 و  رفته‌اند  و  ایشان  را  به  ایمان  به  یزدان  فراخوانده‌انـد  و  از  عذاب  و  عقاب  خدا  ترسانده‌اند  و  بـه  مغفرت  و  مرحمت  و  نجات  و  رستگاری  او  مژده  داده‌اند،  و  آنان  را  از  روی‌ گردانی  و  سرگردانی  برحذر  داشته‌انـد،  روند  خـبر  دادن  در  این  جولانگاه‌،  و  بدین  شکل  و  صورت‌،  و  به  تصویر  زدن  تماس  قرآن  با  دلهای  جنیان،  تماسـی‌ که  در  این‌ گفتارشان  مجسم ‌و  جلوه‌گر  است‌:

(أَنصِتُوا). خاموش  باشید  و گوش‌ فرادهید.

بدان  هنگام ‌که  تارهای  پرده‌های  گوششان  را  نواخته  است‌،  و  از  راه  سوراخهای  گوشهایشان  به  دلهایشان  خزیده  است  و  نشسته  است‌،  و  این  امر  در  چیزی  جلوه‌گر  و  پدیدار  است ‌که  برای  قوم  خود  از  قرآن  نقل ‌کرده‌اند  و  گفته‌اند  و  ایشان  را  به  پذیرش  آن  دعوت  نموده‌اند،  لازمه‌ي  همه‌ي  اینها  این  است‌که  دلهای  انسانها  را  به  تکان  درآورد،  انسانهائی‌که  قرآن  در  اصل  برای  آنان  به  ارمغان  آمده  است‌.  این  بخش  بدون  شک  آهنگ  دلنوازی  است‌که  دلهای  انسانها  را  سخت  متوجه  ایمان  به  قرآن  می‌سازد.  در  همین  حال  اشاره‌ای  درمی‌رسد  به  پیوندی‌که  میان‌کتاب  موسی علیه السلام  و  این  قرآن  است‌،  اشاره‌ای  که  بر  زبان  جنیان  می‌رود.  پیدا  است‌که  چـه  الهام  ژرف  و  پیام  دقیق  و  عمیقی  در  این  نگرش  است‌،  الهام  و  پیامی‌که  هماهنگ  و  همآوا  با  چیزی  است‌که  در  این  سوره  آمده  است‌.

همچنین  اشاره‌ای  از  زبان  جنیان  به‌کتاب  باز  جهان  می‌شود،  اشاره‌ای‌که  بیانگر  قدرت  آشکارای  یزدان  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  است‌،  وگواه  بر  توانائی  یزدان  سبحان  بر  زنده‌گرداند‌ن  و  رستاخیز  است‌.  این  هم  مساله‌ای  است‌که  برخی  از  انسانها  در  باره  آن  به  جدال  و  ستیز  می‌پردازند  و  آن  را  نـمی‌پذیرند  و  انکارش  می‌کنند.  به  مناسبت  سخن  از  رستاخیز  و  زندگی  دوباره،  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  نشان  داده  می‌شود:

 (وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ).

روزی  کافران  را  به  کنار  دوزخ  می‌برند  و  ایشان  را  بر  آن  عرضه  می‌کنند.

در  خاتمه‌،  به  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    توصیه  می‌شودکه  در  برابر  ایشان  صبر  و  استقامت  داشته  باشد،  و  عجله‌ای  در  کارشان  نورزد  و  نکند.  بلکه  آنان  را به زمانی  حواله  دارد که  سر رسید  جهان  و  معلوم  و  مشخص  از  سـوی  یزدان  است‌.  آن  زمان  هم  نزدیک  نزدیک  است‌.  انگار  ساعتی  از  یک  روز  است  .  .  .  این  یک  ساعت  عمر  جهان  هم  برای  ابلاغ  است  و  پیش  از  هلاک  است!

