 برای  ایمان  داشتن‌،  و  به  طور  خاصّ  برای  خود  را  به ‌گردنه  زدن  است‌.  توصیه  و  سفارش  به  صبر  و  شکیبائی  بیانگر  مرتبه‌ای  است‌ که  فراتر  از  خود  صبر  و  شکیبائی  کردن  است‌.  مرتبۀ  پیوستگی  و  ارتباط  مجموعۀ  مؤمنان‌،  و  توصیه  و  سفارش  همدیگر  آنان  به  صبر  و  شکیبائی‌،  و  همکاری  و  همیاری  ایشان  در  انجام  وظائف  ایمان  است‌.  مجموعۀ  مؤ‌منان  جملگی  باید  احساس  یگانه‌ای  نسبت  به  رنج  و  مشقّت  جهاد  داشته  باشند،  و  سختیها  و  دشواریهای  آن  را  به  جان  بخرند،  برای  این‌ که  بتوانند  ایمان  را  در  زمین  تحقّق  بخشند  و  پیاده‌ کنند.  آنان  باید  وظائف  و  تکالیف  ایمان  را  برعهده  بگیرند،  و  همدیگر  را  به  صبر  و  شکیبائی  بخوانند  و  معنی  استقامت  و  پایداری  را  به  یکدیگر  تفهیم‌ کنند،  و  در  انجام  وظائف  و  تکالیف  ایمان  همیار  و  همدست‌ گردند  و  به‌ کمک  و  یاری  همدیگر  بشتابند.  زیرا  مؤمنان  اعضاء  یکدیگرند،  اعضائی‌ که  همدرد  و  همصدا  و  پاسخ  و  همآوایند.  هم  باید  همدیگر  را  به  صبر  و  شکیبائی  در  حمل  بار  سنگین  مشترک  فرابخوانند،  و  یکی  دیگری  را  ثابت ‌قدم  و  استوار  بدارند  تا  مجموعۀ  مؤمنان  خوار  و  پست  نگردند  و  ذلّت  و  رسوائی  نبینند.  باید  همدیگر  را  تقویت  و  پشتیبانی  بکند  تا  شکست  نخورند.  این  هم ‌کاری  جدای  از  صبر  و  شکیبائی  فردی  است‌،  هر چند  که  این  صبر  و  شکیبائی  همگانی‌،  متّکی  بر  صبر  و  شکیبائی  فردی  است‌.  این  امر  به  مؤمن  پیام  می‌دهد  که  وظیفه‌اش  در  جمع ‌گروه  مؤمنان  چیست‌.  وظیفه‌اش  این  است  که  عنصری  نباشد که  خوار  بدارد  و  تضعیف  بکند،  بلکه  باید  عنصری  باشد که  ثابت  و  استوار  بدارد  و  تقویت  بکند.  مؤمن  نباید  به‌ گریز  و  دوری  از  وظیفه  مؤمنان  را  فرا بخواند.  بلکه  مؤمن  باید  مؤمنان  را  به  بینایی  و  دلیری  فرابخواند.  مؤمن  نباید  مایۀ  جزع  و  فزع  شود.  بلکه  مؤمن  باید  مایۀ  اطمینان  و  آرامش‌ خاطر گردد.  توصیه  و  سفارش  به  ترحّم  و  مهربانی  نیز  این  چنین  است‌.  توصیه  و  سفارش  به  ترحّم  و  مهربانی  هم  فراتر  از  ترحّم  و  مهربانی  است‌.  توصیه  و  سفارش  به  تـرحّم  و  مهربانی  پخش‌ کردن  احساس  وظیفۀ  رحم  و  شفقّت  در  میان  صفهای‌ گروه  مؤمنان  از  راه  توصیه  و  سفارش  و  تشویق  و  ترغیب  بدان  است‌،  و  باید  آن  را  وظیفۀ  فردی  و  هم  وظیفۀ  جمعی  معرّفی‌ کرد  و  دانست‌،  و  باید کاری  کرد که  همگان  بدان  آشنا  و  خوگر  بشوند،  و  جملگی  در  این  وظیفه  همدیگر  را کمک  بکنند  و  یاری  بدهند.

معنی‌ گروه  بودن  و  جماعت‌ گردیدن‌،  در  این  رهنمود  و  رهنمون‌،  بارز  و  برجسته  است‌.  این  معنی‌ای  است‌ که  قرآن  و  همچنین  احادیث  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم  آن  را  آشکار  و  برجسته  می‌دارند  به  خاطر  اهمّیّتی‌ که  در  پیاده  کردن  این  آئین  دارد.  چه  این  آئین  دین  جماعت  و گروه  است‌،  و  برنامۀ  ملّت  است‌،  و  مسؤولیّت  فردی  و  حساب  و کتاب  شخصی  در  آن‌ کاملاً  روشن  و  پدیدار  است  .  .  .  آنان ‌کسانیند  که  خود  را  به ‌گردنه  می‌زنند  -  همان‌ گونه  که  قرآن  آن  را  آشکارا  توصیف‌ کرده  است  و کاملاً  مشخّص  داشته است  -  و  فرموده  است‌:

(أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ) (١٨)

آنان  (‌که  دارای  چنین  صفات  و  خصالی  هستند)  سمت  راستیها و اهل سعادتند.

