وختۀ  طاعات  و  عبادات‌،  در  اینجا  آرمیده‌ای‌!)‌،  به  سوی  پروردگارت  بازگرد،  در  حـالی  که  تو  (‌از  کردۀ  خود  در  جهان  و  از  نعمت  آخرت  یزدان‌)  خشنودی‌،  و  (‌خدا  هم‌)  از  تو  خشنود  (‌است‌)‌.  به  میان  بندگانم  درآی  (‌و  همراه  شایستگان  و  از  زمرۀ  بایستگان  شو)‌.  و  به  بهشت  من  د‌اخل  شو  (‌و  خوش  باش‌!)‌.(فجر/27-30) 

در  این  سوره  اشاره‌های  تند  و  سریعی  است  به  محلّهای  نقش  زمین  شدن  و  هلاک  و  نابود  گردیدن ‌گذشتگان  قلدر  و  ز‌ورگو  .  .  .  آواها  و  نواهای  این  سوره ‌گاهی  آو  و  نوای  داستان  خوشایندی  است‌،  و گاهی  آوا  و  نوای  شیون  هلاک  و  نابود گردیدن  نیرومندی  است‌:

(أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (٦)إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (٧)الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلادِ (٨)وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (٩)وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ (١٠)الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ (١١)فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (١٢)فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (١٣)إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ) (١٤)

آیا  ندانسته‌ای  که  پروردگارت  چگونه  با  قوم  عاد  رفتار  کرده  است  (‌و  چه  بلائی  بر  سر  ایشان  آورده  است‌؟‌)‌.  قوم  ارم  که  صاحب  قامتهای  بلند  ستون  مانند،  و  (‌کاخها  و  خیمه‌های‌)  ستوندار  بودند.  کسانی  که  همسان  ایشان  (‌از  نظر  پیکر  تنومند  و  کاخهای  بلند)  باشد  در  شهرها  و  کشورها،  آفریده  و  پیدا  نشده  است‌.  و  (‌آیا  ندانسته‌ای  که  پروردگارت‌)  با  قوم  ثمود  چه  کرده  است‌؟  همان  قـومی  که  صخره‌های  عظیم  را  در  وادی  القری  (‌میان  مدینه  و  شام‌)  می‌بریدند  و  می‌تراشیدند  (‌و  در  دل  کوه‌ها  خانه‌ها  و  کـاخها  می‌ساختند)‌.  و  (‌آیـا  خبر  نداری  که  پروردگارت‌)  با  فرعون  چه  کرده  است‌؟  فرعونی  که  دارای  (‌ساختمانهای  محکم  و  استوار  به  شکل‌)  میخها(‌ی  وارونه  همچون  هرم‌)  بود.  اقوامی  که  در  شهرها  و  کشورها  طغیان  و  سرکشی  کردند.  و  در  آنجاها  خیلی  فساد  و  تباهی  به  راه  انـداختند.  لذا  پروردگار  تو  تازیانۀ  عذاب  را  بر  سر  ایشان  فـرو کوفت  (‌و  شلاق  عذاب  را  پیاپی  بر  آنان  فروآورد)‌.  مسلّماً  پروردگار  تو  در  کمین  (‌مـردمان  و  مترصّد  اعمال  ایشان‌)  است‌. (‌فجر/6-14)  

در  این  سوره  از  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  ارزشـها  و  بینشهای  نامؤمنانه  و  کافرانۀ  انسان  سخن  می‌رود.  این  بخش  از  لحاظ  تعبیر  و  آهنگ‌،  رنگ  ویژه  و  نوع  خاصّی  در  این  سوره  دارد:

(فَأَمَّا الإنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (١٥)وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ) (١٦)

امّا  انسان  (‌آن  انسانی  که  در  پرتو  ایمان  و  خردش  رشد  نـیافته  است‌،  و  شخص  خود  را  همه  چیز  می‌پندارد)  همین  که  پروردگارش  او  را  بیازماید  و  برای  این  کار  او  را  بزرگی  بخشد  و  بدو  نعمت  بدهد،  خواهد  گفت‌:  پروردگارم  مرا  بزرگوار  و  گرامی  و  محترم  و  مکرّم  دیده  است‌!  (‌و  این  عزّت  و  نعمت‌،  حقّ  من  و  شایستۀ  من  است‌)‌.  و  امّا  زمانی  که  پروردگارش  او  را  بیازماید  و  برای  این  کار  روزی  او  را  تنگ  و  کم  نماید،  خواهد  گفت‌:  پروردگارم  مرا  خوار  و  زبون  داشته  است  (‌و  بـا  فقر  و  فاقه‌،  ذلیل  و  حقیرم  نموده  است‌)‌... . (‌فجر/15و16)  