*
------------------------------------------------
[1] - حاقه/6 . .  .  صرصر:  باد  تند  و  ویرانگر  و  سرد  و  پر  سرو  صدا  است‌.  «‌عاتیة‌»‌:  سرکش‌.  سخت  ویرانگر.  (‌مترجم)
این‌،  تصویر  زیبا  و  دلربای  حیران‌ کننده‌ای  است‌که  حقيقت  برجا و موجـودی  را  پیش  چشم  می‌دارد.  همچنین  والاترین ‌و بزرگوارترین  نمو‌نه  بشریت  رابه‌تـصویر  می‌زند،  تصویری‌که  دل  بزرگواری  می‌تواند  آن  را  خیال  بکند  و پیش  چشم  بدارد.تصویر بسیار ارزشمند  و والا و  بالاو  درخشان  و  رخشانی‌جلوه گر  می‌آید  وقتی‌که  برای‌مثال  با  تـصویر کینه‌توزانه  زشت  و  پلشت  و  ویرانگر و  پستی  سنجیده  و  مقایسه  ميگردد که  مکتب  کمـونیستي  درانجیل‌ کارل  مارکس  آن  را  به  تصویر  می‌کشد  و  بدان  مژده  می‌دهد،  تصویر کینه‌توزانه‌ای ‌که  بر  ضد  چینها  و  طبقه‌ها،  و  بر  ضد  نسلهای  پیشین  انسانها،  و  بر  ضد  ملتهای  حاضری‌ که‌ کینه‌توزی  زشت  و  پست  طبقاتی  را  نمی‌پذیرند  و  بدان‌ گردن  نـمی‌نهند،  و  بر  ضد ایمان  و  مومنان  هر ملتی  و  هر آئینی‌،  در سینه‌ها  می‌گندد،  و  در درونها  خرناس  می‌کشد!

این  دو  تا  دو  تصویرند که  نه  در  پرتوی  و  نه  در  نشانه‌ای‌،  و  نه  در  پسوده‌ای  و  نه  در  سایه‌روشنی‌،  به  یکدیگر  نمی‌رسند  و  تفاهمی  ندارند.  تصویری  بشریت  را  به  بالاترین  درجه  و  پله  می‌رساند،  و  تصویری  بشریت  را  به  پائین‌ترین  و  پست‌ترین  در که  و  چاله  فرو می‌اندازد  و  پرتش  می‏‎گرداند.  تصویری  نسلها  را  از  فراسوی  زمان‌،  مکان‌،  نژاد،  میهن‌،  قبیله  و  عشیره‌،  و  حسب  و  نسب‌،  پیش  چشم  می‌دارد،  و  انسانها  را  مرتبط  و  پیوسته  و  دارای  ضمانت  اجتماعی  با  یکدیگر،  مهربان،  آشنا،  بالارونده  در  راه  خود  به  سوی  خدا،  و  دارای  سینه‌های  پاک  ازکینه‌،  و  دلهای  زدوده  از  حقد  و  حسد،  می‏‎بیند.  و  تصویری  انسانها  را  دشمنان  خونین  همدیگر  معرفی  می‌کند.  یکی‌کینه‌توز  دیگری  است‌.  این  یکی  به  آن  دیگری  نیرنگ  می‌زند  و  بدوخیانت  می‌کند  و  نادرستی  وکژی  می‌ورزد  و  با  او  دغلکاری  و  حقه‌بازی  می‌نباید.  حتی  اگر  در  پرستشگاه  عبادت  باشند  و  به  نماز  و  نیایش  بایستند،  نماز  و  نیایششان  جز  دامی  بشمار  نمی‌آید! و  به  طورکلی  دین  جز  تله‌ای  نیست‌ که  سرمایه‌داران  برای  زحمتکشان  نصب  می‌کنند! 

 (رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ)  .

این  قافله  ایمان  است‌.  و  این  دعای  ایمان  است‌.  این  قافله‌،  قافله  بس  بزرگ  و  سترگی  است‌.  و  این  دعا،  دعای  ارزشمند  و  ارجمندی  است‌.

*
هنگامی‌که  روند  قرآنی  از  ترسیم  این  تصویر  تابان  و  رخشان  می‌پردازد،  و  آن  را  بالا  می‏‎برد  و  به  افق  می‌رساند،  و  در  قاب  نور  قرار  می‌دهد،  به  سوی  رخدادی  برمـی‌گردد که  این  سوره  در  باره  آن  نازل  گردیده  است‌.  تا  تصویری  ازگروه  دیگری  ترسیم‌کندکه  در  آن  شرکت  دارند،  و  آنان‌گروه  منافقانند:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لإخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ .لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأدْبَارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ .لأنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ .لا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ .كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ .كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلإنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ الل