 وَالأولَى (١٣)فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (١٤)لا يَصْلاهَا إِلا الأشْقَى (١٥)الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (١٦)وَسَيُجَنَّبُهَا الأتْقَى (١٧)الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (١٨)وَمَا لأحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (١٩)إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأعْلَى (٢٠)وَلَسَوْفَ يَرْضَى) (٢١) 

در  چهارچوب  صحنه‌های  جهان  و  سرشت  انسان‌،  این  سوره  حقیقت ‌کار  و  عمل  و  سزا  و  جزا  را  بیان  می‌دارد.  از  آنجا  که  این  حقیقت‌ گوناگون  و  دارای  نمادهای  مختلف  است‌:

(إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (٤)فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (٥)وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (٦)فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (٧)وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (٨)وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (٩)فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى) (١٠)

سعی  و  تلاش  شما  جوراجور  و  گوناگون  است  (‌و  لذا  جزا  و  سزای  شما  هم  متفاوت  و  مختلف  خواهد  بود)‌.  کسی  که  (‌در  راه  خدا  دارائی  خود  را)  بذل  و  بخشش  کند،  و  پرهیزگاری  پیشه  سازد  (‌و  از  آفریدگار  خویش  بهراسد)  و  به  پاداش  خوب  (‌خدا  در  این  سرا،  و  خوبتر  خدا  در  آن  سرا)  ایمان  و  باور  داشته  باشد،  (‌مشکلات  و  موانـع  را  برای  او  آسان  می‌سازیم  و  در  کار  خیر  توفیقش  می‌دهیم  و)  او  را  آمادۀ  رفاه  و  آسایش  می‌نمائیم‌.  و  امّا  کسی  که  تنگچشمی  بکند  (‌و  به  بذل  و  بخشش  دارائی  در  راه  خدا  دست  نیازد)  و  خود  را  بی‌نیاز  (‌از  خدا  و  توفیق  و  پاداش  دنیوی  و  اخروی  الهی‌)  بداند،  و  به  پاداش  خوب  (‌خدا  در  این  سرا،  و  خوبتر  خدا  در  آن  سرا)  ایمان  و  باور  نداشته  باشد،  او  را  آماده  برای  سختی  و  مشقّت  (‌و  زندگی  بس  مشکل  و  ناگوار  دوزخ‌)  می‌سازیم‌. (‌لیل‌/4-10)  

و  همچنین  عاقبت  و  فرجام  نیز  در  آخرت‌،  مطابق‌ کار  و  عمل  و  رویکرد،  مختلف  خواهد  بود:

(فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (١٤)لا يَصْلاهَا إِلا الأشْقَى (١٥)الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (١٦)وَسَيُجَنَّبُهَا الأتْقَى (١٧)الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى) (١٨)

من  شما  را  از  آتش  هولناکی  بیم  می‌دهم  که  شعله‌ور  می‌شود  و  زبانه  می‌کشد.  بدان  داخل  نمی‏گردد  و  نمی‌سوزد  مگر  بدبخت‌ترین  (‌انسانها)‌.  همان  کسـی  که  (‌حقّ  و  حقیقت  را  دروغ  می‌داند  و آن  را)  تکذیب  می‌نماید  و  (‌به  آیات  آسمانی‌)  پشت  می‌کند.  و لیکن  پرهیزگارترین  (‌انسانها)  از  آن  (‌آتش  هولناک‌)  به  دور  داشته  خواهد  شد،  آن  کسی  که  دارائی  خود  را  (‌در  راه  خدا  خرج  می‌کند  و)  می‌دهد  تا  خویشتن  را  (‌به  وسیلۀ  این  کار،  از  کثافت  بخل‌)  پاکیزه  دارد  ...  .  (لیل/14-18)  

بلی  از  آنجا  که  نمادهای  این  حقیقت  دارای  دو  رنگ  و  دو  رویکرد  است‌،  چهارچوبی ‌که  برای  آن  در  سرآغاز  این  سوره  انتخاب‌ گردیده  است  دارای  دو  رنگ  و  نوع  در  جهان  و  هم  در  نفس  انسان  است‌:

 (وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى (١)وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى) (٢)

سوگند  به  شب  در  آن  هنگام  که  (‌روی  زمین  را  فرامی‌گیرد،  و  همۀ  اشیاء  را  با  تاریکی  خود)  می‌پوشاند  (‌و  مردمان  و  جانداران  را  به  استراحت  و  سکون  می‌کشاند)‌.  و  به  روز  سوگند  در  آن  هنگام  که  جلوه‌گر  و  روشن  می‏‎گردد  (‌و  ظلمت  شب  را  می‌راند  و  مردمان  و  جانداران  را  دیگر  باره  به  جنبش  و  تلاش  می‌اندازد!)‌.  

(وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأنْثَى) (٣)

و  سوگند  به  آن  که  نر  و  ماده  را  می‌آفریند. (‌لیل‌/‌٣) 

 این  هم  از  نوآوریها  و  زیبانگاریهای  همآوائی  و  همنوائی  در  تعبیر  قرآنی  است‌.[1]

(وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى (١)وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى (٢)وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأنْثَى) (٣)

سوگند  به  شب  در  آن  هنگام  که  (‌روی  زمین  را  فرامی‌گیرد،  و  همۀ  اشیاء  را  با  تاریکی  خود)  می‌پوشاند  (‌و  مردمان  و  جانداران  را  به  استراحت  و  سکون  می‌کشاند!)‌.  و  به  روز  سوگند  در  آن  هنگام  که  جلوه‌گر  و  روشن  می‏‎گردد  (‌و  ظلمت  شب  را  می‌راند  و  مردمان  و  جانداران  را  دیگر  باره  به  جنبش  و  تلاش  می‌اندازد!)  .  .  .  و  به  آن  که  نر  و  ماده  را  می‌آفریند.

یزدان  سبحان  به  این  دو  نشانۀ  شناخت  خود  سوگند  یاد  می‌کند:  شب  و  روز.  صفت  آن  دو  را  نیز  بیان  می‌فرماید،  صفتی ‌که  صحنه  را  به  تصویر  می‌کشد:

(وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى) (١)

سوگند  به  شب  در  آن  هنگام  که  (‌روی  زمین  را  فرامی‌گیرد،  و  همۀ  اشیاء  را  با  تاریکی  خود)  می‌پوشاند  (‌و  مردمان  و  جانداران  را  به  استراحت  و  سکون  می‌کشاند)‌!.

(وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى) (٢)

و  به  روز  سوگند  در  آن  هنگام  که  جلوه‌گر  و  روشن  می‏‎گردد  (‌و  ظلمت  شب  را  می‌راند  و  مردمان  و  جانداران  را  دیگر  باره  به  جنبش  و  تلاش  می‌اندازد!)‌.

سوگند  به  شب  بدان  هنگام‌ که ‌گسترۀ  جهان  را  می‌پوشاند  و  آن  را  پنهان  می‌نماید.  و  به  روز  سوگند  بدان  هنگام ‌که  پدیدار  و  جلوه‌گر  می‌آید  و  آشکار  و  نمودار  می‌گردد،  و  با  پیدایش  و  جلوه‌گری  روز  همه  چیز  آشکار  و  نمودار  می‌گردد.  شب  و  روز  دو  وقت  مقابل  در  چرخش  و گردش  فلکی‌،  و  دو  زمان  مختلف  در  شکل‌،  و  در  ویژگیها  و  فعل  و  انفعالها،  و  در  آثار  و  پیامدها  هستند  .  .  .  همچنین  یزدان  سبحان  به  آفرینش‌[2]  آفریدگان‌ گوناگون  و  متقابل  در  جنس  خود  سوگند  یاد  می‌کند:

(وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأنْثَى) (٣)

سوگند  به  آن  که  نر  و  ماده  را  می‌آفریند.

این  بند  مکمّل  پدیده‌های  متقابل  و  صنعت  تقابل  در  فضای  این  سوره  و  در  جملگی  حقائق  آن  است‌.

شب  و  روز که  دو  پدیدۀ  فراگیر  هستند،  دارای  دلالت  و  معنی  خود  می‏‎باشند.  دلالت  و  معنائی‌ که  شب  و  روز  آن  را  به  دل  انسان  پیام  می‌دارند‌.  همچنین  شب  و  روز  دلالت  و  معنی  دیگری  هم  دارند،  هنگامی‌ که  انسان  در  بارۀ  آنها  به  تدبّر و  تفکّر بپردازد  و  به  چیزی  بیندیشد که  در  فراسوی  آن  د‌و  پدیده  قرار  دارد.  نفس  انسان  خودبه‌خود  از  دگرگو‌نی  و  چرخش  و گردش  شب  و  روز  متأثّر  می‌گردد.  شب  وقتی ‌که  می‌پوشاند  و  فرامی‌گیرد.  روز  زمانی ‌که  جلوه‌گر  می‌آید  و  پدیدار  می‌شود.  این  دگرگونی  سخنی  و  پیامی  دارد.  سخنی  از  این  هستی‌ که  دارای  رازها  است‌،  و  سخنی  از  این  پدیده‌هائی ‌که  انسان  هیچ  چیزی  از کار  و  بار  آنها  را  در  دست  ندارد.  پیامی  دارد  از  آنچه  در  فراسوی  این  گشت  و گذار  قرار  دارد،  از  قبیل  قدرتی ‌که  چرخ  زمان  را  در  جهان  می‌گرداند  بدان ‌گونه‌ که  انگار  چرخ‌ کوچکی  بیش  نیست‌!  پیامی  از  تغیر  و  تحوّلی  دارد که  هرگز  و  در  هیچ  حالی  از  احوال  بازنمی‌ایستد  و  به  هیچ  وجه  ثابت  نمی‌ماند.

دلالت  دیگری  هم  دارند،  وقتی ‌که  در  بارۀ  آنها  تدبّر  و  تفکّر  بشود.  دلالت  قاطعانه  بر  این که  دست  دیگری  در  م