سپس  پاسخی  بدین  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  بینشها  داده  می‌شود  با  بیان  حقیقت  حال  و  احو‌الی‌ که  دارند  و  این  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  بینشها  از  آن  سرچشمه  می‏‎گیرند  و  فرایند  آنها  هستند.  این  حقیقت  شامل  دو  نوع  از  انواع  عبارت‌پردازی  و  نغمه‌پردازی  است‌:

(كَلا بَل لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (١٧)وَلا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (١٨) وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلا لَمًّا (١٩)وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا) (٢٠)

هرگز!  هرگز!  (‌چنین  نیست  که ‌کرامت‌ و ذلّت  انسان  در  نزد  یزدان  به  دارائی  و ناداری  باشد)‌.  بلکه  شما  (‌گذشته  از  اقوال  زشت‌،  افعال  پلشت  هم  دارید!  از  جمله‌:‌)  یتیم  را  گرامی  نمی‌دارید.  و همدیگر را  تشویق  و ترغیب  نمی‌کنید  به  خوراک  دادن  به  مستمند.  و  میراث  را  حریصانه  یکجا  می‌خورید  (‌و  ملاحظۀ  حقّ  بستگان  و  محرومان  و  یـتیمان  و  ضعیفان  نمی‌کنید،  و  حلال  و  حرام  را  رویهم  انباشته‌ و مشتاقانه  صرف‌ می‌کنید)‌.  و  اموال  و  دارائی  را  بسیار  دوست  می‌دارید  (‌و  سخت  دلباختۀ  مال  و متاع  دنیا  هستید،  و لذا  ملاحظۀ  مشروع  و  نامشروع  و  حلال  و  حرام  را  نمی‌کنید)‌.        (‌فجر/‌١٧‌-‌20)  

ملاحظه  می‌شود که  رنگ  و  نوع  واپسین‌،  پلی  میان  حال  و  احو‌الشان‌،  و  میان  چیزی  است ‌که  سرانجام ‌کار  در  انتظارشان  است‌.  بعد  از  این  رنگ  و  نوع  آمده  است‌:  

(كَلا إِذَا دُكَّتِ الأرْضُ دَكًّا دَكًّا) (٢١)

هرگز!  هرگز!  (‌حقیقت  آن  چنان  نیست  که  می‌پندارند)‌.  زمانی  که ‌زمین  سخت  درهم  کوبیده  می‌شود و صاف  و  مسطّح  می‏‎گردد  ...  ...  تا  آخر  .  .  .  (فجر/21) 

 این  بخش  وسط  شدّت  و  حدّت ‌آوا  و  نوای  بیان  نخستین  و  میان  تهدید  و  بیم  واپسین  قرار گرفته  است‌!

از  این  عرضۀ  تند  و  سریع‌،  انواع  و  رنگهای  متعدّدی  پیدا  و  هویدا  می‏‎گردد،  انواع  و رنگهائی‌ که  در  صحنه‌های  این  سوره  جای  دارند.  نواها  و  آواهای  گوناگو‌نی  هم  در  تعبیر  این  سوره  و  در  نغمه‌پردازی  آن  جلوه گر مـی‌آیند  .  .  .  هـمچنین  نظم  و نظام  فراوان  فاصله‌ها  و  تغییر  قافیه‌ها  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد  و  جلوه‌گر  می‌شود،  آن  هم  برحسب  معنیها  و صحنه‌هائی  است ‌که  در  این  سوره  وجود  دارند.  این  سوره  از  این  لحاظ  نـمونۀ ‌کافی  و  وافی‌،  افق  هماهنگی  زیبائی  در  تعبیر  قرآنی  است‌.[1]  ‌گذشته  از  آن‌،  در  این  سوره  به  طور  عموم  زیبائی  انیس  و  مونس  و  دلبر  و  دل‌آرائی  مشاهده  می‌گردد!

و  امّا  اهدافی ‌که  در  این  سوره  است‌،  موضوعهای  آن  را  تشکیل  می‌دهند،  و این  تعبیر هماهنگ  زیبا آنها  را  به  تصویر  می‌کشد،  در زیر  به  طور  مفصّل  آنها  را  بیان  و  بررسی  خواهیم‌ کرد:

*

(وَالْفَجْرِ (١)وَلَيَالٍ عَشْرٍ (٢)وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (٣)وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ (٤)هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ) (٥)

به  سپیده‌ دم  (‌صبحگاهان‌)  سوگند!  و  به  شبهای  دهگانه  سوگند!  و  به  جفت  و  تک  (‌هر چیزی‌)  سوگند!  و  به  شب  سوگند  بدان  گاه  که  (‌به  سوی  روشنائی  روز)  حرکت  می‌کند!  آیا  در  آنچه  گفته  شد،  سوگند  مهمّی  برای  افـراد  خردمند،  موجود  است‌؟‌.

این  سوگند  در  سرآغاز  این  سوره‌،  این  صحنه‌ها  و  آفریده‌ها  را  دربر می گیرد.  صحنه‌ها  و  آفریده‌هائی‌ که  دارای  اروا