکند  .  .  .  هنگامی که  در  پایان  سکندریها  و  انحرافها  پرت‌ گردید  و  فروافتاد  دارائی  و  اموالی  که  بدان  بخل  ورزیده  است  هیچ  گونه  فائده‌ای  بدو  نمی‌رساند،  و  دارائی  و  اموالی  که  با  داشتن  آن  خویبثش  را  از  خدا  و  هدایت  او  بی‏نیاز  دیده  است  به  یاری  و کمکش  نمی‌شتابد  و  سودی  به  حالش  ندارد  .  .  . 

(وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى) (١١)

در  آن  هنگام  که  (‌به  گور)  پرت  می‏‎گردد،  دارائیش  چـه  سود‌ی  به  حال  او  د‌ارد؟‌.

راه  شرّ  و  بلا  و گناه  و  معصیت  را  ساده  و  آسان‌ کردن‌،  سهل  و  ساده‌ کردن  راه  دشواریها  و  سختیها  بشمار  است‌.  

اگر  انجام‌ دهندۀ ‌گناه  و  معصیت  در  این  زمین  هم  از  دشواریها  و  سختیها  نجات  و  رهائی  پیدا کند،  به  دوزخ  گرفتار  می‌آید.  آیا  دشوارتر  و  سخت‌تر  از  دوزخ  چیزی  یافته  می‌شود؟  واقعاً  دوزخ  است ‌که  دشوار  و  سخت  و  ناگوار  و  نابهنجار  است‌!  .  .

بدین  منوال  و  بر  این  روال  بخش  نخستین  سوره  به  پایان  می‌آید.  در  آن  دو  راه  و  دو  روش  پدیدار  آمد  برای  همۀ  انسانها  در  همۀ  مکانها  و  زمانها.  روشن  گردید که  انسانها  دو گروه  هستند  و  هر یک  پرچم  خود  را  دارد.  یعنی  دو  پرچم  در  میان  است  و  بس،  هر اندازه  هم  شکلها  و  رنگها  متنوّع  و  متعدّد  باشند.  هر  انسانی  هم  در  حقّ  خود یاری  را  انجام  می‌دهد که  خودش  آن  را  برای  خود  برمی‏گزیند.  با  توجّه  به  عمل  هر کسی  خدا  راه  را  برایش  مهیّا  و  میسّر  می‌فرماید:  راه  به  سوی  رفاه  و