آنان یاران سمت راست هستند، همان گونه که در جاهای دیگری آمده است.[4] یا آنان صاحبان میمنت و برکت و بهره و خوشبختی هستند... هر دو معنی در مفهوم ایمانی ، مربوط و متّصل به یکدیگرند.

*

(وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ (١٩)عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ) (٢٠)
کسانی که آیات ( کتابهای آسمانی و دلائل گسترده در گسترۀ جهانی) ما را نپذیرند، ایشان سمت چپیها و اهل شقاوتند. آتشی آنان را در بر خواهد گرفت که سرپوشیده و دربسته است!

در اینجا نیازی دیده نشده است که اوصاف و صفات دیگری از گروه سمت چپیها گفته شود. خدا بدین بسنده فرموده است که بگوید:

(وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا).

کسانی که ایات ( کتابهای آسمانی و دلائل گسترده در گسترۀ جهانی) ما را نپذیرند...

چون صفت کفر جایگاه همه چیز را می گیرد. هیچ خیر و خوبی با وجود کفر در میان نیست. هیچ شرّ و بدی نیست مگر این که کفر آن را در ضمن دارد یا آن را دربر می گیرد. پس ضرورتی ندارد گفته شود کافران کسانیند که بردگان و بندگان را آزاد نمی کنند ، و به درماندگان و بیچارگان خوراک نمی دهند. گذشته از اینها آنان آیات ما را نمی پذیرند... هرگاه کسانی کافر شوند هیچ چیزی از اینها برایشان سودمند نمی افتد و بدیشان سود نمی رساند ، اگر هم انها را انجام دهند!

آنان یاران سمت چپ ، و اهل شقاوت ، و بدبیار و بدبخت هستند ، و شوم و نحوست دارند... چه یاران سمت چپ ، و چه اهل شقاوت و نحوست معنی شود ، هر دو معنی در مفهوم ایمانی نزدیک به همدیگرند. این سمت چپیها و بدبختیها کسانیند که در آن سوی گردنه مانده اند و خود را به گردنه نزده اند!

 (عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ) (٢٠)
 آتشی آنان را دربر خواهد گرفت که سرپوشیده و دربسته است!.

یعنی آتشی که دربسته است... چه مراد معنی متبادر به ذهن باشد که بسته شدن درهای دوزخ است. بدین معنی که درهای آتش دوزخ بر روی ایشان بسته شده است و آنان در عذاب محبوس و زندانی هستند. و چه معنی ملازم این معنی نزدیک به ذهن مراد باشد. بدین معنی که ایشان از آتش دوزخ بیرون نمی آیند و در آن می مانند. چون درها بر روی آنان بسته شده است ممکن نیست بتوانند از آنجا بیرون بیایند و به ترک آن محلّ بگویند... این دو معنی ملازم یکدیگرند...

*
این حقائق اساسی و بنیادینی در زندگی انسان ، و در جهان بینی ایمانی است. این حقائق اساسی و بنیادین ، در این مکان کوچک ، با این نیرومندی و با این روشنی ، عرضه می شود... این هم ویژگی تعبیر شگفت و منحصر به فرد قرآنی است...
*
-------------------------------------------------------
[1] مراجعه شود به سورۀ آل عمران‌، آیۀ ٩٦ (‌مترجم‌)  
[2]‌مراجعه شود به  سورۀ بقره‌، آیۀ ١٢٥ (‌مترجم‌)  
[3]بجـای «‌علی وجوههم‌» بر رخساره‌هایشان «‌علی مناخرهم‌» بر  سوراخهای بینیهایشان هم  روایت شده است . . . این بخـش در اصل  متن بود آن را به حاشیه آورده‌ایـم‌. (‌مترجم‌)
[4] نگا: واقعه /38و90و91، و مدّثّر/39.(مترجم)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:25.xml">سوره‌ي فتح آيه‌ي 17-1</a><a class="folder" href="w:html:31.xml">سوره‌ي فتح آيه‌ي 29-18</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:241.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:242.txt">قسمت دوم</a></body></html>سـورۀ ‌شمس  مکّی  و  ١٥  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (١)وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا (٢)وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (٤)وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا (٥)وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا (٦)وَنَفْسٍ وَمَا س